- مقدمه ی مؤلف 1
- اشاره 13
- اربعین؛ تجسم ادامه ی عهد مؤمنین 17
- اربعین؛ حرکتی به سوی جامعه ی مهدوی 22
- اربعین؛ مکتب ادامه ی شجاعت 25
- معنای پیروزی امام حسین علیه السلام 27
- کربلا، زندگی در مرزهای دلنواز عشق 29
- اشاره 37
- ماورای اسلحه ها 42
- حضور انقلاب اسلامی در هرجا که حرکتی قدسی در میان است 44
- احساس امّتِ واحده بودن در اربعین 47
- عبور از سیطره ی کمّیت ها 49
- امیدی بزرگ 53
- کار بزرگی در حال وقوع است 59
- چیستی حرکت اربعینی این تاریخ 61
- حضوری برای معنابخشیدن به زندگی 63
- بر روی همین شهادت ها باید حساب باز کرد 67
- عقلِ فهم اربعین 69
- اربعین؛ حرکتی پایدار و رو به جلو 71
- تجربه ی روح مهدوی علیه السلام در اربعین 73
در پانزده خرداد سال 1342 حضرت امام خمینی«رضوان الله تعالی علیه» بحث پیروزی خون بر شمشیر را مطرح کردند، در این زمان نیز این ایده ی حضرت امام حسین علیه السلام است که در حرکت اربعینی مردم ظهور کرده تا راهی که انقلاب اسلامی در مقابل بشرِ این دوران گشود، به صورتی وسیع تر در جهان شیعی به ظهور برسد و نفی کلّی استکبار را رقم بزند و پیرو آن، حکّام دست نشانده ی استکبار نیز از میان برداشته شوند.
پس از گذشتِ چهارصد سال از رنسانس - به عنوان یک حرکت برای زندگی برتر به روش سکولار- معلوم شد آن روش نمی تواند جواب نیازهای اصلی بشر را بدهد و در تاریخی که با حرکت اربعین در حال ظهور است، این پیام به گوش می رسد که در چهارصد سال گذشته هیچ نفعی عاید بشر نشد و این حضوری که شما در حرکت اربعینی مردم ملاحظه می کنید نشانه ای است از این که مردم می خواهند بیرون از فرهنگ غرب، زندگی خود را معنا ببخشند. به این جهت است که ما در تعریف اربعین باید خیلی تلاش کنیم و از آن جهت که یک اراده ی عمومی در میان است موضوع را مدّ نظر قرار دهیم و آن را به مدیریت گروهی خاص محدود نکنیم. وقتی امام«رضوان الله تعالی علیه» در رابطه با تحقق انقلاب اسلامی می فرمایند: «اگر من هم برگردم ملت اسلام برنمی گردد. اشتباه نکنید، اگر خمینی هم با شما سازش کند ملت اسلام با شما سازش نمی کند»(1)، ما را متوجه اراده ی عمومی مردم می کنند، به این معنا که انقلاب اسلامی یک حقیقتی است که به قلب ملت اشراق شده و حضرت امام متذکر مردم