- مقدمه 1
- شبهه 4
- زیارت قبور 4
- پاسخ شبهه 6
- حکم زیارت اهل قبور برای مردان 6
- حکم زیارت قبرها توسّط زنان 16
- نظریه اوّل: حرمت زیارت قبرها 16
- اشاره 16
- پاسخ استدلال ابن تیمیّه 18
- نظریه دوم: کراهت زیارت قبرها 29
- اشاره 29
- ردّ نظریه دوم 29
- نظریه سوم: جواز زیارت قبرها 30
- نظریه چهارم: استحباب زیارت قبرها 35
- زیارت قبر پیامبر صلی الله علیه و آله 38
- نظریّه ابن تیمیّه: حرمت زیارت قبر پیامبران 38
- پاسخ به ابن تیمیّه 45
- اشاره 46
- مطلب اوّل: حدیث «لاتشدّ الرحال ...» 46
- جواب از حدیث «لاتشدّ الرحال» 48
- اشاره 48
- 1. استحباب سفر به قصد زیارت قبر پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله 61
- 2. استحباب سفر برای زیارت قبر امامان و اولیا علیهم السلام 72
- اشاره 75
- دلیل اوّل: اجماع 75
- ایجاد گنبد و بارگاه روی قبرها 75
- شبهه 75
- دلیل دوم: روایت ابیالهیّاج 76
- دلیل سوم: روایات دیگر 77
- دلیل چهارم: ایجاد بنا بر قبور شرک است 78
- پاسخ شبهه 79
- الف: بررسی ادّعای اجماع در تخریب قبور 79
- اشاره 79
- ب: بررسی استدلال به روایت ابی الهیّاج 82
- ج: بررسی روایات نهی از بنای بر قبر 89
- د: بررسی دلیل چهارم 94
- شرک بودنِ بنا بر روی قبور اولیا 94
- نقد استدلال به روایات ارتفاع قبر 98
- متن استدلال 99
- نقد استدلال 105
- احداث مسجد بر روی قبرها 114
- اشاره 114
- شبهه 114
- پاسخ شبهه 117
- شبهه 128
- اشاره 128
- دعا و نماز در کنار قبرها و مشاهد مشرّفه 128
- الف: نماز در کنار قبرها و مشاهد مشرّفه 130
- پاسخ شبهه 130
- ب: دعا در کنار قبرها و مشاهد مشرّفه 144
- فهرست منابع 148
یبلغنی حیثما کنتم. (1)»
«قبر مرا مکان جشن و سرور قرار ندهید، بلکه بر من صلوات بفرستید؛ زیرا صلوات شما هر کجا باشید به من میرسد.»
پاسخ شبهه
حکم زیارت اهل قبور برای مردان
زیارت اهل قبور نزد فقها و اکثر مذاهب اهل سنّت مستحب است و غرض از زیارت اهل قبور، عبرت گرفتن، توجّه به آخرت، دل نبستن به این دنیا، دعا برای اموات و قرائت قرآن در کنار قبور است.
برای استحباب زیارت قبور چند دلیل وجود دارد:
1. روایات
از پیامبر مکرّم اسلام صلی الله علیه و آله با سندها و عبارات گوناگون روایت شده است که آن حضرت ابتدا از زیارت قبور نهی میفرمودند، ولی بعدها مسلمانان را به زیارت قبور امر کردند.
روایاتی که در کتب حدیثی اهل سنّت در خصوص این مطلب از پیامبر صلی الله علیه و آله نقل شده است، سه دستهاند:
1- مسند أحمد، ج 2، ص 367؛ سنن أبی داود السجستانی، ج 1، ص 453؛ مجمع الزوائد، ج 4، ص 3.