سلمان فارسی صفحه 15

صفحه 15

2 - آنچه راجع به توصیف و تلقیب ابوبکر به ((صدیق )) گفته صحیح می باشد و ما در کتاب ((الصحیح من سیره النبی الاعظم - صلی الله علیه و آله - ، ج 2 ، ص 263-268 گفته ایم که ملقب شدن ابوبکر به این لقب در زمان اسراء و معراج یا در آغاز بعثت ، یا در ماجرای غار - بر حسب اختلاف ادعاها و اقوال - صحیح نیست . در آن جا گفته ایم که این لقب پس از گذشت مدتی - نه کوتاه - از رحلت پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - بر ابوبکر گذارده شده است .

حال اگر بعد از ملقب شدن ابوبکر به این لقب ، خود او این لقب را در سند آزادی سلمان درج کرده باشد باید گفت : این که انسان القاب و عناوین تعظیم و تجلیل را بر خود بنهد امری غیر متعارف است . انسان بزرگی که برای خود حرمت و احترام می شناسد در چنین موقعیتهایی از اظهار عظمت و برتری ابا کرده فروتنی ابزار می کند . و اگر دیگران او را به لقب ((صدیق )) ملقب ساخته به سبب دوستی ابوبکر و به منظور تجلیل و

تعظیم او ، از جانب خود این لقب را به آن نوشته و افزوده باشند باید بگوییم :

این به معنای این است که دیگران در آن نوشته دخل و تصرف بگذارند چیزی را که در آن مکتوب نبوده بر آن افزوده اند . و این کاری محکوم و مردود است اگر نگوییم کاری ننگ آور می باشد بخصوص که برای یار ابوبکر ، عمر بن خطاب لقب نگذاشته و وصف ((فاروق )) را بر آن نیفزوده اند چنانکه لقب جز او را نیز درج نکرده اند . ناگفته نگذاریم که محدث نوری در ((نفس الرحمان )) این سند مکتوب را بدون وصف ((صدیق )) و با وصف ((ابن ابی قحافه )) از ((تاریخ گزیده )) نقل کرده . این نقل مناسبتر و با ظاهر حال سازگارتر است .

3 - راجع به این که علامه احمدی گفته است ((ابوذر در سال اول هجری به مدینه نیامده بوده و بعد از خندق به مدینه آمده است و این با احصاء او در شمار شهود (در سند سلمان ) منافات دارد)) ، می گوییم :

مقصود این است که ابوذر بعد از خندق به قصد اقامت در مدینه به مدینه آمده است اما پیش از آن شاید به قصد دیدار پیامبر - صلی الله علیه و آله - یا حاجت و ضرورتی دیگر به مدینه آمده و با نوشته شدن این قرارداد مواجه شده و بر آن گواه گردیده و سپس به موطن خود بازگشته است . روایتی دیگر نیز بر حضور او دلالت می کند(40) بدان مراجعه شود .

4 - علاوه بر آنچه گذشت

توصیف ((بلال )) به این که غلام ابوبکر بوده نیز به نظر می رسد از اضافات روات این حدیث است ؛ زیرا به طوری که ما در کتابمان ((الصحیح من سیره النبی الاعظم ، ج 2 ، ص 34-38 گفته ایم بلال غلام ابوبکر نبوده است . و بالاءخره شاهد دیگر بر این که راویان و نویسندگان این حدیث از جانب خود در آن اضافاتی کرده اند این است که عبارت : ((رضی الله عنهم )) بعد از ذکر نام شهود اضافه شده است . چرا که بدون شک این عبارت بعد از نوشته شدن این سند بر آن افزوده شده (نه در زمان کتابت که شهود زنده بوده اند) . حتی این احتمال هم هست که اسامی شهود بعدا در ذیل سند اضافه شده باشد . اما این احتمال بسیار بعید است .

حدیث آزادی سلمان به نقلی دیگر

در بعضی روایات آمده است که : بردگی ، سلمان را مشغول داشت و مانع از حضور او در بدر و احد شد تا اینکه پیامبر اکرم - صلی الله علیه و آله - به او فرمود : ((ای سلمان ! مکاتبه کن )) . پس سلمان با مالک خود مکاتبه کرد تا در مقابل غرس سیصد نخل (و به قولی صد و شصت فسیله یعنی شاخه درخت خرما که در زمین غرس شده و به قولی پانصد نخل و به قولی دیگر فقط صد نخل ) و چهل اوقیه (41) طلا آزاد شود . آنگاه رسول الله - صلی الله علیه و آله - به مسلمانان خطاب کرده فرمود : ((با دادن نخل ، برادرتان (سلمان ) را یاری

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه