میثاق منتظران: شرحی بر زیارت آل یس جلد 1 صفحه 67

صفحه 67

آمدم تا بر تو افتد چشم من

آمدم تا با تو گردم هم سخن

آمدم تا درد من درمان کنی

در خور لطفت بمن احسان کنی

آمدم تا در برویم وا کنی

آمدم خود را بمن اعطا کنی

آمدم تا محو در رویت شوم

آمدم خاک سر کویت شوم

بس بود با غیر تو گفت و شنود

بستن با غیر تو عهد و قیود

بس بود با دوری تو ساختن

پس کی آید تا به تو پرداختن

در کمند خود اسیرم کرده ای

از خلایق جمله سیرم کرده ای

حال می خواهی مرا بیرون کنی؟!

دیده ام را چون دلم پر خون کنی؟!

حاش للّه تو کریمی، سروری

مونسی، جانی، عزیزی، دلبری

مهربانی، مشفقی، بخشنده ای

بلکه بر اوصاف حق زیبنده ای

ای انیس و مونس دیرینه ام

می زنم سنگ تو را بر سینه ام

تا بیفتد عقده ای در کار من

دست تو آید به استنصار من

من گدایم در گدائیم مُصِرّ

هم به فقر محض خود هستم مُقِرّ

بر نمی دارم ز دامان تو دست

بسته ام عهد گدائی در الست

بر سر پیمان خود استاده ام

آنچه خواهی امر کن آماده ام

ای پناه انبیاء دستم بگیر

ای امید اصفیاء دستم بگیر

بی پناهم بی پناهم بی پناه

پر گناهم پر گناهم پر گناه

یک نگاهی گر به روی من کنی

قلب تاریک مرا روشن کنی

عشق تو آخر مرا بیچاره کرد

در میان کوچه ها آواره کرد

با وصال خویش دلشادم نما

از قیود هجر آزادم نما

با دلت قلب مرا پیوند ده

پاسخم را با یکی لبخند ده

ارتباطم را بُبر از هر چه غیر

آنچنان کن تا کنم سوی تو سیر

ای تن و جانم بلا گردان تو

کی کشم دست از تو و دامان تو

شوق دیدارت به من جان می دهد

کی خدا بر هجر پایان می دهد

وای اگر عمر گرانم طی شود

با فراقت نو بهارم دی شود

گر شفیع من تو باشی روز حشر

وحشتی نبود مرا از حشر و نشر

«ملتجی» را بیش از این آگاه کن

دائم او را با خودت همراه کن(1)


1- - نغمه انس، علی اصغر یونسیان: 163 - 166.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه