راه گشای حاجت در خواص آیات سوره های قرآن... صفحه 170

صفحه 170

و حضرت او را قسمی خاص دادند ، قسم تمام نشده که ساعی مرد ، و این امر منصور را ترسانده ، اندامش به لرزه افتاد ، و حضرت را مخیر بین ماندن با اکرام نزد خود ، یا رفتن به سوی حرم جدش ( مدینه ) کرد .

دعای هفتم

7 دعائی(1) است که بار هفتم چون منصور حضرت را احضار کرده ، قسم خورده کار حضرت را تمام ، کرده قبل ا ز شام از آن بزرگوار فارغ شود ، خوانده اند ، روایت را محمد بن عبداللّه اسکندری که از ندیمان و خواص و صاحب سر منصور بوده ، نقل می کند ، که منصور شمشیر داری را خواست ، و به او گفت ، چون ابو عبداللّه صادق علیه السلام را حاضر کرده او را سرگرم سخن نموده ، و عرقچین را از سرم برداشتم ، این نشانه باشد که گردن حضرت را بزن . راوی می گوید در آن وقت حضرت را حاضر کرده ، در خانه به حضرت پیوستم ، لبهای خود را حرکت می داد ، ندانستم چه می خواند ، قصر را دیدم موج می زند ، گویا کشتی است در بین لجه های دریا ، منصور را دیدم با پای و سر برهنه پیشاپیش حضرت راه می رود ، دندانهای وی به هم خورده اندامش می لرزد ، گاهی رنگش سرخ گاهی زرد می شود ، بازوی حضرت را گرفته بر تخت سلطنت خود نشاند ، مانند بنده پیش روی ارباب خود نشست ، تا آنجا که حضرت زود از نزد وی بیرون رفتند ، منصور لحاف خواست ، و خوابید ، نصف شب از خواب بیدار شد ، من بالای سرش نشسته بودم خوشحال شد ، و از من خواست که نمازهای خود را قضاء کند بیرون نروم ، نماز را قضاء کرده و گفت چون امام را حاضر کرده و آن تصمیم بد را درباره اش گرفتم ، اژدهائی دیدم که تمام خانه و قصر را با دم


1- (1) بحار الأنوار 94/298 .
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه