رمضان نشان از قامت رعنا صفحه 152

صفحه 152

نماز مغرب و عشاء را در مقام مشهور به مقام امیرالمؤمنین علیه السلام به جا آوردم و برخاستم تا به گوشه ای از اطراف مسجد رفته و افطار کنم. افطارم در آن شب نان و خیار بود. به طرف مشرق مسجد به راه افتادم وقتی از طاق اول گذشتم و به طاق دوم رسیدم. دیدم بساطی فرش شده و شخصی عبا به خود پیچیده، بر آن فرش خوابیده است و شخص معمّمی در لباس اهل علم نزد او نشسته است. به او سلام کردم. جواب سلامم را داد و گفت: بنشین نشستم. سپس از حال تک تک علماء و فضلاء سئوال نمود و من در جاب می گفتم: به خیر و عافیت است. شخصی که خوابیده بود کلمه ای به او گفت که من نفهمیدم و او هم دیگر سؤالی نکرد.

پرسیدم: این شخص کیست که خوابیده است؟ گفت: ایشان سَیّد عالَم است. (سَرور تمام مخلوقات است) جمله او را سنگین دانستم و گمان کردم که می خواهد این شخص را بدون جهت بزرگ شمارد. با خود گفتم: سید عالَم، آن حجّت منتظر علیه السلام است، لذا گفتم: این سید عالمِ است (این آقا شخص دانمشندی است).

گفت: نه، ایشان سَیّدِ عالَم است. ساکت شدم و از کلام او متحیّر گشتم و ازاین که می دیدم در آن شب تاریک، نور بر دیوارها ساطع است، مثل این که چراغهایی روشن باشد، با این که اول شب بود، در حیرت بودم ولی با وجود این موضوع و همچنین با وجود کلام آن شخص که می گوید: ایشان سَیّدِ عالَم است، باز ملتفت نشدم.

در این هنگام شخصی که خوابیده بود، آب خواست، دیدم مردی در حالی که در دستش کاسه آبی بود، ظاهر شد و به طرف ما آمد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه