دعا و اسرار اجابت صفحه 127

صفحه 127

بنده ای که از آتش نجات یافت

امام صادق علیه السلام می فرماید: آخرین بنده ای که می آید پای حساب، سیئات او بر خوبی های او می چربد و اهل جهنم است. او را به طرف جهنم می کشند، سر خود را بالا می کند. این طرف و آن طرف را نگاه می کند. مثل مجرمی که دنبال است یک وسیله نجاتی پیدا کند. می بینید همه درها بسته شده است. دارد به طرف اتش می رود. دیگر تمام است.

خدای متعال به ملائکه می فرماید: «أعجلوه»، یعنی با عجله او را بیاورید. او را می آورند. خطاب میرسد: «عبدی لم التفت»؛ چرا سر خود را مدام این طرف و آن طرف می گردانی؟ دنبال چه می گردی؟

می گوید: «یارب ما کان ظنی بک هذا»؛ خدایا گمان من به تو این نبود. یعنی فکر نمی کردم که کار به اینجا بکشد. من به تو چنین گمانی نداشتم.

پروردگار متعال می فرماید: «عبدی و ما کان ظنک بی ؛ درباره من چه گمان می کردی؟» می گوید: «یا رب کان ظنی بک أن تغفرلی خطیئتی و تسکننی جنتک ؛ پروردگارا، گمان من به تو این بود که تو گناهان مرا میبخشی و من را وارد بهشت می کنی.» خدای متعال می فرماید:

« یا ملائکتی و عزتی و آلائی و بلائی و ارتقاع مکانی ماظن بی هذا ساعه من حیاته ځیرا قط ولؤظن بی ساعه من حیاته خیرا ما روعته بالنار ؛ فرشتگان من، به عزت و جلالم و نعمت هایم و بلایم و بلندی مقامم! این بنده من در طول حیات خود هیچ گاه به من خوش بین نبوده است. اگر در همان حیاتش یک لحظه به من خوش بین بود، او را از آتش جهنم نمیترساندم!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه