روحانی همراه در عتبات عالیات صفحه 113

صفحه 113

توسل به حضرت موسی بن جعفر (علیه السلام)

هر کجا مرغ اسیری ز غم آزاد کنید             مُرد اگر کنج قفس طائر بشکسته پری چون به زندان به ملاقاتی محبوس روید پسرش نیست که تا گریه کند بر پدرش نگذارید که معصومه خبردار شود

قفسش برده به باغی و دلش شاد کنید یاد از مردن زندانی بغداد کنید از عزیز دل زهرا و علی یاد کنید پس شما گریه بر آن خسرو ناشاد کنید رحم، بر حال دل دختر نا شاد کنید

در تمام زندان ها می گفت: خدا ممنونتم گوشه خلوتی دادی تا تو را عبادت کنم. اما خدا لعنتش کند سندی بن شاهک یهودی در این زندان آخر آن قدر به آقا ظلم کرد، آن قدر تازیانه زد که دیگر لحن مناجات آقا عوض شد. سر به دیوار زندان می گذاشت و صدا می زد: «یَا مُخَلِّصَ الشَّجَرِ مِنْ بَیْنِ رَمْلٍ وَ طِین» ای خدایی که درخت را از میان آب و گل نجات می دهی؛ [یعنی زندان من مرطوب و نمناک است]، «یَا مُخَلِّصَ الْوَلَدِ مِنْ بَیْنِ مَشِیمَهٍ وَ رَحِم» و ای خدایی که طفل را از تاریکی های رحم مادر نجات می دهی [یعنی زندان من تاریک است] خدایا دیگر خلاصم کن. یک روز هم به شیعیان خبر دادند می خواهند امام را از زندان آزاد کنند. همه ی شیعیان جلوی زندان آمدند، یکی می گوید اگر امام را ببینم دستش را می بوسم، یکی می گوید به قدمهایش می افتم، یکی می گوید حاجتم را می طلبم، اما یک وقت ببینند درب زندان باز شد، چهار نفر اطراف یک تخته ای را گرفتند، یکی هم صدا می زند: هذا امام الرفضه.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه