- سپاس 1
- تقدیم به 1
- در آمد 2
- پیشینه پژوهش 4
- فصل اول کلیات 4
- گفتار دوم: ماهیت زیارت و هدف از آن 5
- گفتار سوم: گونه شناسی زیارت نامه ها 6
- گفتار چهارم: اهمیت زیارت معصومین(ع) 7
- گفتار پنجم: زیارت حقیقی و اثر آن 9
- فصل دوم: بررسی سندی و محتوایی زیارت جامعه کبیره 11
- گفتار اول: بررسی سندی زیارت جامعه 12
- اشاره 12
- مبحث اول: نگاهی به سلسله سند زیارت جامعه 12
- مبحث دوم: بررسی قوت محتوا و صحت صدور 16
- مبحث سوم: نظر بزرگان و استدلال و استشهاد آن ها به زیارت جامعه 18
- گفتار دوم: بررسی محتوایی زیارت جامعه کبیره 19
- اشاره 19
- مبحث دوم: اهمیت زیارت جامعه کبیره 20
- مبحث اول: وجه تسمیه زیارت جامعه کبیره 20
- مبحث سوم: ویژگی ها و موضوعات کلی زیارت 22
- مبحث چهارم: نگاهی به دو فراز و پاسخ به پرسش 24
- مبحث پنجم: نا روایی وجود غلو در زیارت جامعه کبیره 26
- فصل سوم: طهارت و عصمت ائمه(علیهم السلام) 29
- گفتار اول: نگاه داشت از لغزش 29
- گفتار دوم: ایمنی از فتنه ها 33
- گفتار سوم: پاک از هر گونه آلودگی 35
- گفتار چهارم: دفع پلیدی 36
- گفتار پنجم: پاکی مطلق 38
- گفتار ششم: نگاهی به آیه تطهیر 40
- اشاره 40
- مبحث اول: معنا شناسی واژگان 41
- مبحث دوم: مفهوم اراده در آیه تطهیر 44
- مبحث سوم: مفهوم و مصداق اهل البیت 46
- مبحث چهارم: مفهوم «اذهاب رجس و تطهیر» 49
- مبحث پنجم: شأن نزول آیه 50
- مبحث ششم: نگاهی به روایات درباره این آیه 52
- نقش ائمه در برابر تطهیر ویژه خویش 53
- اشاره 53
- فصل چهارم: آثار و پی آمدهای تطهیر ائمه 53
- مبحث اول: بزرگ داشت جلال الهی 54
- مبحث دوم: بزرگ شمردن شأن الهی 60
- مبحث سوم: نکو داشت کرَم الهی 61
- مبحث چهارم: پایستگی یاد او 62
- مبحث پنجم: تأکید پیمان 63
- در این جمله به ارتباط ائمّه علیهم صلوات الله با خدای متعال در دو مرحله اشاره شده است: 64
- مرحله دعوت و عمل به پیمان 64
- مبحث ششم: تحکیم پیمان فرمان بری 65
- مبحث هشتم: فراخوانی همراه با حکمت و اندرز نیکو به راه الهی 68
- مبحث نهم: فداکاری در راه رضوان الهی 69
- مبحث دهم: شکیبایی در آسیب ها و گزند ها 71
- مبحث یازدهم: برپایی نماز 72
- مبحث دوازدهم: اعطای زکات 73
- مبحث سیزدهم: امر به معروف و نهی از منکر 76
- مبحث چهاردهم: جهاد حقیقی در راه خدا 77
- مبحث پانزدهم: کوشش در ترویج فرهنگ دینی 81
- مبحث شانزدهم: پی جویی رضایت الهی و تسلیم قضای او 85
- کتابنامه 88
- حاصل سخن 88
منظور از معروف همان امام است و کسی که با امامت مخالف می شود منکَر خواهد بود. یعنی معروف در اعلا مراتب خود تجسّم در وجود پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله و امام می یابد و معلوم می شود که آمران به معروف و ناهیان از منکر به معنای حقیقی و تام پیامبر اکرم و ائمّه اطهار علیهم السلام هستند و این معنا در نزد غیر معصومین نخواهد بود.
بنابر این آنان هستند که امرکنندگان واقعی معروف و نهیکنندگان واقعی منکر هستند و به همین خاطر بهترین امتها میباشند. چرا که قرآن میفرماید: «کنتمْ خیْر امه اخْرجتْ للناس تاْمرون بالْمعْروف و تنْهوْن عن الْمنکر».
امام صادق علیه السّلام به ابی بصیر فرمودند:« این آیه بر پیامبر صلّی الله علیه وآله والسّلم نازل شد و منظور از آن اوصیا هستند. سپس فرمود: آنان هستند که با امر به معروف و نهی از منکر، بهترین امتها قرار گرفتهاند. به خدا قسم جبرییل آن را نازل کرد و منظوری جز پیامبر و اوصیا و جانشینان او - که سلام خداوند بر آنان باد – نداشت».
حضرت سید الشهداء علیه السّلام برای برپایی دین اسلام قیامی را آغاز نمود که در کربلا با خون خود، درخت تنومند آن را آبیاری کرد و هدف از این قیام را «امر به معروف و نهی از منکر» معرفی نمود. امام حسین علیه السّلام فرمود:« من قیام نکردم برای سبکسری و سرمستی و نه برای فسادْ برپا کردن و ظلم و ستم نمودن. بلکه قیام کردم برای اصلاح در امت جدم علیه السّلام و قصدم امر به معروف و نهی از منکر است».
مبحث چهاردهم: جهاد حقیقی در راه خدا
«وجاهدتم فی الله حقّ جهاده»
جاهدتم: این واژه از ریشه «جهد» به معنای کوشش کردن و به مشقت افتادن است.
«جهاد» به معنای جنگیدن با دشمن است. این تسمیه از آن جهت است که انسان خودش را به مشقت میاندازد.
فی الله: در ابتدا به نظر میرسد که «فی الله» همان «فی سبیل الله» ( محذوف المضاف ) باشد؛ لیکن معنای لطیفتر آن، «تعلیلی» بودن «فی» است؛لطیفتر بودن تعبیر «جهاد فی الله» از تعبیر «جهاد فی سبیل الله» فاصله انداختن «سبیل» بین «الله» و «مجاهد» است، از این رو «مجاهد فی الله» به خدا نزدیکتر و از اخلاص بیشتری برخوردار است.
حقّ جهاده: این ترکیب که میتوان آن را به جهاد شایسته ترجمه کرد، اضافه صفت به موصوف است و در اصل «حق الجهاد فیه» یا «حق جهادکم فیه» و مانند آن بوده مفعولِ مطلقِ نوعی است که شکل جهاد زیارت شدگان معصوم علیهم صلوات اللهرا بیان میکند. تقدیم «حق» بر «جهاد» از یک سو و اضافه «جهاد» به ضمیر «ه» که به خدا برمیگردد و آن را به وی اختصاص میدهد از سوی دیگر، برای افاده مبالغه بیشتر است.