سلمان فارسی صفحه 67

صفحه 67

از این جا است که ضرورت ایجاب می کند این مساءله برای مردم توضیح داده شود و نتایج و پیامدهای آن در ابعاد مختلف بیان گردد تا مردم هشیار شوند و درستی دیدگاه واقع گرایانه اسلام در این زمینه برایشان ثابت گردد و بشریت به تعالیم اسلام و هدایتهای استوار او که ((تقوا))را ملاک برتری بر یکدیگر و معیار ارزیابی انسانیت انسان و مواضع و رفتار او دانسته است پایبند و ملتزم گردند .

فصل سوم : دو سیاست متضاد

خلیفه دوم و سیاست تبعیض نژادی

گذشته از این که می بینیم ((عباس بن عبدالمطلب )) هنگامی که عمر پس از فتح مکه پیشنهاد کرد ابوسفیان کشته شود صریحا عمر را

متهم کرده به این که مواضع او رد مورد ابوسفیان برخاسته از روح قبیله ای و ناشی از تعصب طایفه ای است . عباس به عمر گفت : آرام ای عمر! . به خدا سوگند! اگر ابوسفیان از قبیله بنی عدی بن کعب (قبیله خود عمر) بود چنین نمی گفتی (قتل او را نمی خواستی ) . اما چون او از افراد ((بنی عبد مناف ))است چنین می گویی (210) گذشته از این اتهام صریح ، نصوص تاریخی بسیاری وجود دارند که نشان خلیفه دوم بر تمییز و تفضیل عرب بر هر غیر عربی اصرار می ورزیده و اهتمام تمام داشته به این که این امر را تاءکید و تثبیت کند تا پس از خودش این سیاست پیروی شود و توسط آیندگان ادامه و استمرار یابد .

از سوی دیگر او در تدابیر ، احکام ، مقررات و مواضعی که در شرایط ، مناسبتها و حالات مختلف داشت حقوق غیر عرب را پایمال می کرد ، حرمت ایشان را نگه نمی داشت و شخصیت آنان را مورد تجاوز قرار می داد . برای روشن شدن بخشی از مطلب به سیاستهای او در دو زمینه اشاره می کنیم :

جنبه اول : برتر دانستن عرب

در مورد سیاست و خط مشی او در برتر دانستن عرب به شواهد ذیل اشاره می کنم :

از سخنان معروفی که از او نقل شده اینست که : بر هیچ عربی مالکیت نیست (هیچ عربی مملوک واقع نمی شود)(211) .

و می گوید : ((من خوش ندارم اسارت عرب سنت شود(212) ))و اسیران زن یمنی را در حالی که - برخی از آنها - از

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه