صحیفه مهدیه صفحه 189

صفحه 189

بر دل دشمنانش انداختی، یاریش کردی و گرداگرد او را به جبرئیل، وَمیکآئیلَ وَالْمُسَوِّمینَ مِنْ مَلآئِکَتِکَ ، وَوَعَدْتَهُ أَنْ تُظْهِرَ دینَهُ میکائیل و فرشتگان دیگر - که هر یک دارای علامت و اسمی هستند - احاطه نمودی و بدو وعده پیروزی دینش را عَلَی الدّینِ کُلِّهِ ، وَلَوْ کَرِهَ الْمُشْرِکُونَ . وَذلِکَ بَعْدَ أَنْ بَوَّأْتَهُ مُبَوَّأَ بر تمامی ادیان دادی؛ گرچه مشرکان را خوش نیاید . و این پیروزی بعد از آن بود که پیامبر را به جایگاه صِدْقٍ مِنْ أَهْلِهِ ، وَجَعَلْتَ لَهُ وَلَهُمْ » أَوَّلَ بَیْتٍ وُضِعَ لِلنَّاسِ صدقی از خاندانش جای دادی و برای او و آنان »اوّلین خانه ای را که برای )عبادت( مردم قرار داده شد ، لَلَّذی بِبَکَّهَ مُبارَکاً وَهُدًی لِلْعالَمینَ × فیهِ ایاتٌ بَیِّناتٌ مَقامُ که در مکّه است بابرکت قرار دادی و باعث هدایت جهانیان گرداندی ، و نیز در آن است نشانه های آشکار مانند مقام إِبْراهیمَ وَمَنْ دَخَلَهُ کانَ امِناً «(32) ، وَقُلْتَ »إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ ابراهیم و هر که داخل آن خانه شد ، در امان خواهد بود« . و گفتی : »خداوند اراده فرموده که 1 . در »مکیال المکارم« آورده است که »عرجت به« موافق نسخه ای است که آن را عالم ربّانی حاج میرزا حسین نوری رحمه الله در کتاب »تحیّه الزائر« از کتاب »مزار قدیم« و »مزار« شیخ محمّد بن المشهدی و »مصباح الزائر« سیّد بن طاووس رحمه الله نقل فرموده است و همه آن ها برگرفته شده از کتاب »محمّد بن علیّ بن ابی قرّه« است . ولی در »زاد المعاد« »عرجت بروحه« ذکر شده است و ظاهراً بر اثر اشتباهی است

که در کتاب مصباح واقع شده و مجلسی هم از آن نقل نموده است و این مشهور گشته و سبب شبهه برخی کوته نظران و دشمنان گشته است؛ با این که معراج جسمانی از ضروریات مذهب و بلکه دین می باشد و روایات ائمّه علیهم السلام در آن متواتر و قرآن به آن گویا است .

تذکّر ارزشمند : هنگام تأمّل در این عبارت ، ملهم شدم که خود دعا ، شهادت می دهد و دلالت دارد که صحیح همان است که ذکر نمودیم )عرجت به( ، و در عبارت »زاد المعاد« تصحیفی واقع شده که چه بسا کار اهل عناد باشد و وجه دلالتش بدین گونه است : این که کلمه »سخّرت له البراق« مقترن به »عرجت به« شده است ، با توجّه کامل برای خردمندان آشکار می گردد که همان صحیح است که گفتیم . چرا که عروج روح هیچ احتیاجی به براق ندارد و این بر هر که قلبی سلیم و عاری از شرک و نفاق داشته باشد ، واضح است .

اگر گفته شود : »عبارت در مقام شمارش فضایل پیامبر اکرم صلی الله علیه وآله وسلم است و عطف با »واو« اقتضا ندارد که به طور قطع، عروج به آسمان با براق بوده باشد .« در پاسخ می گوییم : »اگر هم بپذیریم که »بروحه« صحیح است ، این، معراج جسمانی را نفی نمی کند؛ زیرا اثبات فضیلتی برای پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم منافات با ثبوت فضیلت دیگری ندارد . )مکیال المکارم : 100/2) .

2 . سوره آل عمران ، آیه 97 96 .

عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً« (33) . ثُمَّ جَعَلْتَ أَجْرَ هر پلیدی

و ناپاکی را از شما اهل بیتِ پیامبر ، ببرد و شما را کاملاً پاک و پاکیزه گرداند« . آن گاه پاداش رسالت مُحَمَّدٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَ الِهِ مَوَدَّتَهُمْ فی کِتابِکَ فَقُلْتَ »قُلْ لا حضرت محمّد را - که درودهای تو بر او و آل او باد - دوستی آنان مقرّر نموده و در کتابت فرمودی : »بگو أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّهَ فِی الْقُرْبی«(34)، وَقُلْتَ »ما سَأَلْتُکُمْ من از شما پاداش نمی طلبم مگر دوستی خویشاوندان نزدیکم را« . و فرمودی : )بگو( »پاداشی که از شما خواستم مِنْ أَجْرٍ فَهُوَ لَکُمْ«(35) ، وَقُلْتَ »ما أَسْأَلُکُمْ عَلَیْهِ مِنْ أَجْرٍ إِلّا مَنْ آن هم برای خودتان و به نفع شما است« و فرمودی : )بگو( »من از شما مزد رسالت نمی خواهم مگر آن که شآءَ أَنْ یَتَّخِذَ إِلی رَبِّهِ سَبیلاً « (36) ، فَکانُوا هُمُ السَّبیلَ إِلَیْکَ ، هر کدام از شما که بخواهد راه خدا را در پیش گیرد« پس آن ها همان راهِ به سوی تو هستند وَالْمَسْلَکَ إِلی رِضْوانِکَ . فَلَمَّا انْقَضَتْ أَیَّامُهُ أَقامَ وَلِیَّهُ عَلِیَّ بْنَ و طریق برای خشنودی تو می باشند . پس وقتی مدّت عمر پیامبر سپری شد ، وصیّ و جانشین خود علیّ بن أَبی طالِبٍ صَلَواتُکَ عَلَیْهِما وَ الِهِما هادِیاً ، إِذْ کانَ هُوَ الْمُنْذِرَ ابی طالب - درودهای تو بر آن دو و آل آن دو باد - را برای هدایت امّت برگزید ؛ زیرا که خود او بیم دهنده بود ، وَلِکُلِّ قَوْمٍ هادٍ، فَقالَ وَالْمَلَأُ أَمامَهُ مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَعَلِیٌّ مَوْلاهُ، و برای هر قومی هدایتگری است. پس در حالی که همه در حضور او بودند چنین

گفت: هر آن که من مولای اویم ، پس علی مولای أَللَّهُمَّ والِ مَنْ والاهُ، وَعادِ مَنْ عاداهُ، وَانْصُرْ مَنْ نَصَرَهُ، وَاخْذُلْ اوست ؛ پروردگارا ؛ دوستش را دوست بدار و دشمنش را دشمن ، یاری نما هر که او را یاری نماید و خار گردان مَنْ خَذَلَهُ . وَقالَ مَنْ کُنْتُ أَنَا نَبِیَّهُ فَعَلِیٌّ أَمیرُهُ . وَقالَ أَنَا وَعَلِیٌّ هر که او را مخذول نماید . و گفت : هر که را من پیامبر او هستم ، پس علی امیر و فرمانروای اوست . و فرمود : من و علی مِنْ شَجَرَهٍ واحِدَهٍ وَسآئِرُ النَّاسِ مِنْ شَجَرٍ شَتَّی ، وَأَحَلَّهُ مَحَلَّ از یک درختیم و دیگر انسان ها از درختان مختلفند . و او را قرار داد هارُونَ مِنْ مُوسی، فَقالَ لَهُ أَنْتَ مِنّی بِمَنْزِلَهِ هارُونَ مِنْ مُوسی در جایگاه هارون نسبت به موسی ، پس به او فرمود : تو نسبت به من ، همانند هارون برای موسی هستی ، 1 . سوره احزاب، آیه 2 .33 . سوره شوری ، آیه 3 . 23 . سوره سبأ ، آیه 4 .47 . سوره فرقان، آیه 57.

إِلّا أَنَّهُ لا نَبِیَّ بَعْدی ، وَزَوَّجَهُ ابْنَتَهُ سَیِّدَهَ نِسآءِ الْعالَمینَ ، وَأَحَلَّ جز این که پس از من پیامبری نیست . و دخترش را - که سرور و بانوی زنان عالم است - به او تزویج فرمود . و حلال کرد لَهُ مِنْ مَسْجِدِهِ ما حَلَّ لَهُ ، وَسَدَّ الْأَبْوابَ إِلّا بابَهُ . ثُمَّ أَوْدَعَهُ از مسجدش برای او ، آن چه برای خودش حلال بود . و همه درها)ی مسجد( را نیز جز در خانه علی

بست . آن گاه عِلْمَهُ وَحِکْمَتَهُ فَقالَ أَنَا مَدینَهُ الْعِلْمِ وَعَلِیٌّ بابُها ، فَمَنْ أَرادَ علم و حکمتش را نزد او ودیعه نهاد و فرمود : من شهر علمم و علی درب آن ، پس هر که می خواهد به الْمَدینَهَ وَالْحِکْمَهَ فَلْیَأْتِها مِنْ بابِها ، ثُمَّ قالَ أَنْتَ أَخی وَوَصِیّی شهر علم و حکمت قدم نهد ، باید از دروازه آن داخل گردد . سپس فرمود : تو برادر من ، وصیّ من وَوارِثی ، لَحْمُکَ مِنْ لَحْمی ، وَدَمُکَ مِنْ دَمی ، وَسِلْمُکَ سِلْمی ، و وارث من هستی ، گوشت تو از گوشت من است و خون تو از خون من ؛ سازش و آشتی تو ، سازش و آشتی من وَحَرْبُکَ حَرْبی ، وَالْإیمانُ مُخالِطٌ لَحْمَکَ وَدَمَکَ ، کَما خالَطَ و جنگ تو جنگ من است ، و ایمان با گوشت و خون تو آمیخته است همان گونه که با لَحْمی وَدَمی ، وَأَنْتَ غَداً عَلَی الْحَوْضِ خَلیفَتی ، وَأَنْتَ تَقْضی گوشت و خون من آمیخته است ؛ و فردا)ی قیامت( تو خلیفه من بر حوض )کوثر( هستی و پس از من ، تو هستی که دَیْنی ، وَتُنْجِزُ عِداتی ، وَشیعَتُکَ عَلی مَنابِرَ مِنْ نُورٍ مُبْیَضَّهً قرض مرا می پردازی و به وعده های من وفا می کنی و پیروان تو بر منبرهایی از نور با چهره های سفید و نورانی وُجُوهُهُمْ حَوْلی فِی الْجَنَّهِ وَهُمْ جیرانی . وَلَوْلا أَنْتَ یا عَلِیُّ در اطراف من در بهشت اند و آنان همسایه من می باشند . ای علی ؛ اگر تو نبودی ، لَمْ یُعْرَفِ الْمُؤْمِنُونَ بَعْدی، وَکانَ بَعْدَهُ هُدًی مِنَ الضَّلالِ، وَنُوراً مؤمنان پس از من شناخته

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه