زبان دعا در صحیفه سجادیه صفحه 25

صفحه 25

5-1-3- غیر وضعی بودن زبان دعا(زبان وجودی)

زبان دعا تکوینا ترجمان معانی دعا، خواسته و نیازند. بیان در آن زبان با معانی متحد و یکی است، نه این که الفاظ فانی در معنا یا آینه ی معانی باشند آنگونه که در زبان عرفی است، لذا وضع و قرار داد که اساس زبان عرفی می باشد (1) در آن راه ندارد و چنانچه زبان سر ترجمان زبان دعا شود و دعا به لفظ در آید قلب، ذهن و زبان سر با هم، هم سو می باشند و علاوه بر اراده استعمالی الفاظ و اراده جدی معانی الفاظ، عین وجود معنا نیز در نفس حاضر و نفس عین آن معنا است. زبان دعا در این هنگام که به مرتبه زبان عرفی تنزل می نماید به ناچار با الفاظ و نشانه های زبان عرفی و به شکل جملات انشائی و طلبی ادا می شوند، لذا ظاهراً متصف به صدق و کذب نمی شوند و فرض صدق و کذب یا یقین، ظن و شک در آن راه پیدا نمی کند، زیرا خبری نیست تا در نفس الامر دنبال مطابق مخبربه و میزان تطابق خبر با نفس الامر باشیم، در عین حال زبان دعا چون مبتنی بر علم حضوری است، مصداقاً فقط متصف به صدق می شود و مبتنی بر یقین خواهد بود، زیرا نیاز عین نفس انسان است و در نفس با وجود ذاتیش موجود است نه با وجود بالعرض، لذا ظهور خواسته کذب نیست کما اینکه داعی هیچ تردیدی در نیاز و عرضه آن به پیشگاه حق ندارد.

6-1-3- غیر نشانمند بودن زبان دعا (زبان بی نشانه ها)

از ویژگی های فوق روشن می گردد که زبان دعا زبانی بی نیاز از علائم و نشانه های قراردادی است. هر زبانی نشانه های با صدا یا بی صدا و خاموش دارد که در نظر عرف همان نفس زبان است مثلا حروف، حرکات، کلمات، اوزان و هیأت ها در زبان عرفی اعم از عربی یا انگلسی و فارسی و دیگر زبان ها علائم و نشانه های آن زبان ها هستند و نقش واسطه بین ذهن گوینده و ذهن شنونده برای انتقال معنی ایفا می کنند، بدین نحو که ابتدا وجود بالعرض معنا را در ذهن ایجاد نموده و نفس با اتحاد با آن وجود بالعرض با معنا و منظور

1- ر.ک خراسانی، کفایه الاصول ص24

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه