- مقدمه ی مؤلف 1
- اشاره 13
- اربعین؛ تجسم ادامه ی عهد مؤمنین 17
- اربعین؛ حرکتی به سوی جامعه ی مهدوی 22
- اربعین؛ مکتب ادامه ی شجاعت 25
- معنای پیروزی امام حسین علیه السلام 27
- کربلا، زندگی در مرزهای دلنواز عشق 29
- اشاره 37
- ماورای اسلحه ها 42
- حضور انقلاب اسلامی در هرجا که حرکتی قدسی در میان است 44
- احساس امّتِ واحده بودن در اربعین 47
- عبور از سیطره ی کمّیت ها 49
- امیدی بزرگ 53
- کار بزرگی در حال وقوع است 59
- چیستی حرکت اربعینی این تاریخ 61
- حضوری برای معنابخشیدن به زندگی 63
- بر روی همین شهادت ها باید حساب باز کرد 67
- عقلِ فهم اربعین 69
- اربعین؛ حرکتی پایدار و رو به جلو 71
- تجربه ی روح مهدوی علیه السلام در اربعین 73
تا آن باطن همیشه مدّ نظر باشد و جامعه ی اسلامی در ظاهرِ دین متوقف نشود و حضور نرم معنویت جای خود را به حضور سخت مادیت ندهد؛ به همان معنایی که حرکت سیدالشهداء علیه السلام قلب و احساس انسان ها را مورد خطاب قرار داد و منشأ تحولی بزرگ در جهان اسلام شد.
راز بالندگی احساس عاشورایی در اربعین این است که یک احساس فردی نیست، بلکه احساسی است اجتماعی و موجب تقابل با استکبار می گردد. زیرا نظر به واقعیتی است که در عالم واقع شده و می تواند به بهترین شکل مناسبات انسانی را به سوی جامعه ای معنوی و عدالت محور مدیریت کند.
همان طور که ملاحظه می کنید این روزها اربعین حالت همه گیر پیدا کرده است، چرا که روح کیفیت گرای جهان اسلام و شیعه که در دویست سال اخیر گمان می کرد با واقع شدن در فرهنگ مدرنیته می تواند آن روح و روحیه را ادامه دهد، متوجه شده با رشد فرهنگ مدرنیته عملاً روح کیفیت گرا به حاشیه می رود لذا بین کیفیت گرایی اسلامی و فرهنگ کمّیت گرای مدرنیته حالت تقابلی به ظهور آمد. ما در دوران صفویه تقابلِ تمدنی با غرب نداشتیم، تنها می خواستیم خودمان دارای تمدنی باشیم در راستای اهداف تشیع، و واقعاً صفویه قدرت تمدن سازی به کمک فرهنگ شیعه را داشت و نشان هم داد و غرب هم به جهت تقابلی که با دولت عثمانی داشت مانع رشد صفویه نشد، در حالی که روح کلّی دولت صفوی کیفیت گرا بود. اساساً شیعه در تمام طول تاریخ، هویت کیفیت گرای خود را حفظ نموده و با آن زندگی کرده و جلورفته است، به همان شکلی که