- سخن مرکز 1
- مقدمه 1
- پیش گفتار 2
- بخش یکم: در سایه سار زیارت جامعه 3
- چیستی معنای زیارت 4
- زنده بودن امامان 6
- زیارت انبیا و حجت های الهی; زیارت خدا 8
- شبهه ای واهی 9
- هدف از زیارت 11
- چرایی تأکید فراوان بر زیارات 12
- معرفت و شناخت أئمّه از دیدگاه روایات 13
- مقام صالحان و شایستگان 16
- آداب زیارت در مکتب اهل بیت 18
- زیارت جامعه کبیره 19
- سند زیارت جامعه کبیره 20
- صحّت سند زیارت جامعه 21
- استدلال یا استشهاد دانشمندان به زیارت جامعه 37
- بی نیازی زیارت جامعه از سند 47
- زیارت جامعه در گفتار دانشمندان 48
- غلو چیست؟ 52
- غلو از دیدگاه روایات 53
- نه غلوّ و نه تقصیر 56
- غلو از دیدگاه علاّمه مجلسی 60
- شناخت حقیقی 64
- محورهای زیارت جامعه 65
- بخش دوم: سلامهایی از روی معرفت 66
- زیارت جامعه کبیره 67
- اَلسَّلامُ عَلَیْکُمْ یا أهْلَ بَیْتِ النُبَوَّةِ; 68
- معنای سلام 69
- معنای اهل بیت 71
- چرا «اهل بیت النبوّة»؟ 73
- نبوّت پیامبر گرامی پیش از همه انبیا 82
- جایگاه رسالت 86
- محل آمد و شد فرشتگان 86
- جایگاه فرود وحی 90
- معدن رحمت و مهرورزی 94
- رحمت الهی 96
- رحمت الهی از دیدگاه قرآن 98
- ارزش دانش 100
- خازنان علم و دانش 101
- قبح تقدم مفضول بر فاضل 102
- علم رسول اللّه نزد ائمه 103
- علم غیب 106
- حقایق قرآن 108
- نهایت بردباری 111
- تفاوت حلم با صبر 112
- پیشوایان معصوم در بالاترین رتبه حلم و بردباری 113
- نگاهی به حلم و بردباری پیامبر خدا 114
- حلم و بردباری امام حسن 115
- اعتراف دشمن 116
- بنیان های کرامت و بزرگواری 117
- حلم و بردباری دیگر ائمّه 117
- معنای کرم 118
- منشأ شرافت 120
- پیشوایان به سوی کمالات 120
- پیشوایان اُمّت ها 121
- اعتراف غاصبان ستم گر 122
- امامت معنوی 123
- صاحبان نعمت ها 124
- معنای ولیّ نعمت بودن 127
- عنصرهای نیکان 130
- پیروان واقعی 131
- اساس و ستون های خوبان 133
- ائمه، ستون معرفت و عبادت 134
- معنای سیاست و سیاست گذار 137
- معنای عباد 139
- تجلّی سیاست ائمه در زمان امام عصر 146
- سیاست در علم و تربیت 147
- پایه های استوار شهرها 148
- امان زمینیان 154
- آثار معنوی وجود اهل بیت 156
- آثار دیگر 157
- درهای ایمان 161
- علی باب الدین 171
- اهل بیت و امتحان مردم 178
- معنای امانت 179
- اشاره ای به عصمت ائمّه 184
- چگونگی امانت سپاری 185
- خلاصه دودمان پیامبران 190
- زبدگان فرستادگان 193
- عترت پیامبر 194
- واژه «خیرة» 204
- معنای ربّ 209
- امامان هدایت گر 213
- برتری ائمّه بر پیامبران 218
- هدایت گر هر گروهی 221
- اختلاف اُمّت 222
- چراغ های تاریکی 225
- نگاهی به وصایای پیامبر خدا 229
- پرچم های تقوا 232
- صاحبان خرد در اعلا درجه 236
- وارثان پیامبران 244
- نمونه های برتر 256
- معنای دعوت 262
- حجّت های خدا 267
- لزوم حجّت به قاعده لطف 269
- جایگاه های شناخت خدا 275
- معنای برکت 280
- معنای حکمت 284
- حافظان سرّ خدا 290
- منظور از کتاب خدا 299
- اوصیای پیامبر خدا 304
- ذریّه در لغت و عرف 322
- اولاد پیامبر خدا و آیه مباهله 324
- انکار دشمنان 326
- اضافه واژه «ذرّیه» به «رسول اللّه» 334
- فراخوانان به سوی خدا 335
- امام حسن و هدایت مرد شامی 337
- روش های دعوت مردم 342
- رسانندگان به مرضات خدا 343
- خوابیدن حضرت علی به جای حضرت رسول 347
- فرق دلیل با هادی 349
- استواران در امر خدا 351
- معنای «امر اللّه» 353
- کاملان در محبّت خدا 355
- محبوب خدا و پیامبرش 360
- خالصان در توحید خدا 363
- آشکار کنندگان امر و نهی الهی 368
- ولایت ائمه بر احکام شرعی 373
- دیدگاه بزرگان و دانشمندان 379
- بندگان گرامی خدا 383
- مناقبی دیگر 395
- پیشوایان هدایت گر 397
- اهل الذکر 405
- ذخیره الهی 412
- جایگاه علم خدا 421
- حجّت های الهی 422
- راه خدا 428
- نور خدا 437
- برهان های الهی 439
- در محضر معصوم 441
- بخش سوم: گواهی و شهادت به یگانگی خدا و رسالت پیامبر او 441
- شهادت نخست 442
- کلمه «وحده» 448
- کلمه «لا شریک له» 449
- شهادت فرشتگان 449
- صاحبان علم 453
- خدای عزیز و حکیم 455
- شهادت دوم 456
- پیامبر بنده خداست 457
- رسالت هدایت گر 461
- آیین همگانی 465
وصی لقب علی علیه السلام است.
در تاج العروس می افزاید:
سمّی به، لاتّصال سببه ونسبه وسمته بنسب رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله وسببه وسمته;4
چرا به امیر مؤمنان علی علیه السلام وصی گفتند، چون که سبب، نسب و سمت او به نسب، سبب و سمت پیامبر خدا صلی اللّه علیه وآله متّصل بود.
ما این سخن را از عالم، محدّث و لغوی اهل تسنّن می پذیریم که در مورد امیر مؤمنان علی علیه السلام چنین می گوید، هر چند واقعیّت را به طور کامل نگفته است چنان که واضح خواهد شد.
البتّه با دقّت معلوم می شود که همان معنای لغوی «وصی» که در علم فقه اراده شده، در قرآن نیز اراده شده است،5 در علم فقه در کتاب الوصیّه ضوابط برای وصیّت روشن شده و احکامی از ناحیه شارع مقدّس اعتبار شده است; اما به هر حال همان مفهوم لغوی از واژه «وصی» اراده شده است.6
با توجّه به معنای وصیّ و وصیّت، مطلب فراتر از این است که فقط در اتّصال سبب، نسب و سمت باشد; ولی مجموع کلمات اهل لغت دلالت دارد بر این که وصیّت هنگامی مصداق می یابد که بنا باشد چیزی ادامه پیدا کند، و منقطع نشود.
به عبارت دیگر، اگر بنا باشد که راه و خواسته وصیّت کننده به وسیله وصیّ او ادامه پیدا کند و با رفتن او منقطع نگردد، آن گاه وصیّت مصداق می یابد.
از طرفی واژه «عهد» نیز همان وصیّت است. چنین تعبیری به گونه خاص در سخنان اهل تسنّن بسیار به کار رفته است. آنان کلامی را این گونه از عمر بن خطّاب نقل می کنند که به او گفتند: وصیّت کن، گفت:
إن أعهد فقد عهد من هو خیر منّی، یعنی أبا بکر وإن اترک فقد ترک من هو خیر منّی، یعنی رسول اللّه صلی اللّه علیه وآله;7