- درآمد 1
- پیشگفتار 3
- یکم. نگاه جامع به دعا 6
- اشاره 6
- شرایط و آداب دعا 7
- اشاره 7
- الف) چیستی و شرایط دعا و رابطه آن با اجابت 7
- انواع دعا 9
- رابطه دعا و اجابت 10
- اثربخشی قطعی نیایش 11
- حکمت تاخیر در دعا 12
- 1. دعای زبانی 12
- اشاره 12
- 2. تحکیم پیوند 13
- 3. مصلحت بنده 15
- دعا و کرامت مهدوی 16
- 1. چیستی نگرش 17
- اشاره 17
- ب) نگرش سازی و تثبیت وتغییر نگرش با دعا 17
- 2. فرایند شکل گیری نگرش 18
- 3. راهبرد شکل گیری و تغییر نگرش در فرهنگ دینی 19
- 4. ویژگیهای نگرش 21
- 5. نگرش سازی با دعا 21
- 6. تغییر و تکمیل و تثبیت نگرش با دعا 24
- ج) رابطه دعا با سلامت 25
- اشاره 25
- اشاره 25
- 1. دعا و روان شناسی 25
- 1. رابطه نگرش مذهبی با دعا 27
- 2. رابطه نگرش مذهبی وسلامت روانی 28
- 3. رابطه نیایش و آرامش روانی 30
- 2. دعا و پزشکی 33
- د) آموزش و آموختن اندیشه مهدوی با دعا 35
- اشاره 37
- دوم. اهداف نگارش 37
- الف) ترویج نگاه کاربردی به دعا 38
- ب) ترویج مراقبت معنوی نیایش محور 38
- ج) ترویج سلامت معنوی نیایش محور 40
- د) معرفی کتاب 42
- سوم. دعاهای حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف 44
- چهارم. اصطلاحات علمی 187
- پنجم. نمایه موضوعی دعاها 200
- ششم. نمایه علمی 212
- منابع 214
آموزان رابطه مثبت و معنی داری وجود د ارد. (1)
بنابراین بین ایمان مورد درخواست در ادعیه و مباحث مربوط به معاد، با نگرش مذهبی که روان شناسان مطرح می نمایند رابطه مفهومی و مصداقی وجود دارد (اگرچه جامعیت الگوهای دینی بیشتر بوده). از طرف دیگر بین نگرش مذهبی با سلامت روانی طبق تحقیقات بیان شده رابطه معناداری وجود دارد؛ بنابراین دعایی که نگرش ایمانی فرد رامی سازد می تواند در ارتقای سلامت روانی او اثرگذارباشد.
3. رابطه نیایش و آرامش روانی
برای تبیین واژه آرامش باید معنای اضطراب را بررسی کرد. اضطراب واژه عربی باب افتعال به معنی سرگردان بودن و حرکت می باشد. معادل فارسی آن پریشان شدن، نگرانی، آشفتگی و در انگلیسی احساس ناراحتی و ترس معنا شده است. به عبارت دیگر عدم آرامش همراه با ناراحتی، اضطراب نامیده می شود. در دیدگاه شناخت نگر، باورهای نادرست ریشه اختلال های اضطرابی می باشد و تعمیم نگرشهای غلط اضطراب فرد را بیشتر می کند؛ البته این نگرشها تنها عامل اضطراب نمی باشد، بلکه عوامل متعددی در شکل گیری اضطراب موثر است.
دربارۀ تبیین ریشه های اضطراب، ناراحتی، افسردگی و. . . نظریه های متفاوتی وجود دارد. برخی علل این گونه مشکلات را بیوشیمیایی می دانند و قائلند که به علت تغییر مواد شیمیایی پیک های عصبی، کارکرد مغز و دستگاه عصبی مرکزی را دچار مشکل می کند؛ به همین دلیل به دارودرمانی اعتقاد دارند. گروهی دیگر آن را مربوط به عوامل شناختی می دانند و ریشۀ ناراحتی ها، اضطراب ها، افسردگی ها و بیماری های دیگر را الگوهای نامناسب شناختی می دانند. درحقیقت افراد بیمار در تعبیر و تفسیر رویداد ها مشکل دارند؛ البته این رویکرد منکر تأثیرگذاری الگوهای تربیتی در ایجاد این گونه تعابیر و تفاسیر نیست. همچنین منکر تأثیرگذاری عوامل بیوشیمیایی و اجتماعی درخصوص الگوهای غلط شناختی هم نیست. (2) بنابراین تفسیر افراد از حوادث زندگی متفاوت است و این تفسیر در آرامش و سلامت افراد نقش دارد. نگارنده معتقد است یکی از آموزه هایی که تفسیر صحیح از زندگی و حوادث آن را به ما نشان می دهد، آموزه های موجود در
1- . کجباف، همان، ص32.
2- . یونسی، افسردگی، ص15.