زبان دعا در صحیفه سجادیه صفحه 10

صفحه 10

فقیر و مفتقر به عین یکدیگرند. به بیان دیگر فقر عین تحقق ذات مخلوقات است و آنان عین ربط به خالقند و برای بودن جز رو به خالق داشتن و دریافت دایمی فیض راهی دیگری وجود ندارد، لذا چنین وجودی هرگز نمی تواند در جبلت و ذات خویش از دعا انفکاک پیدا کند، اگر چه از این حقیقت غفلت بورزد، افزون بر این که انسان در اصل و اساس خلقتش به حال دعا است، همانگونه که دعای تکوینی بر سراسر عالم طنین انداز است. اکثر انسانها در غوغای شهوت، قسوت و جهالت از این دعا غافلند، اما چنانکه در تنگنای مصایب گرفتار شوند، غوغاها فرو می نشیند و حجاب ها کنار می رود و آویختگی فطری و فقر جبلی خود را نمایان می سازد و در این هنگام انسان هوشیار شده و از سر اضطرار دست به دعا بر می دارد و به سوی او جؤار (1) می آورد و با تمام خلوص یا رب می گوید: وَجَاءهُمُ الْمَوْجُ مِن کُلِّ مَکَانٍ وَظَنُّواْ أَنَّهُمْ أُحِیطَ بِهِمْ دَعَوُاْ اللّهَ مُخْلِصِینَ لَهُ الدِّینَ (2) یعنی [هنگامی که] امواج دریا از هر سو به سراغ آنها می آید و گمان می کنند بر آنان مسطولی شده. هلاکشان می کند [و به هیچ کمکی دسترسی نداشته و از همه منقطع می گردند] خدا را از روی خلوص تمام می خوانند.

وَمَا بِکُم مِّن نِّعْمَهٍ فَمِنَ اللَّهِ ۖ ثُمَّ إِذَا مَسَّکُمُ الضُّرُّ فَإِلَیْهِ تَجْأَرُونَ (3) آنچه از نعمتها دارید، همه از سوی خداست! و هنگامی که ناراحتی به شما رسد، فقط او را می خوانید!

به سخن دیگر اصل خواندن غیر جزو جبلت انسان و فطری است، لذا هیچ انسانی نمی تواند ادعا کند در طول زندگی خود کسی یا چیزی را نخوانده است. تاریخ گواهی می دهد همواره بشر چیزی یا کسی را خوانده و فریاد زده است، برخی ستاره ای، برخی حیوانی، برخی بت های دست ساز و برخی قدرت، ثروت و نیرنگ و یا آهن سرد را خوانده و

1- هر وقت به انسان خطری غیر قابل دفع رسید و سانحه غیر قابل تحمل برایش رخ داد و راه دفاعی برایش باقی نمانده باشد به سوی خدا گرایش پیدا می کند و لابه رفاه طلبی و ناله نجات خواهی و بانک فریادرسی سر می دهد این استغاثه مخصوص را جؤار گویند( جوادی آملی، مبدأ و معاد، ص77 ).

2- یونس، آیه 22

3- نحل،آیه 53

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه