آموزه هایی از دعای ابوحمزه ثمالی صفحه 87

صفحه 87

کافر برعکس، در برابر تمام نعمت هایی که نصیب مؤمن می شود، به او عذاب می رسد. (1)

وانفساه، حال که اوضاع و احوال چنین است چه باید کرد و کجا باید رفت؟

کاروان رفت و تو در خواب و بیابان در پیش

کی روی، ره ز که پرسی، چه کنی، چون باشی؟ (2)

وای بر من، اگر با چنین حالی به جانب خوابگاهی بروم که برای خواب خود مهیا نکرده ام و با عمل صالح، در آن فرشی نگسترده ام و چرا نگریم درصورتی که نمی دانم مسیرم تا کجاست و به کجا می روم و اکنون می بینم که نفس با من خدعه می کند و روزگار با من مکر می ورزد، درحالی که عقاب مرگ بر سرم پر و بال گشوده است.

پس چرا نگریم؟ می گریم بر جان دادنم. می گریم بر تاریکی قبرم. می گریم بر تنگی جای ابدی خودم. می گریم برای سؤال منکر و نکیر از من. بار خدایا، بر من ببخش و در آن منزل تازه، بر غربتم ترحم فرما تا آنجا هم به غیر تو انس و الفت نگیرم. (3)


1- . ورام بن ابی فراس مالکی اشتری، مجموعه ورام (آداب و اخلاق در اسلام)، ترجمه: محمدرضا عطایی، مشهد، انتشارات آستان قدس، 1369 ه_ .ش، چ 1، ص 529.
2- . حافظ شیرازی.
3- . مفاتیح الجنان، دعای ابوحمزه ثمالی.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه