میثاق منتظران: شرحی بر زیارت آل یس جلد 1 صفحه 87

صفحه 87

شدّت گریه کرد، مرا نزدیک طلبید و مرتّب بر چشم من بوسه زد، یک ساعت همی گریه می کرد و چشم مرا می بوسید و می گفت: با این چشم نظر به جمال والا جلال حضرت ولی عصر - ارواحنا فداه - نمودی؟! مدّتی مهمان شیخ بودیم، خبر ما منتشر شد، خویشان ما از «خیبر» به دایی ما در «بغداد» نوشتند، او در جستجوی ما آمد، شیخ ما را به «سامرّا» فرستاد، (آقای حاجی میرزا ابوالحسن طالقانی فرمودند: مدّتی این دو برادر در «سامرّا» بودند، تا آنکه دایی آنها ملتفت شد، به حکومت شکایت کرد که دو پسر از خانواده ما اموال پدر را دزدیده به «سامرّا» رفته اند. حکومت تعقیب می نمود.)

مرحوم آیت اللّه میرزای بزرگ به آن دو برادر فرمود: دایی شما خیلی اسباب زحمت فراهم کرده، می ترسم به شما ضرری برساند. خوب است شما به «حلّه» بروید و خود را مخفی کنید، مخارج برای ما معیّن فرمود.

به «حلّه» رفتیم. میرزای طالقانی فرمود: چندی پس از نقل این حکایت او را در نجف دیدم. گفت: ساکن حلّه شدیم و کمال آسایش را داریم.(1)

یاری گر حقّ خداوند: وَناصِرَ حَقِّه

«وَناصِرَ حَقِّهِ»؛ و یاری گر حقّ او.

نَصْر در لغت عربی: رسیدن به خیر و عطا کردن خیر به دیگری است، چنانکه گویند: «نَصَرْتُ بَلَدَ کَذا؛ به فلان شهر رسیدم» و گویند: «نَصَرَ اللّه ُ المُسْلِمینَ؛ خداوند پیروزی بر دشمنان را به مسلمانان عطا فرمود».(2)

و ناصر: نعت فاعلی از نصر است، به معنی یاور و یاری گر که در رسانیدن خیر به کسی او را همراهی کند.

و حقّ: لزوم و ثبوت و پایداری است، و هرگاه به واژه دیگری اضافه


1- - معجزات و کرامات: 175 - 183.
2- - معجم مقاییس اللغه: 5/435.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه