سلمان فارسی صفحه 10

صفحه 10

از حیات سلمان محمدی که چون دسته گلی از میان هزاران گل زیبا برگزیدیم و چه بسا از گلهایی زیباتر و عطر آگین تر صرف نظر کرده باشیم . شاید خواننده در فصول آینده بخشی دیگر از آن را بیابد . و از خواننده عذر تقصیر می طلبیم چرا که پرداختن به همه مطالب ، برون از حد توان و فراتر از وسع و مجال است و ناچار باید به مقداری که وقت و فرصت اجازه می دهد بسنده کنیم . و اینک فصول و مطالب آینده .

فصل دوم : اسلام آوردن و آزاد شدن از بردگی

داستان اسلام آوردن سلمان

خدای تعالی سلمان محمدی معروف به سلمان فارسی - رحمت و رضوان خدا بر او و حشرنا الله معه را - که در جستجوی دین حق از موطن خود هجرت کرد و رنجها و سختیهای بسیار در این راه تحمل کرد تا آنجا که در این راه به بردگی مبتلا گردید ، تا این که خداوند او را به دین حق هدایت فرمود و بر او منت نهاد . و او در سال اول هجری و مشخصا - به طوری که گفته شده (7) - در ماه جمادی الاولی از آن سال به دین اسلام مشرف گشت . داستان چگونگی رسیدن او به مدینه و آنچه پیش از وصول به مدینه بر او گشت مفصل است و اندکی دارای اختلاف که ما در اینجا در پی بررسی آن وقایع نیستیم .

اما در این شکی نیست که در خلال مهاجرت به بردگی گرفته شده و به منطقه حجاز و مشخصا مدینه آورده شده و به قولی دیگر به ((مکه )) یا ((وادی القری )) برده شده

و سپس به مدینه آورده شده است . او دانسته بود که به زودی پیامبری ظهور خواهد کرد که صدقه نمی خورد ، هدیه می پذیرد و بین دو شانه اش مهر پیامبری ممهور است . پس چون سلمان در محله ((قبا)) پیامبر - صلی الله علیه و آله - را دید و مقداری خرما به عنوان صدقه به او داد و دید آن حضرت به یاران خود فرمود که از آن بخورند و خود از آن نخورد چون صدقه بود این را یکی از آن سه نشانه شمرد . سپس در مدینه حضرتش را دید و مقداری خرما از باب هدیه تقدیمش کرد و این بار دید خود او از آن خرما تناول فرمود .

و زمانی دیگر در محل ((بقیع الغرقد)) آن حضرت را در تشییع جنازه یکی از صحابه خود دید به او سلام کرد و پشت سرش رفت آن حضرت - صلی الله علیه و آله - جامه از پشت خود کنار زد ، چون مهر پیامبری را بر پشت آن جناب دید خود را بر آن افکند و آن مهر را بوسید و گریه کرد آنگاه اسلام آورد و داستان خود را برای رسول الله - صلی الله علیه و آله - حکایت کرد(8) . پس از این - به طوری که خواهیم گفت - از بردگی آزاد گردید .

آنچه ما از این ماجرا می فهمیم

از داستان اسلام آوردن سلمان دانسته می شود که سلمان به انگیزه احساسی و عاطفی یا مصلحت جویی و یا بر اثر اعمال فشار بر او یا به سبب اقتضای جو خاصی اسلام نیاورده است ؛ بلکه پس از

آن که در جستجوی دین حق جلای وطن کرد و زحمات و مشتقات بسیاری در این راه بر خود دین جلای وطن کرد و زحمات و مشقات بسیاری در این راه برخود هموار کرد تا آنجا که به بردگی گرفتار آمد فقط به علت اقناع فکری و پذیرش قلبی اسلام آورد . بعلاوه به طوری که در برخی از روایات - که نقل خواهد شد - آمده است او از آغاز ، به شرک تظاهر می کرده و ایمان خود را پنهان می داشته است . مفهوم این روایات بر این دلالت می کند که دین داری امری فطری است و عقل سلیم انسان را به دین فرا میخواند و سلمان از این طریق به ایمان به خدا و انبیاء و شرایع الهی راه یافت .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه