با پیشوایان هدایتگر صفحه 252

صفحه 252

ثمّ دعا بزوجی نعال عربیین جمیعاً أحدهما مخصوف والآخر غیر مخصوف والقمیصین: القمیص الّذی أسری به فیه والقمیص الّذی خرج فیه یوم أحد، والقلانس الثلاث: قلنسوة السفر وقلنسوة العیدین والجمع، وقلنسوة کان یلبسها ویقعد مع أصحابه.

ثمّ قال: یا بلال! علی بالبغلتین: الشهباء والدلدل، والناقتین: العضباء والقصوی والفرسین: الجناح کانت توقف بباب المسجد لحوائج رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله یبعث الرجل فی حاجته فیرکبه فیرکضه فی حاجة رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله وحیزوم وهو الّذی کان یقول: أقدم حیزوم، والحمار عفیر فقال: أقبضها فی حیاتی;4

هنگامی که وفات رسول خدا صلی اللّه علیه وآله فرا رسید، عباس بن عبدالمطلب و امیر مؤمنان علیه السلام را خواست و به عباس فرمود: ای عموی محمد! قبول می کنی که ارث محمّد را ببری و قرضش را بپردازی و به وعده هایش وفا کنی؟

او نپذیرفت و گفت: ای رسول خدا! پدر و مادرم قربانت; من پیرمردم و عیالم بسیار و مالم اندک است و تو در سخاوت با باد مسابقه گذاشته ای. چه کسی توان وصایت تو را دارد؟

حضرت اندکی سر پایین انداخت سپس فرمود: عباس! می پذیری که ارث محمّد را ببری و قرضش را ادا کنی و وعده هایش را عملی کنی؟

عرض کرد: پدر و مادرم به قربانت! پیرمردی عیال مند و مالم اندک است و تو در سخاوت با باد مسابقه داری.

فرمود: همانا این وصیت را به کسی می سپارم که شایسته دریافت آن است.

سپس فرمود: ای علی! ای برادر محمد! قبول داری که به وعده های محمد عمل کنی و قرضش را بپردازی و میراثش را بگیری؟

علی علیه السلام عرض کرد: آری پدر و مادرم به قربانت. سود و زیانش با من.

علی علیه السلام فرمود: من به پیامبر نظر می کردم، دیدم انگشتر خویش را از انگشت بیرون کرد و فرمود: تا من زنده ام این انگشتر را به دست کن; چون در انگشتم نهادم، به آن نظر کردم آرزو بردم که از تمام میراث آن حضرت همین انگشتر را داشته باشم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه