سلمان فارسی صفحه 48

صفحه 48

فرزند اسلام هستم :

بسیاری از جانوران در زمان خصوصیات و ویژگیهایی که هویت و حقیقت آنها را می سازند دارا هستند و به مجرد به دنیا آمدن نقش خود را در حدی که اقتضاء دارند ایفاء می کنند . اما انسان در زمان زاده شدن ، فاقد خصایص و مختصاتی است که شخصیت او را همچون انسانی که بالفعل دارای خصایص ، ملکات ، قوا و غرایز انسانی است شکل و قوام می بخشد . در زمان تولد ، انسان فقط از استعداد فطری که در او هست برخوردار می باشد ؛ استعدادی که به طور کامل یا ناقص بدان پاسخ مثبت داده می شود و یا این که اصلا ندای آن بی پاسخ گذاشته می شود و از این سرمایه بزرگ بهره برداری نمی شود و در نتیجه انسان به جایی نمی رسد و هرگز به درجه انسانیت نائل نمی گردد .

انسان در زمان تولد فاقد توان ، خرد و اراده و نمی تواند بین اشیاء حتی اشیاء محسوس تمیز دهد . علم و شناخت و خصلتهای نیک و بد مانند شجاعت ، سخاوت ، دوستی ، دشمنی ، حسد ، ریا و . . . را ندارد .

غریزه جنسی و غرایزی دیگر را دارا نیست ، عاجز است حتی از سخن گفتن بلکه به هیچ چیز قادر نیست و به همه چیز احتیاج دارد و مطلقا نمی تواند برای خود نفعی جلب یا از خود ضروری دفع نماید . آنگاه بتدریج و با یاری عوامل خارج از خودش به همه اینها دست پیدا می کند .

هر چند در مراحل

رشد و تکامل ممکن است در دست یافتن به امری از این امور با مانع یا عامل تاءخیر مواجه شود یا این که رسیدنش به امری ، کامل باشد ، یا ناقص باشد و یا بیش از مقدار نیاز باشد و در شکل گرفتن شخصیت انسانی او به عنوان انسانی که - به تمام معنای کلمه - شایسته جانشینی خدا بر روی زمین است خلل و اختلال اساسی ایجاد کند .

پس از آن که انسان به مرحله معینی رسید بر آنچه به دست آورده یعنی توانایی ها ، ملکات و غرایز خود سلطه یافته آنها را جهت می دهد آنچه را که ضعیف است تقویت و آنچه را که ناقص است تکمیل می کند و هر کدام را که نیرومند است کنترل کرده در جهت دست یافتن به درجات کمال انسانی ، متخلق شدن به اخلاق الهی ، تاءکید و تثبیت انسانیت خود و تعالی و رشد آن در راه هدایت خیر مورد بهره برداری قرار می دهد .

اما روشن است - این انسان که می بایست با آنچه و آن کسی که در اطراف اوست و با آنچه خداوند برای خدمت به او مسخرش کرده و تابع اراده او ساخته و شایستگی بهره برداری از آنها را به او عطا فرموده برخورد و رفتار شایسته داشته باشد و به علت بی خبری از بسیاری از رازها و دقایق هستی و حیات نمی تواند به صورت درست و شایسته وظیفه خود را انجام دهد ، به خطا می افتد و به انحراف کشیده می شود و این خطری است که نتایج منفی مهم

و بزرگی را در حیات او و به طور کلی آینده و سرنوشتش بر جای می گذارد .

در این هنگام انسان ناچار است رو به سوی کسی کند که هستی را ابداع کرده ، آفریده ، جهت بخشیده ، تدبیر فرموده و به تمامی دقایق و رموز و آثار و حقایق وجود داناست چرا که فقط اوست که همه نظامها و ضوابط حاکم بر آفریده های خود را می داند و اثرگذاری و اثرپذیری اشیاء نسبت به یکدیگر و چگونگی اندازه و نوع این تاءثیر و تاءثر را می شناسد . آری انسان ناگزیر است رو به سوی او کند ، او امرش را انجام دهد و از نواحی او دوری گزیند و از احکام مقرراتی که پیامبران و فرستادگان الهی که اقامه حجت کرده و معجزه نشان داده اند ، بیان و ابلاغ نموده اند تبعیت کند . این تنها و بی خطرترین راهی است که انسان می تواند از آن راه به هدف برسد و با اراده و اختیار خود به خصلتهای الهی انسانی دست یابد و بر قوا ، غرایز و ملکات خود مسلط و چیره شود و بین آنها موازنه ایجاد کند و به دور از خطرات و مضرات و بدون افراط و تفریط یا فریب و نیرنگ ، آنها را متعادل نموده در خط صحیح نگهدارد .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه