روحانی همراه در عتبات عالیات صفحه 115

صفحه 115

خبیث دستور داد کنیزها پشت درب حجره بروید، کف بزنید، هلهله کنید تا ناله ابن الرضا (علیه السلام) را کسی نشنود. یکی از کنیزها دلش به حال آقا سوخت، آمد ظرف آبی برای آقا ببرد، اما آن نانجیب ظرف را گرفت و به زمین زد گفت: بگذار جواد الائمه (علیه السلام) با لب تشنه جان دهد.

کاش به همین اکتفا می کرد، بعد این که آقا را مسموم کرد و به شهادت رساند، دستور داد بدن حضرت را روی پشت بام ببرند و مقابل آفتاب سوزان بگذارند.

سه بدن بود سه شبانه روز روی زمین ماند، یکی بدن آقا موسی بن جعفر (علیه السلام) که سه شبانه روز روی جسر بغداد ماند. یکی هم بدن آقا جواد الائمه (علیه السلام) که سه شبانه روز روی پشت بام، یکی هم بدن آقا اباعبدالله الحسین (علیه السلام) که سه شبانه روز روی خاک گرم کربلا ماند. آن بدنی که وقتی خواهرش زینب آمد بدن را نشناخت. صدا زد: آیا تو برادر منی؟ آیا تو حسین زینبی؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه