سلمان فارسی صفحه 47

صفحه 47

پیامبر - صلی الله علیه و آله - برخوردار بود و بعلاوه نزد اهل بیت و شخص امیرالمؤ منین - علیه السلام - موقعیت و جایگاه مخصوصی و جایگاه مخصوصی داشت . برای نشان دادن منزلت و موقعیت والایی که سلمان بر اثر کارهای برجسته خود در نتیجه آنچه رسول الله - صلی الله علیه و آله - درباره او فرموده بود داشت ، همین بس که یادآور شویم موقعی که به دمشق رفته بود : (( . . . نماز ظهر را اقامه کرد و سپس خارج گردید و مردم نیز خارج شده به دیدار و ملاقات او می رفتند آنچنانکه خلیفه دیدار می شود . ما او را پس از آن که نماز عصر را برای اطرافیان خود امامت کرده و به راه افتاده بود دیدیم ، ایستادیم و به او سلام کردیم و هیچ شریفی (بزرگی ) نماند که او را به ورود در منزل خود دعوت نکند))(133)

همچنین هنگامی که سلمان به مدینه رفت ، عمر به مردم گفت : ((خارج شویم از سلمان استقبال کنیم )) . پس مردم با او از شهر خارج شده به ارتفاعات مدخل شهر رفتند . ما چنین رفتاری را از عمر در مورد هیچ یک دیگر از کارگزارانش یا کسی دیگر از اصحاب رسول الله - صلی الله علیه و آله - سراغ نداریم . علی رغم این که سلمان به آنچه در سقیفه گذشت معترض بود و این جمله او - به فارسی - که درباره ماجرای سقیفه گفت : ((کردید و نکردید))معروف و مشهور است . (134) معنای این جمله اینست که :

کاری انجام دادید (بیعت گرفتن برای ابوبکر) اما گویی هیچ کاری نکردید ؛ زیرا آنچه کردید کار بجایی نبود مثل این که به کسی کار بیهوده ای انجام می دهد گفته می شود : کاری نکردی . (135) و نیز بزودی می آید به هنگامی که پسر عمر و عمرو عاص در پی چاره ای بودند که سلمان را از خواستگاری دختر عمر منصرف کنند ابن عمر به عمرو بن عاص گفت : ((او سلمان است و موقعیتش در اسلام معلوم )) .

از همه اینها گذشته شاید گفتن عمر چنین سخنی را (سلمان منا اهل البیت ) که با مواضع و دیدگاههای خلیفه دوم سازگار نیست ناشی از آن بوده که معتقد بوده است لازمه یک سیاست و موضع ، اعلام و اظهار آن نیست . بنابراین موقعی که اظهار و اعلام ، به موضع و دیدگاه آسیب و زیان برساند باید - فعلا - بر آن سرپوش نهاد و عندالاقتضاء آن را تجاهل و انکار و حتی تقبیح و محکوم کرد ، روشی که منطق سیاسی کسانی است که اهل دنیایند و از حکومت به عنوان ابزار و وسیله نیل به خواستها و اهداف شخصی یا قومی یا گروهی بهره برداری می کنند .

و بالاخره :

روایتی نقل شده که در آن آمده است : ((در حیات رسول الله - صلی الله علیه و آله - عمر بن خطاب از سلمان پرسید تو کیستی ؟ ! (حسب و نسبت چیست ؟ ) سلمان گفت : من سلمان بن عبدالله (فرزند بنده خدا) هستم . گمراه بودم خداوند به

وسیله محمد - صلی الله علیه و آله - هدایتم کرده تهیدست بودم خداوند به وسیله محمد - صلی الله علیه و آله - بی نیازم کرد ، برده بودم خداوند به وسیله محمد - صلی الله علیه و آله - آزادم کرد اینست حسب و نسب من )) . آنگاه از این پرسش (تحقیرآمیز) عمر نزد پیامبر - صلی الله علیه و آله شکایت برد پس آن حضرت - صلی الله علیه و آله - فرمود :

((ای جمعیت قریش ! حسب و نسب انسان دین و مروت اوست و اصل و ریشه اش عقل و خرد اوست خداوند تعالی فرموده است : ما شما را از مرد و زن خلق کردیم و به صورت اقوام و قبایل مختلف درآوردیم تا یکدیگر را بشناسید ((همانا گرامیترین شما پرهیزگارترین شماست ))(136) ای سلمان ! احدی از این جمعیت را بر تو برتری نیست جز به تقوای خدا و اگر تقوای تو بیش از اینها باشد تو برتر هستی ))(137) . یا شبیه به این تعبیر .

پیش از این نیز موضعگیریهای از این نوع از عمر در مقابل سلمان در زمان حیات پیامبر - صلی الله علیه و آله - نقل شد . خلاصه این که قضیه ای که در روایت مورد بحث آمده است یا به نفع خلیفه دوم و برای خدمت به او تحریف یا جعل شده است و یا این که خود خلیفه از روی زیرکی و سیاست دو موضعگیری مختلف ، در مقابل سلمان داشته است روشی که در حیات سیاسی خلیفه نادر و اندک نبوده است .

سوم : من

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه