صحیفه مهدیه صفحه 190

صفحه 190

نمی شدند ؛ و به راستی که پس از پیامبر ، او امّت را از گمراهی به هدایت و از نابینایی به مِنَ الْعَمی ، وَحَبْلَ اللَّهِ الْمَتینَ ، وَصِراطَهُ الْمُسْتَقیمَ ، لایُسْبَقُ بصیرت رساند و اوست رشته محکم الهی و راه مستقیم او ؛ هیچ کس در خویشاوندی و بِقَرابَهٍ فی رَحِمٍ ، وَلا بِسابِقَهٍ فی دینٍ ، وَلا یُلْحَقُ فی مَنْقَبَهٍ مِنْ نزدیکی با رسول خداصلی الله علیه وآله وسلم به او نمی رسد و هیچ کس در دین بر او پیشی نگرفته است؛ و کسی نیست که در یکی از اوصاف نیکویش مَناقِبِهِ یَحْذُو حَذْوَ الرَّسُولِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِما وَ الِهِما . وَیُقاتِلُ با او برابری کند ؛ زیرا او گام می نهاد جای پای رسول خدا که درود خدا بر آن دو و بر اهل بیت آن دو بزرگوار باد . و پیکار عَلَی التَّأْویلِ، وَلاتَأْخُذُهُ فِی اللَّهِ لَوْمَهُ لائِمٍ، قَدْ وَتَرَ فیهِ صَنادیدَ می نمود بر اساس تأویل حقایق و مقاصد قرآن ؛ و در راه رضای خدا هیچ ملامتی ، او را باز نمی داشت ؛ به راستی که بزرگان الْعَرَبِ، وَقَتَلَ أَبْطالَهُمْ ، وَناوَشَ ذُؤْبانَهُمْ ، فَأَوْدَعَ قُلُوبَهُمْ أَحْقاداً عرب را ترسانید ؛ و شجاعان آن ها را به خاک و خون کشید و با گرگ صفتان آن ها مقابله کرد؛ به همین جهت دل های آن ها بَدْرِیَّهً وَخَیْبَرِیَّهً وَحُنَیْنِیَّهً وَغَیْرَهُنَّ ، فَأَضَبَّتْ عَلی عَداوَتِهِ ، پر از کینه شد از جنگ های بدر ، خیبر ، حنین و دیگر جنگ ها . پس دشمنی او را در دل پنهان کردند وَأَکَبَّتْ عَلی مُنابَذَتِهِ حَتَّی قَتَلَ النَّاکِثینَ وَالْقاسِطینَ وَالْمارِقینَ . و به اختلاف و درگیری روی آوردند تا این

که پیمان شکنان ، ستمگران و از دین بیرون رفتگان را به درک واصل کرد . وَلَمَّا قَضی نَحْبَهُ وَقَتَلَهُ أَشْقَی الْاخِرینَ ، یَتْبَعُ أَشْقَی الْأَوَّلینَ ، وقتی اَجَلش به سر آمد و شقی ترینِ آخرین )امّت( که از شقی ترینِ اوّلین پیروی کرد ، آن حضرت را شهید کرد ؛ لَمْ یُمْتَثَلْ أَمْرُ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ فِی الْهادینَ بَعْدَ فرمان رسول خدا - که درود خدا بر او و آل او باد - درباره هدایت گران امّت ، یکی پس از الْهادینَ ، وَالْاُمَّهُ مُصِرَّهٌ عَلی مَقْتِهِ ، مُجْتَمِعَهٌ عَلی قَطیعَهِ رَحِمِهِ، دیگری ، اطاعت نشد . مردم بر دشمنی با وی اصرار ورزیدند ؛ جمع شدند تا نسل او را قطع کنند وَإِقْصآءِ وُلْدِهِ إِلَّا الْقَلیلَ مِمَّنْ وَفی لِرِعایَهِ الْحَقِّ فیهِمْ . فَقُتِلَ و اولاد او را تبعید و آواره نمایند ؛ جز اندکی که در رعایت حقّ فرزندان رسول خدا ، وفا نمودند . پس )بر اثر ظلم و بیداد( گروهی مَنْ قُتِلَ ، وَسُبِیَ مَنْ سُبِیَ ، وَاُقْصِیَ مَنْ اُقْصِیَ ، وَجَرَی الْقَضآءُ کشته شدند و گروه دیگری اسیر ، جمعی دور از وطن ، و حکم قضا و قدر الهی ، بر آن ها جاری شد لَهُمْ بِما یُرْجی لَهُ حُسْنُ الْمَثُوبَهِ ، إِذْ کانَتِ الْأَرْضُ للَّهِِ یُورِثُها به چیزی که امید بهترین ثواب و پاداش از آن ، می رود . زیرا زمین از آنِ خداست و آن را به هر مَنْ یَشآءُ مِنْ عِبادِهِ ، وَالْعاقِبَهُ لِلْمُتَّقینَ ، وَسُبْحانَ رَبِّنا إِنْ کانَ یک از بندگانش که بخواهد ، ارث می دهد؛ و البتّه پایان نیکو از آنِ پرهیزکاران است . و منزّه

است پروردگار ما ؛ به راستی که وَعْدُ رَبِّنا لَمَفْعُولاً ، وَلَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ ، وَهُوَ الْعَزیزُ الْحَکیمُ . وعده او انجام شده است و هرگز خلفِ وعده نمی کند ، و او عزّت مند حکیم است . فَعَلَی الْأَطآئِبِ مِنْ أَهْلِ بَیْتِ مُحَمَّدٍ وَعَلِیٍّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِما پس بر پاکیزگان از آل محمّد و علی - درود خدا بر آن ها وَ الِهِما فَلْیَبْکِ الْباکُونَ ، وَإِیَّاهُمْ فَلْیَنْدُبِ النَّادِبُونَ ، وَلِمِثْلِهِمْ و اهل بیت آن ها - بایستی گریه کنندگان اشک بریزند و بر آنان زاری کنندگان زاری نمایند و برای امثال آن بزرگواران ، فَلْتُذْرَفِ الدُّمُوعُ ، وَلْیَصْرُخِ الصَّارِخُونَ ، وَیَضِجَّ الضَّآجُّونَ ، باید سرشک از دیدگان جاری شود و شیون کنندگان شیون از دل برکشند و ضجّه کنندگان فریاد بزنند وَیَعِجَّ الْعآجُّونَ . أَیْنَ الْحَسَنُ أَیْنَ الْحُسَیْنُ ، أَیْنَ أَبْنآءُ الْحُسَیْنِ ، و ناله کنندگان ناله جانسوز سر دهند که حسن کجاست ؟ حسین کجاست ؟ فرزندان حسین کجا هستند ؟ صالِحٌ بَعْدَ صالِحٍ ، وَصادِقٌ بَعْدَ صادِقٍ ، أَیْنَ السَّبیلُ بَعْدَ السَّبیلِ، که هر یک شایسته ای پس از شایسته دیگر، و راست گویی بعد از راست گویی دیگر بودند؛ کجاست راه راست پس از راه راست دیگر؟ أَیْنَ الْخِیَرَهُ بَعْدَ الْخِیَرَهِ ، أَیْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَهُ ، أَیْنَ الْأَقْمارُ کجایند برگزیدگان یکی پس از دیگری ؟ خورشیدهای تابان کجا هستند ؟ ماه های الْمُنیرَهُ ، أَیْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَهُ ، أَیْنَ أَعْلامُ الدّینِ وَقَواعِدُ الْعِلْمِ ، فروزان کجایند ؟ ستارگان درخشان کجایند ؟ نشانه ها و راهنمایان دین و پایه های دانش کجایند ؟ أَیْنَ بَقِیَّهُ اللَّهِ الَّتی لاتَخْلُو مِنَ الْعِتْرَهِ الْهادِیَهِ ، أَیْنَ الْمُعَدُّ لِقَطْعِ باقی مانده حجج الهی کجاست ؟ کسی که )جهان( از عترت هدایت گر

خالی نخواهد بود . کجاست آن که برای قطع دابِرِ الظَّلَمَهِ ، أَیْنَ الْمُنْتَظَرُ لِإِقامَهِ الْأَمْتِ وَالْعِوَجِ ، أَیْنَ الْمُرْتَجی دنباله ستمکاران آماده گشته است؟ کجاست آن که انتظارش را می کشند که کج روی ها و انحرافات را از بین ببرد؟ کجاست کسی که لِإِزالَهِ الْجَوْرِ وَالْعُدْوانِ، أَیْنَ الْمُدَّخَرُ لِتَجْدیدِ الْفَرآئِضِ وَالسُّنَنِ، برای براندازی ظلم و بیدادگری به او اُمید است ؟ کجاست آن ذخیره الهی برای تازه کردن واجبات و سنّت های الهی ؟ أَیْنَ الْمُتَخَیَّرُ لِإِعادَهِ الْمِلَّهِ وَالشَّریعَهِ ، أَیْنَ الْمُؤَمَّلُ لِإِحْیآءِ کجاست آن منتخَب برای باز گرداندن کیش و آیین ؟ کجاست آن که آرزو می رود بیاید الْکِتابِ وَحُدُودِهِ ، أَیْنَ مُحْیی مَعالِمِ الدّینِ وَأَهْلِهِ . أَیْنَ قاصِمُ و قرآن و حدودش را زنده کند ؟ کجاست زنده کننده نشانه های دین و اهل آن ؟ کجاست او که شَوْکَهِ الْمُعْتَدینَ، أَیْنَ هادِمُ أَبْنِیَهِ الشِّرْکِ وَالنِّفاقِ، أَیْنَ مُبیدُ أَهْلِ شوکت ستمکاران را درهم می شکند ؟ کجاست آن که بنیادهای شرک و نفاق را ویران می کند ؟ کجاست او که الْفُسُوقِ وَالْعِصْیانِ وَالطُّغْیانِ ، أَیْنَ حاصِدُ فُرُوعِ الْغَیِّ وَالشِّقاقِ، فاسقان ، نافرمانان و طغیان گران را به هلاکت می کشاند ؟ کجاست آن که شاخه های گمراهی و بدبختی را درو می کند ؟ أَیْنَ طامِسُ اثارِ الزَّیْغِ وَالْأَهْوآءِ . أَیْنَ قاطِعُ حَبآئِلِ الْکِذْبِ کجاست آن که آثار انحراف و هواپرستی را محو می نماید ؟ کجاست آن که رشته های دروغ وَالْإِفْتِرآءِ ، أَیْنَ مُبیدُ الْعُتاهِ وَالْمَرَدَهِ ، أَیْنَ مُسْتَأْصِلُ أَهْلِ الْعِنادِ و افترا را قطع می کند ؟ کجاست نابودکننده سرکشان و تمرّد کنندگان ؟ کجاست آن که ریشه معاندان ، وَالتَّضْلیلِ وَالْإِلْحادِ ، أَیْنَ مُعِزُّ الْأَوْلِیآءِ وَمُذِلُّ الْأَعْدآءِ ، أَیْنَ گمراهان و

کافران را بَرکند ؟ کجاست آن که دوستان را عزیز نماید و دشمنان را خوار و ذلیل ؟ کجاست او که جامِعُ الْکَلِمَهِ عَلَی التَّقْوی ، أَیْنَ بابُ اللَّهِ الَّذی مِنْهُ یُؤْتی ، أَیْنَ اتّحاد کلمه بر اساس تقوا و پرهیزکاری فراهم آورد؟ کجاست درب ورودی به درگاه الهی که از آن در وارد شوند؟ کجاست وَجْهُ اللَّهِ الَّذی إِلَیْهِ یَتَوَجَّهُ الْأَوْلِیآءُ ، أَیْنَ السَّبَبُ الْمُتَّصِلُ بَیْنَ آن )چهره و( آئینه تمام نمای خداوند که دوستان به سوی او توجّه نمایند ؟ کجاست آن که وسیله پیوند بین الْأَرْضِ وَالسَّمآءِ ، أَیْنَ صاحِبُ یَوْمِ الْفَتْحِ وَناشِرُ رایَهِ الْهُدی ، زمین و آسمان است ؟ کجاست صاحب روز ظفر و برافرازنده پرچم هدایت ؟ أَیْنَ مُؤَلِّفُ شَمْلِ الصَّلاحِ وَالرِّضا . أَیْنَ الطَّالِبُ بِذُحُولِ الْأَنْبِیآءِ کجاست گردآورنده پراکندگی های درست کاری و مصلحت و خشنودی ؟ کجاست آن که برای خون پیامبران وَأَبْنآءِ الْأَنْبِیآءِ، أَیْنَ الطَّالِبُ بِدَمِ الْمَقْتُولِ بِکَرْبَلآءَ أَیْنَ الْمَنْصُورُ و فرزندان آن ها خونخواهی می کند ؟ کجاست آن که به دنبال انتقام خون شهید کربلا است ؟ کجاست آن که عَلی مَنِ اعْتَدی عَلَیْهِ وَافْتَری ، أَیْنَ الْمُضْطَرُّ الَّذی یُجابُ إِذا بر هر ظالمِ تجاوزگرِ دروغگو ، پیروزمند است ؟ کجاست آن آقای گرفتاری که اگر دَعا ، أَیْنَ صَدْرُ الْخَلآئِقِ ذُو الْبِرِّ وَالتَّقْوی ، أَیْنَ ابْنُ النَّبِیِّ دعا کند اجابت می شود ؟ کجاست آن صدرنشین عالم و صاحب تقوا و نیکوکاری ؟ کجاست آن فرزند پیامبر الْمُصْطَفی وَابْنُ عَلِیٍّ الْمُرْتَضی وَابْنُ خَدیجَهَ الْغَرَّآءِ وَابْنُ فاطِمَهَ مصطفی و فرزند علیّ مرتضی و فرزند خدیجه آن صاحب سیمای نورانی و فرزند فاطمه الْکُبْری . بِأَبی أَنْتَ وَاُمّی وَنَفْسی لَکَ الْوِقآءُ

وَالْحِمی ، یَابْنَ کبری ؟ پدر و مادرم فدای تو باد و جانم بلا گردان و سپر و حامی تو باشد ای فرزند السَّادَهِ الْمُقَرَّبینَ، یَابْنَ النُّجَبآءِ الْأَکْرَمین، یَابْنَ الْهُداهِ الْمَهْدِیّینَ، سروران مقرّب ؛ ای فرزند انسان های اصیل و نجیب و بزرگوار ؛ ای فرزند هدایت گران هدایت شده؛ یَابْنَ الْخِیَرَهِ الْمُهَذَّبینَ ، یَابْنَ الْغَطارِفَهِ الْأَنْجَبینَ ، یَابْنَ الْأَطآئِبِ ای فرزند برگزیدگان مهذّب )خودساخته( ؛ ای فرزند سروران شرافتمند ؛ ای فرزند نیکوترین الْمُطَهَّرینَ ، یَابْنَ الْخَضارِمَهِ الْمُنْتَجَبینَ، یَابْنَ الْقَماقِمَهِ الْأَکْرَمینَ . پاکان ؛ ای فرزند آقایان بسیار بخشنده ، همانند دریاهای پرجُود ؛ ای فرزند مهتران سخاوتمند گرامی ؛ یَابْنَ الْبُدُورِ الْمُنیرَهِ ، یَابْنَ السُّرُجِ الْمُضیئَهِ ، یَابْنَ الشُّهُبِ ای فرزند ماه های تابان ؛ ای فرزند چراغ های تابان ؛ ای فرزند شهاب های الثَّاقِبَهِ ، یَابْنَ الْأَنْجُمِ الزَّاهِرَهِ ، یَابْنَ السُّبُلِ الْواضِحَهِ ، یَابْنَ تابنده ؛ ای فرزند اختران فروزان ؛ ای فرزند راه های روشن ؛ ای فرزند الْأَعْلامِ اللّائِحَهِ ، یَابْنَ الْعُلُومِ الْکامِلَهِ ، یَابْنَ السُّنَنِ الْمَشْهُورَهِ ، نشانه های آشکار ؛ ای فرزند دانش های کامل خداوندی ؛ ای فرزند سُنن و روش های پسندیده مشهور ) آسمانی ( ؛ یَابْنَ الْمَعالِمِ الْمَأْثُورَهِ، یَابْنَ الْمُعْجِزاتِ الْمَوْجُودَهِ، یَابْنَ الدَّلآئِلِ ای فرزند نشانه های برجای مانده ؛ ای فرزند معجزات پایان نیافته و موجود ، ای فرزند دلیل های الْمَشْهُودَهِ، یَابْنَ الصِّراطِ الْمُسْتَقیمِ ، یَابْنَ النَّبَإِ الْعَظیمِ، یَابْنَ مَنْ دیده شده ؛ ای فرزند راه راست ؛ ای فرزند خبر بزرگ ؛ ای فرزند کسی که هُوَ فی اُمِّ الْکِتابِ لَدَی اللَّهِ عَلِیٌّ حَکیمٌ ، یَابْنَ الْایاتِ وَالْبَیِّناتِ، در امّ الکتاب ، نزد خداوند ، بلندمرتبه و حکیم است . ای فرزند

نشانه ها و بیّنات )حجّت های آشکار خداوند( ، یَابْنَ الدَّلآئِلِ الظَّاهِراتِ ، یَابْنَ الْبَراهینِ الْواضِحاتِ الْباهِراتِ ، ای فرزند دلایل آشکارا ، ای فرزند برهان های نمایان و روشن ، یَابْنَ الْحُجَجِ الْبالِغاتِ ، یَابْنَ النِّعَمِ السَّابِغاتِ ، یَابْنَ طه ای فرزند حجّت های رسا ، ای فرزند نعمت های فراوان و فراخ ، ای فرزند طه وَالْمُحْکَماتِ ، یَابْنَ یس وَالذَّارِیاتِ ، یَابْنَ الطُّورِ وَالْعادِیاتِ ، و آیات محکم قرآن ، ای فرزند یاسین و ذاریات ، ای فرزند طور و عادیات ؛ یَابْنَ مَنْ دَنی فَتَدَلَّی فَکانَ قابَ قَوْسَیْنِ أَوْ أَدْنی دُنُوّاً وَاقْتِراباً ای فرزند آن که در شب معراج نزدیک شد و در آویخت )به مقام قرب حق تعالی( به اندازه فاصله دو سر کمان و یا نزدیک تر ، نزدیک مِنَ الْعَلِیِّ الْأَعْلی ، لَیْتَ شِعْری أَیْنَ اسْتَقَرَّتْ بِکَ النَّوی ، بَلْ أَیُّ به خدای علیّ اعلی . ای کاش می دانستم کجا اقامت گزیده ای ؛ بلکه کدام أَرْضٍ تُقِلُّکَ أَوْ ثَری ، أَبِرَضْوی أَوْ غَیْرِها أَمْ ذی طُوی ، عَزیزٌ سرزمین یا منطقه ای اقامت داری ؛ آیا در کوه رضوی هستی یا غیر آن ؟ یا در ذی طوی هستی ؟ بسیار عَلَیَّ أَنْ أَرَی الْخَلْقَ وَلاتُری، وَلا أَسْمَعَ لَکَ حَسیساً وَلا نَجْوی، بر من سخت است که همه را می بینم و تو دیده نمی شوی ؛ و از تو هیچ صدا و هیچ رازی را نشنوم ؛ عَزیزٌ عَلَیَّ أَنْ تُحیطَ بِکَ دُونِیَ الْبَلْوی وَلایَنالَکَ مِنّی ضَجیجٌ بر من گران است که تو تنها در بلا گرفتار باشی و از من هیچ ناله وَلا شَکْوی . بِنَفْسی أَنْتَ مِنْ مُغَیَّبٍ لَمْ یَخْلُ مِنَّا ، بِنَفْسی أَنْتَ

و شکایتی به تو نرسد . جانم فدایت تو حقیقت پنهانی هستی که از میان ما بیرون نیستی ؛ جانم فدایت گرچه مِنْ نازِحٍ ما نَزَحَ عَنَّا ، بِنَفْسی أَنْتَ اُمْنِیَّهُ شآئِقٍ یَتَمَنَّی ، مِنْ از نظرم دوری ولی از ما جدا نیستی ؛ جانم فدایت تو آرمان و آرزوی هر مرد و زن مشتاق مُؤْمِنٍ وَمُؤْمِنَهٍ ذَکَرا فَحَنَّا ، بِنَفْسی أَنْتَ مِنْ عَقیدِ عِزٍّ لایُسامی ، مؤمن هستی که آرزویت کنند و به یادت ناله سر دهند. جانم فدایت تو آن سرشته عزّتی هستی که هم طراز از برایت نتوان یافت؛ بِنَفْسی أَنْتَ مِنْ أَثیلِ مَجْدٍ لایُجاری ، بِنَفْسی أَنْتَ مِنْ تِلادِ نِعَمٍ جانم فدایت تو از ارکان مجد و شرف و بزرگواری هستی که هم قطاری نداری؛ جانم فدایت تو از نعمت های دیرین خدایی لاتُضاهی ، بِنَفْسی أَنْتَ مِنْ نَصیفِ شَرَفٍ لایُساوی . إِلی مَتی هستی که مانندی نخواهد داشت ؛ جانم فدایت ، تو از خاندان شرافتی هستی که کسی با تو برابری ندارد . تا کی أَحارُ فیکَ یا مَوْلایَ ، وَإِلی مَتی وَأَیَّ خِطابٍ أَصِفُ فیکَ وَأَیَّ سرگردان تو باشم ای مولای من ؟ و تا کی و با چه گفتاری به ستایش تو بپردازم ؟ و چگونه نَجْوی ، عَزیزٌ عَلَیَّ أَنْ اُجابَ دُونَکَ وَاُناغی ، عَزیزٌ عَلَیَّ أَنْ راز دل بگویم؟ بر من بسی گران است که غیر تو پاسخم را بدهد و سخنان فریبنده و خوش آیند برایم بگوید؛ بسی مشکل است بر من أَبْکِیَکَ وَیَخْذُلَکَ الْوَری ، عَزیزٌ عَلَیَّ أَنْ یَجْرِیَ عَلَیْکَ دُونَهُمْ ما که بر دوری تو بگریم و مردم تو را واگذارند ؛ گران است بر من

که آن چه )از مشکلات( می گذرد ، بر تو بگذرد و بر غیر تو جَری. هَلْ مِنْ مُعینٍ فَاُطیلَ مَعَهُ الْعَویلَ وَالْبُکآءَ، هَلْ مِنْ جَزُوعٍ نگذرد . آیا کسی هست که مرا کمک کند تا همراه با او ناله و شیون طولانی سر دهم ؟ آیا کسی هست که بسیار جزع و زاری فَاُساعِدَ جَزَعَهُ إِذا خَلا ، هَلْ قَذِیَتْ عَیْنٌ فَساعَدَتْها عَیْنی عَلَی کند و من هم در تنهایی او با زاری و گریه یاریش نمایم ؟ آیا چشمی خار و خاشاک رفته است تا چشم من در اشک ریختن الْقَذی، هَلْ إِلَیْکَ یَابْنَ أَحْمَدَ سَبیلٌ فَتُلْقی، هَلْ یَتَّصِلُ یَوْمُنا مِنْکَ با او همدم شود ؟ ای زاده احمد ؛ آیا به سوی تو راهی است که بتوان تو را ملاقات نمود ؟ آیا روز جدایی ما بِغَدِهِ بِعِدَهٍ فَنَحْظی . مَتی نَرِدُ مَناهِلَکَ الرَّوِیَّهَ فَنَرْوی ، مَتی نَنْتَقِعُ به فردایی می رسد که روز وصال و بهره مندی از جمال مقدّست باشد؟ کی می شود که بر چشمه های سیراب کننده ات درآییم و مِنْ عَذْبِ مائِکَ فَقَدْ طالَ الصَّدی، مَتی نُغادیکَ وَنُراوِحُکَ فَنُقِرَّ سیراب گردیم؟ کی می شود که از آب زلال و گوارایت بنوشیم که به راستی تشنگی طولانی شد؟ کی می شود که با تو صبح و شام کنیم عَیْناً ، مَتی تَرانا وَنَراکَ وَقدْ نَشَرْتَ لِوآءَ النَّصْرِ تُری . أَتَرانا و چشم مان روشن گردد ؟ کی رسد آن وقت که تو ما را ببینی و ما تو را ؛ در حالی که پرچم نصر و ظفرت نَحُفُّ بِکَ وَأَنْتَ تَاُمُّ الْمَلَأَ وَقَدْ مَلَأْتَ الْأَرْضَ عَدْلاً ، وَأَذَقْتَ را گسترده باشی؟ آیا خواهی دید ما را که بر

گِرد تو حلقه زده ایم و تو بر مردم امامت کنی در حالی که زمین را پر از عدل أَعْدآئَکَ هَواناً وَعِقاباً ، وَأَبَرْتَ الْعُتاهَ وَجَحَدَهَ الْحَقِّ ، وَقَطَعْتَ و داد کرده ای ، و به دشمنانت خواری و عقوبت را چشانده باشی و سرکشان و منکران حق را هلاک کرده باشی، و دابِرَ الْمُتَکَبِّرینَ ، وَاجْتَثَثْتَ اُصُولَ الظَّالِمینَ ، وَنَحْنُ نَقُولُ الْحَمْدُ ریشه متکبّران را قطع نموده و اساس ستم کاران را از بیخ و بن برکنده باشی و ما آن موقع می گوییم : سپاس للَّهِِ رَبِّ الْعالَمینَ . أَللَّهُمَّ أَنْتَ کَشَّافُ الْکُرَبِ وَالْبَلْوی ، وَإِلَیْکَ مخصوص پروردگار جهانیان است ؟ بار خدایا ؛ تو برطرف کننده غم و اندوه و بلاها هستی و به درگاه تو درد دل و تو را أَسْتَعْدی فَعِنْدَکَ الْعَدْوی ، وَأَنْتَ رَبُّ الْاخِرَهِ وَالدُّنْیا ، فَأَغِثْ یا به فریاد می طلبم که یاری رساندن برای انتقام گرفتن از ظالم نزد توست، و تو پروردگار دنیا و آخرت هستی ؛ پس دریاب ای غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ عُبَیْدَکَ الْمُبْتَلی ، وَأَرِهِ سَیِّدَهُ یا شَدیدَ الْقُوی ، فریادرس فریاد خواهان ؛ بنده کوچک گرفتار خود را ؛ و آقایش را نشانش ده ای نیرومند بسیار مقتدر ؛ وَأَزِلْ عَنْهُ بِهِ الْأَسی وَالْجَوی ، وَبَرِّدْ غَلیلَهُ یا مَنْ عَلَی الْعَرْشِ و به این وسیله غم و اندوه و درد سینه اش را از بین ببر و سوز عشقش را آرام کن ؛ ای کسی که بر عرش مسلّط هستی اسْتَوی ، وَمَنْ إِلَیْهِ الرُّجْعی وَالْمُنْتَهی . أَللَّهُمَّ وَنَحْنُ عَبیدُکُ و بازگشت و پایان کارها به سوی اوست . خدایا ؛ ما بندگان توئیم که التَّآئِقُونَ إِلی وَلِیِّکَ الْمُذَکِّرِ بِکَ وَبِنَبِیِّکَ، خَلَقْتَهُ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه