صحیفه مهدیه صفحه 187

صفحه 187

فضیلت دعای ندبه

صدر الإسلام همدانی اعلی اللَّه مقامه در کتاب »تکالیف الأنام« می گوید : از خواصّ دعای ندبه این است که هر گاه در جایی با حضور قلب و اخلاص تمام و توجّه به مضامین عالی آن خوانده شود عنایت و توجّه امام زمان ارواحنا فداه را به آن مکان جلب می کند بلکه باعث حضور حضرت علیه السلام در آنجا می گردد ؛ چنان که در بعضی جاها اتّفاق افتاده است.(25)

آیه اللَّه شیخ علی اکبر نهاوندی رحمه الله در کتاب »العبقریّ الحسان« می گوید : در نوشته های حجّت الإسلام حاج شیخ مهدی - که از کتاب سیّد جواد نقل کرده بود و او یکی از امام جماعت های مورد اطمینان در اصفهان

و دارای مقامات عالی معنوی بود »و آسمان بر راستگوتر از او سایه نیفکنده بود« - دیدم که چنین نگاشته بود :

روستای »صالح آباد« متعلّق به من و چند شریکم بود . عدّه ای تصمیم گرفتند روستا را از ما به زور بگیرند و گروهی را به سوی ما فرستادند و هر چه صحبت کردیم سودی نداشت . عریضه ای برای امام ارواحنا فداه نوشتم و آن را در جوی آبی رها کردم و به »تخت فولاد« رفتم و دعای ندبه را با تضرّع و گریه خواندم و چند بار تکرار کردم »هل إلیک یا بن أحمد سبیل فتلقی؟« ؛ »ای فرزند احمد ؛ آیا به سوی تو راهی هست که ملاقات شوی؟« ، یک دفعه صدای پای اسبی را شنیدم و عرب اسب سواری را دیدم که به من نظری کرد و از دیده ام پنهان شد و قلبم با آن مشاهده آرام گرفت و راحت شد و اطمینان پیدا کردم که کارم درست می شود . شب بعد کارم به بهترین شکل درست شد ؛ من، آن حضرت صلوات اللَّه علیه را بارها در خواب دیده ام و او به همین اوصاف بوده است.(26)

سیّد رضا - که از علمای مورد اطمینان و اعتماد اصفهان است - می گوید : به خاطر قرض و فقر فراوان ، به اموات متوسّل شدم و از خداوند برای دویست نفر از آنان طلب مغفرت نمودم و آن ها را با اسم خاطرنشان ساختم ؛ سپس به امام زمان صلوات اللَّه علیه متوسّل شدم و بعضی از عبارت های دعای ندبه مثل »هل إلیک یا بن أحمد سبیل فتلقی؟« را خواندم ؛ هنگام خواندن آن ، نور

خاصّی حجره ام را روشن کرد که روشن تر از نور خورشید بود و در همان روز برایم گشایش کاملی حاصل شد .(27)

محدّث نوری رحمه الله می گوید : آغا محمّد که شخصی مورد اطمینان و عادل و امین و مجاور حرم عسکریین علیهما السلام است ؛ از زبان مادرش - که از زنان صالحه و اهل عبادت بود - برایم چنین نقل کرد : روزی به همراه خانواده مولا سلماسی در سرداب شریف بودم و آقا رحمه الله دعای ندبه می خواند و ما نیز به دنبال او می خواندیم . او همچون فرد آشفته و حیران و محزون گریه می کرد و مانند گرفتاران ضجّه می زد و ما نیز با گریه او گریه می کردیم و کسی غیر از ما آن جا نبود .

دعای ندبه

در همین حال بودیم که بوی مشک در سرداب منتشر شد و فضا و هوای سرداب را معطّر کرد و چنان شدید شد که آن حالت از همه ما رفت و سکوت کردیم . »گویا بر سر ما پرنده ای است« و نمی توانیم حرکت کنیم ، یا حرفی بزنیم . حیران و متحیّر ماندیم تا این که زمان اندکی گذشت و آن بوی خوش رفت و به حال اوّل برگشتیم و به باقی مانده دعا مشغول شدیم . وقتی به خانه بازگشتیم از آقا رحمه الله علّت آن بوی خوش را پرسیدم ، امتناع ورزید و گفت : تو را چه به این سئوال ؟ و به من جواب نداد .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه