فلسفه زیارت صفحه 44

صفحه 44

قید احترازی است . در کتابهای اخلاق از قوای نفس به «نفس» تعبیر می شود مثلاً می گویند انسان دارای سه نفس مطمئنه ولوامه واماره است، در حالیکه اینها قوای وافعال نفس می باشند نه نفسهای مختلف . مقصود فخر رازی از «نفس ناطقه» معنای منطقی و فلسفی است یعنی ناطق در اینجا به معنای فصل انسان بکار رفته است و اصلاً توجه به معنای اخلاقی آن نمی باشد .

بله اشکالی ندارد که مقصود او از «نفس ناطقه» احتراز از «نفس فلکی» یا «نفس نباتی» و «نفس حیوانی» باشد . بهرحال او کاری به جنبه اخلاقی نفس و نیز نفس سماوی و نباتی وارضی در این رساله ندارد .

نکته دیگر آنکه رازی در این رساله ده دلیل بر اثبات نفس ناطقه ذکر کرده است ، اما هرگز مقصود او انحصار ادله اثبات نفس به این ده دلیل نمی باشد ، زیرا در کتابهای دیگر خود دلیل های دیگری نیز ذکر کرده است که در اینجا نیاورده است . وشاید بتوان گفت ادله و براهین اثبات وجود نفس

انسانی و نیز ادله تجرد آن از صد دلیل عقلی تجاوز نماید . مخصوصاً اگر کتابهای فلسفی و کلامی و اخلاقی مورد تفحص قرار گرفته واستدلالهای آنها بر این دو مسأله جمع شود . واما ادله نقلی و آیات و روایات و خوابها و مکاشفات و... در مورد این مسأله واقعاً غیر قابل احصاء و شمارش است .

فخر رازی در این رساله برای اثبات وجود یا تجرد نفس از دلیل های نقلی استفاده نکرده است ، اما در مسأله بقاء نفس پس از هلاک بدن به سراغ ادله نقلی رفته است . وهمان ادله نقلی ، وجود و تجرد نفس را نیز اثبات می کنند . بهرحال عذر فخر رازی نیز روشن است زیرا او بناء بر اختصار داشته و نخواسته که تمام جوانب مسأله را بصورت گسترده مورد بحث قرار دهد . وتنها برای آنکه بتواند مسأله زیارت قبور را بصورت فلسفی تفسیر نماید به این مباحث به قدر ضرورت پرداخته است

برای پی بردن به اهمیت مسأله وجود و تجرد نفس همین نکته کافی است که صدر المتألّهین رأس تمام منکرات و گناهان و انحرافات را در انکار تجرد نفس دانسته است(1).

الشخص من حیث هو هو باق .

اولین دلیلی را که رازی برای اثبات نفس ذکر کرده است از طریق شکل دوم منطق می باشد ، صورت قیاس چنین است :

الشخص من حیث هو هو باق .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه