میثاق منتظران: شرحی بر زیارت آل یس جلد 1 صفحه 86

صفحه 86

گفتم: فرقه های بسیار. فرمود: هفتاد و یک فرقه شدند، آیا همه بر حق هستند؟ گفتم: نه. فرمود: نصاری چند فرقه شدند؟ گفتم: آری، فرقه های مختلف باشند، فرمود: هفتاد و دو فرقه، آیا همه برحق می باشند؟ گفتم: نه. فرمود: ملّت اسلام نیز فرق مختلفه هستند، هفتاد و سه فرقه شده اند، ولی فقط یک فرقه بر حق می باشد!

گفتم: من در جستجوی همین فرقه هستم. چه باید بکنم؟ فرمود: از این طرف برو کاظمین - و اشاره فرمود به جانب غربی - سپس فرمود: برو خدمت شیخ محمّد حسن آل یاسین، حاجت تو برآورده خواهد شد. حرکت کردم و در همان اثنا جوان هم از نظرم غایب شد، هرچه این طرف و آن طرف نگاه کردم ابدا اثری از او ندیدم. تعجّب من زیادتر شد، به خود گفتم: این جوان کی بود و چه شد؟! زیرا در ضمن صحبت و حکایت حال خویش و اینکه در تورات اوصاف پیغمبر و خلفای آن سرور را دیدم و نوشتم. می فرمود: می خواهی من برای تو بخوانم؟ عرض کردم: بفرمایید! شروع به خواندن فرمود به طوری که در دل خویشتن گمان کردم آن تورات خطّی که در خیبر دیدم، گویا همین بزرگوار نوشته است. چون از نظرم غایب شد، دانستم این شخص الهی بوده و از مردم عادّی نبوده، لذا یقین به هدایت کردم.

سپس قوّتی در خود یافتم، به جستجوی برادرم کوشش کردم، پیدایش نمودم و برای اینکه نام کاظمین و شیخ محمّد حسن آل یاسین را فراموش نکنم، مکرّر بر زبان می راندم. برادرم پرسید: این چه دعایی است می خوانی؟ گفتم: دعا نیست، چنین و چنان است، او هم خوشحال شد. پس از سؤال و پرسش به کاظمین رسیدیم و به منزل شیخ وارد شدیم، قصّه را از اوّل تا پایان برای او بیان نمودم، شیخ برخاست ایستاد و به

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه