فلسفه زیارت صفحه 46

صفحه 46

گاهی یک انسان چاق و سپس لاغر می شود پس معلوم میشود که بدن بقاء و ثبات ندارد . پس چون انسان باقی است و بدن باقی نیست معلوم میشود انسان غیر از بدن است(1).

الثانی قد یعلم نفسه

توضیح این دلیل آنست که هنگام صحبت یا فکر کردن درباره چیزی که برای ما مهم است می گوئیم : «شنیدم ...» یا «فکر می کنم ...» و در این موقع از هر چیز مادی غفلت داریم ، حتی از بدن و تمام اعضای ظاهری و باطنی آن غافل هستیم ، بطوری که هیچ گونه توجهی به دست یا مغز یا قلب خود نداریم اما در عین حال از خود غفلت نداریم . وامکان ندارد که یک چیز در آن واحد هم مورد توجه باشد و هم مورد غفلت ، زیرا تناقض پیش می آید . بنابر این خود انسان چیزی غیر از بدن و قلب و مغز می باشد(2).

ضمناً برهان تجربی ابن سینا درباره کسیکه گویا دفعهً در هوای آزاد آفریده شده و از همه چیز غافل است ولی از خود غفلت ندارد(3)، اصل ومنشأ این دلیل فخر رازی می باشد .

پاورقی


(1) برای توضیح بیشتر این دلیل رجوع شود به «کتاب النفس والروح وشرح قواهما» ص37 ; «المباحث المشرقیه» ج2 ، ص239 ; «سرح العیون فی شرح العیون» ص198 ; «التفسیر الکبیر» ج9 ، ص91 ; «المطالب العالیه» ج7 ، ص101 .
(2) به «کتاب النفس والروح وشرح قواهما» ص40 و «التفسیر الکبیر» ج9 ، ص91 و «المطالب العالیه» ج7 ، ص105 . رجوع شود .
(3) توضیح این دلیل در «المباحث المشرقیه» ج2 ، ص238 آمده است .

الثالث : القوه العاقله

بدن وقوای آن بر عکس نفس و قوای آن می باشند ، مثلاً در کهولت سن بدن و قوای آن رو به ضعف می روند ، اما فهم وادراک که از قوای نفس است قوی می شود

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه