روحانی همراه در عتبات عالیات صفحه 26

صفحه 26

وقتی نادر شاه خواست داخل صحن مقدس حضرت امیر علیه السلام بشود جرأت نکرد، امر کرد زنجیر طلایی به گردنش بیندازند و او را مثل سگ بکشند و او را به درب صحن مقدس ببرند. کسی جرأت نکرد اقدام به این عمل کند، ناگهان دیدند شخصی از بیابان آمد و زنجیر طلا را به گردن نادر انداخت و او را به درب صحن مقدس کشید. نادر شاه مشرف شد و زیارت کرد و برگشت، بعد هرچقدر تجسس کردند که آن شخص را بیابند نیافتند(1).

همچنین وقتی نادر شاه گنبد حرم حضرت امیر (علیه السلام) را تذهیب نمود از وی پرسیدند که بالای قبه مقدسه چه نقش کنیم؟ نادر فوراً گفت: «یَدُاللهِ فَوقَ اَیدِیهِم». فردای آن روز وقتی وزیر نادر میرزا مهدی خان خبر دار شد، گفت: نادر سواد ندارد و این کلام به دلش الهام شده است اگر قبول ندارید بروید مجدداً از او سؤال کنید، لذا آمدند و پرسیدند که در فوق قبه مقدسه چه فرمودید نقش کنیم؟ گفت همان سخنی که دیروز گفتم.(2)

همچنین نادرشاه افشار به واسطه نذری که کرده بود فرمان داد گنبد و گلدسته و ایوان حضرت امیرالمومنین (علیه السلام) را به هزینه او به خشت طلا، زرنگار کنند و بعد خودش با تشریفات سلطنتی به طرف نجف اشرف برای بازدید و زیارت آن حضرت مشرف شد، زمانی که به درب دروازه نجف رسید برخی از اهل تسنن گفتند: شیعیان علی (علیه السلام) عقیده دارند که شراب و سگ در شهر نجف اشرف وارد نمی شود، نادر شاه

1- منتخب التواریخ، ص 119

2- منتخب التواریخ، ص119

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه