صحیفه مهدیه صفحه 381

صفحه 381

لِرَحْمَتِکَ ، وَیُنادیکَ بِلِسانِ أَهْلِ با ضجّه و ناله، به اُمید و آرزوی رحمتت فریاد برمی آورد، و با زبان و طرز گفتار تَوْحیدِکَ ، وَیَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِرُبُوبِیَّتِکَ . یا مَوْلایَ ، فَکَیْفَ یَبْقی فِی یگانه پرستانت تو را ندا می دهد و توسّل به ربوبیّت و پروردگاری تو پیدا می کند. ای مولای من؛ چگونه این الْعَذابِ وَهُوَ یَرْجُو ما سَلَفَ مِنْ حِلْمِکَ ، أَمْ کَیْفَ تُؤْلِمُهُ النَّارُ بنده ات در عذاب باقی بماند با وجود این که به حلم و بردباری دیرینه ات امیدوار است؟ یا چگونه آتش او را به درد آورد ؛ وَهُوَ یَأْمُلُ فَضْلَکَ وَرَحْمَتَکَ ، أَمْ کَیْفَ یُحْرِقُهُ لَهیبُها وَأَنْتَ با این که او به فضل و مهربانیت، آرزومند است ؟ یا چگونه زبانه های آتش، او را بسوزاند تَسْمَعُ صَوْتَهُ وَتَری مَکانَهُ ، أَمْ کَیْفَ یَشْتَمِلُ عَلَیْهِ زَفیرُها وَأَنْتَ در حالی که صدایش را می شنوی و جایگاهش را می نگری؟! یا چگونه شعله ها و شراره های آتش او را در برگیرد در حالی که تَعْلَمُ ضَعْفَهُ ، أَمْ کَیْفَ یَتَقَلْقَلُ بَیْنَ أَطْباقِها وَأَنْتَ تَعْلَمُ صِدْقَهُ ، أَمْ ناتوانی او را می دانی ؟ یا چگونه با وجود راستگوئی اش - که تو نیز از آن آگاهی - بین طبقه های جهنّم بالا و پایین رود ؟ یا کَیْفَ تَزْجُرُهُ زَبانِیَتُها وَهُوَ یُنادیکَ یا رَبَّهْ ، أَمْ کَیْفَ یَرْجُو فَضْلَکَ چگونه مأموران آتش او را به سوی دوزخ می رانند در حالی که او ندا می دهد و می گوید: ای پروردگار من ؛ یا چگونه او به فضل تو امیدوار فی عِتْقِهِ مِنْها فَتَتْرُکُهُ فیها ، هَیْهاتَ ، ما ذلِکَ الظَّنُّ بِکَ ، وَلَا باشد تا رهایش کنی، ولی تو او را در

آتش وامی گذاری؟! نه هرگز؛ این بعید است و چنین گمان و اندیشه ای در مورد تو نیست؟ و این الْمَعْرُوفُ مِنْ فَضْلِکَ ، وَلا مُشْبِهٌ لِما عامَلْتَ بِهِ الْمُوَحِّدینَ مِنْ گونه در مورد فضل تو معروف نیست؛ و این، شبیه رفتار بزرگوارانه و بِرِّکَ وَإِحْسانِکَ ، فَبِالْیَقینِ أَقْطَعُ لَوْلا ما حَکَمْتَ بِهِ مِنْ تَعْذیبِ نیکویی و احسان تو، نسبت به یکتاپرستان نیست. پس یقین دارم و باورم بر این است که اگر حکم و دستور تو جاحِدیکَ ، وَقَضَیْتَ بِهِ مِنْ إِخْلادِ مُعانِدیکَ لَجَعَلْتَ النَّارَ کُلَّها در مورد عذاب کردن منکرانت و جاودانه ماندن دشمنان خود در آتش؛ صادر نشده بود؛ به طور حتم )در روز قیامت،( تمام آتش را بَرْداً وَسَلاماً، وَما کانَ لِأَحَدٍ فیها مَقَرّاً وَلا مُقاماً، لکِنَّکَ تَقَدَّسَتْ سرد و سلامت می کردی، و هیچ کس در آن استقرار نمی یافت و جا نمی گرفت . لیکن، تو - که أَسْمآؤُکَ أَقْسَمْتَ أَنْ تَمْلَأَها مِنَ الْکافِرینَ مِنَ الْجِنَّهِ وَالنَّاسِ نام های شریفت پاک و مقدّس است - سوگند یاد کردی که جهنّم را پر از تمام کافران جنّی و انسی کنی، أَجْمَعینَ ، وَأَنْ تُخَلِّدَ فیهَا الْمُعانِدینَ ، وَأَنْتَ جَلَّ ثَنآؤُکَ قُلْتَ و معاندان و دشمنان سرسختت را برای همیشه در آتش نگاه داری. و تو - که مدح و ثنایت شکوهمند باد - مُبْتَدِئاً ، وَتَطَوَّلْتَ بِالْإِنْعامِ مُتَکَرِّماً ، أَفَمَنْ کانَ مُؤْمِناً کَمَنْ کانَ در آغاز فرمودی، و در ادامه نیز بزرگوارانه با نعمت بخشیدنت فرصت دادی که : آیا کسی که ایمان آورده با کسی که اهل فاسِقاً لایَسْتَوُونَ. إِلهی وَسَیِّدی، فَأَسْأَلُکَ بِالْقُدْرَهِ الَّتی قَدَّرْتَها، فسق و بدی باشد؛ مساویند ؟! مساوی نیستند . خدای

من؛ و آقای من؛ از تو می خواهم به واسطه قدرتت که آن را تقدیر فرمودی، وَبِالْقَضِیَّهِ الَّتی حَتَمْتَها وَحَکَمْتَها ، وَغَلَبْتَ مَنْ عَلَیْهِ أَجْرَیْتَها ، و دستوری که حتمی و لازم نمودی، و بر هر که اجرا کردی نیز پیروز شدی؛ أَنْ تَهَبَ لی فی هذِهِ اللَّیْلَهِ وَفی هذِهِ السَّاعَهِ کُلَّ جُرْمٍ أَجْرَمْتُهُ ، برای من ببخشی در این شب و این ساعت، هر جرمی که از من سر زده است ، وَکُلَّ ذَنْبٍ أَذْنَبْتُهُ ، وَکُلَّ قَبیحٍ أَسْرَرْتُهُ ، وَکُلَّ جَهْلٍ عَمِلْتُهُ ، و هر گناهی مرتکب شده ام، و هر زشتی که آن را پنهان داشته ام، و هر نادانی که انجام داده ام، کَتَمْتُهُ أَوْ أَعْلَنْتُهُ ، أَخْفَیْتُهُ أَوْ أَظْهَرْتُهُ ، وَکُلَّ سَیِّئَهٍ أَمَرْتَ بِإِثْباتِهَا آن را کتمان نمودم یا علنی ساختم ، پنهان کردم یا آشکار نمودم ؛ و هر کار بدی را که به الْکِرامَ الْکاتِبینَ ، اَلَّذینَ وَکَّلْتَهُمْ بِحِفْظِ ما یَکُونُ مِنّی ، وَجَعَلْتَهُمْ نویسندگان بزرگوارت دستور ثبت آنها را داده ای؛ همان نویسندگان بزرگواری که موظّف به حفظ و ثبت اعمال من کرده ای و آنان را به شُهُوداً عَلَیَّ مَعَ جَوارِحی ، وَکُنْتَ أَنْتَ الرَّقیبَ عَلَیَّ مِنْ وَرآئِهِمْ، همراه اعضا و جوارح خودم به عنوان شاهد و گواه رفتار من قرار داده ای ؟ و از طرفی خودت نیز پیشاپیش آنها مواظب و مراقب رفتارم بوده ای وَالشَّاهِدَ لِما خَفِیَ عَنْهُمْ ، وَبِرَحْمَتِکَ أَخْفَیْتَهُ ، وَبِفَضْلِکَ سَتَرْتَهُ ، و هر چه از آنان مخفی شده است را نیز خودت گواه بوده ای ؛ البتّه ، کارهای مخفی را خودت به واسطه رحمتت پنهان نمودی و به فضل خودت وَأَنْ تُوَفِّرَ حَظّی مِنْ کُلِّ خَیْرٍ أَنْزَلْتَهُ

، أَوْ إِحْسانٍ فَضَّلْتَهُ ، أَوْ بِرٍّ پوشیدی . و از تو می خواهم فراوان کنی حظّ و نصیبم را از هر خیر و خوبی که فرو می فرستی، یا هر احسان و نیکی که لطف می کنی، یا هر خوبی نَشَرْتَهُ ، أَوْ رِزْقٍ بَسَطْتَهُ ، أَوْ ذَنْبٍ تَغْفِرُهُ ، أَوْ خَطَإٍ تَسْتُرُهُ . یا بین بندگانت پخش نموده ای ، یا روزی و نصیبی که گسترده ساخته ای، یا هر گناهی که بخشیده ای، یا هر اشتباهی که آن را پنهان رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ ، یا إِلهی وَسَیِّدی وَمَوْلایَ وَمالِکَ رِقّی ، یا داشته ای. پروردگارا؛ پروردگارا؛ پروردگارا؛ ای خدای من؛ و آقای من؛ و مولای من؛ و مالک هستی من؛ ای مَنْ بِیَدِهِ ناصِیَتی ، یا عَلیماً بِضُرّی وَمَسْکَنَتی ، یا خَبیراً بِفَقْری کسی که اختیار و زمام من در دست اوست؛ ای کسی که بیچارگی و درماندگی ام را می دانی؛ ای کسی که از نیازمندی وَفاقَتی . یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ ، أَسْأَلُکَ بِحَقِّکَ وَقُدْسِکَ ، و بی نوایی من آگاهی؛ ای پروردگار؛ ای پروردگار؛ ای پروردگار؛ از تو می خواهم به حقّ خودت و پاکیت، وَأَعْظَمِ صِفاتِکَ وَأَسْمآئِکَ ، أَنْ تَجْعَلَ أَوْقاتی مِنَ اللَّیْلِ وَالنَّهارِ و بزرگ ترین صفات و نام هایت؛ که تمام لحظه های شب و روزم را بِذِکْرِکَ مَعْمُورَهً ، وَبِخِدْمَتِکَ مَوْصُولَهً ، وَأَعْمالی عِنْدَکَ مَقْبُولَهً ، با یادت آباد کنی؛ و پیوسته در خدمت خودت قرار دهی؛ و کارهایم را نزد خودت پذیرفته شده قرار دهی؛ حَتَّی تَکُونَ أَعْمالی وَأَوْرادی کُلُّها وِرْداً واحِداً ، وَحالی فی تا آن که تمام کارها و وِردهایم یک وِرد )و یک جهت( باشد، و حال من خِدْمَتِکَ سَرْمَداً . یا سَیِّدی

یا مَنْ عَلَیْهِ مُعَوَّلی ، یا مَنْ إِلَیْهِ در خدمت تو پاینده باشد . ای آقای من؛ ای کسی که تکیه گاه و مورد اعتمادم، تنها تو هستی؛ ای کسی که بد حالی هایم را شَکَوْتُ أَحْوالی ، یا رَبِّ یا رَبِّ یا رَبِّ ، قَوِّ عَلی خِدْمَتِکَ تنها به تو شکایت می کنم؛ پروردگارا؛ پروردگارا؛ پروردگارا؛ اعضا و جوارحم را برای خدمتگزاریت نیرومند کن، جَوارِحی ، وَاشْدُدْ عَلَی الْعَزیمَهِ جَوانِحی ، وَهَبْ لِیَ الْجِدَّ فی و دلم را بر قصد و آهنگ به سوی خودت محکم گردان، و نصیبم کن که به طور جدّی از تو خَشْیَتِکَ ، وَالدَّوامَ فِی الْإِتِّصالِ بِخِدْمَتِکَ ، حَتَّی أَسْرَحَ إِلَیْکَ فی در هراس باشم، و همیشه و به طور دایم به خدمت تو بپردازم؛ تا در نتیجه در مَیادینِ السَّابِقینَ ، وَاُسْرِعَ إِلَیْکَ فِی الْبارِزینَ ، وَأَشْتاقَ إِلی میدان های پیشی گیرندگان به سوی تو روانه گردم ، و در زمره کسانی که نمودار گشته اند به سرعت به سوی تو بیایم، و در زمره قُرْبِکَ فِی الْمُشْتاقینَ ، وَأَدْنُوَ مِنْکَ دُنُوَّ الْمُخْلِصینَ ، وَأَخافَکَ مشتاقانت با شوق فراوان به مقام قرب تو راه پیدا کنم ، و همچون نزدیک بودن اهل اخلاص به تو نزدیک گردم، و مَخافَهَ الْمُوقِنینَ ، وَأَجْتَمِعَ فی جِوارِکَ مَعَ الْمُؤْمِنینَ . أَللَّهُمَّ وَمَنْ همانند ترسی که اهل یقین از تو دارند بترسم ؛ و در جوار رحمتت با مؤمنان گرد آیم . بار الها ؛ هر کس أَرادَنی بِسُوءٍ فَأَرِدْهُ ، وَمَنْ کادَنی فَکِدْهُ ، وَاجْعَلْنی مِنْ أَحْسَنِ قصد بدی در مورد من دارد، خودت در موردش قصد بد کن؛ و هر کس برایم مکر و حیله ای فراهم کند،

تو نیز با او مکر کن؛ و مرا از بهترین عَبیدِکَ نَصیباً عِنْدَکَ ، وَأَقْرَبِهِمْ مَنْزِلَهً مِنْکَ ، وَأَخَصِّهِمْ زُلْفَهً بنده های بهره مند در نزد خودت ، و از کسانی که نزدیک ترین جایگاه معنوی را نسبت به تو دارند ، و بهترین درجه را به لَدَیْکَ ، فَإِنَّهُ لایُنالُ ذلِکَ إِلّا بِفَضْلِکَ ، وَجُدْ لی بِجُودِکَ ، وَاعْطِفْ ایشان اختصاص داده ای، قرار ده؛ زیرا، این ها جز با فضل و فزون بخشی تو به دست نمی آید؛ و با سخاوتمندیت بر من ببخشای، و عَلَیَّ بِمَجْدِکَ ، وَاحْفَظْنی بِرَحْمَتِکَ ، وَاجْعَلْ لِسانی بِذِکْرِکَ لَهِجاً ، با بزرگواری و شکوهت بر من عطوفت و مهربانی کن، و با رحمتت مرا حفظ کن؛ و زبانم را به ذکر و یاد خود گویا ، وَقَلْبی بِحُبِّکَ مُتَیَّماً ، وَمُنَّ عَلَیَّ بِحُسْنِ إِجابَتِکَ ، وَأَقِلْنی عَثْرَتی ، و قلبم را از دوستیت بی قرار ساز، و با اجابت نیکو به درخواست من بر من منّت گذار، و از لغزش من درگذر وَاغْفِرْ زَلَّتی ، فَإِنَّکَ قَضَیْتَ عَلی عِبادِکَ بِعِبادَتِکَ ، وَأَمَرْتَهُمْ و لغزشم را نادیده بگیر ؛ زیرا، تو به بندگانت دستور دادی تو را بپرستند، و بر آنان امر کرده ای بِدُعآئِکَ ، وَضَمِنْتَ لَهُمُ الْإِجابَهَ . فَإِلَیْکَ یا رَبِّ نَصَبْتُ وَجْهی ، تا تو را بخوانند، و در مقابل نیز ضمانت کرده ای که اجابتشان کنی. پس پروردگارا؛ به سوی تو روی آورده ام ، وَإِلَیْکَ یا رَبِّ مَدَدْتُ یَدی ، فَبِعِزَّتِکَ اسْتَجِبْ لی دُعآئی ، و دستم را تنها به طرف تو دراز کردم؛ پس، تو را به عزّتت سوگند؛ دعایم را مستجاب فرما، وَبَلِّغْنی مُنایَ ، وَلاتَقْطَعْ مِنْ فَضْلِکَ رَجآئی ، وَاکْفِنی شَرَّ

الْجِنِّ و مرا به آرزویم برسان، و امیدم را از فضلت قطع مکن، و از شرّ دشمنانم چه جنّی وَالْإِنْسِ مِنْ أَعْدآئی . یا سَریعَ الرِّضا ، إِغْفِرْ لِمَنْ لایَمْلِکُ إِلَّا و چه آدمی، مرا در امان دار و کفایتم کن. ای کسی که زود راضی می شوی؛ بیامرز کسی را که جز دعا کاری از دستش الدُّعآءَ ، فَإِنَّکَ فَعَّالٌ لِما تَشآءُ ، یا مَنِ اسْمُهُ دَوآءٌ ، وَذِکْرُهُ شِفآءٌ ، نمی آید، زیرا، تو کاری را که بخواهی به طور کامل انجام می دهی. ای کسی که نامش، دواست؛ و یادش، شفاست؛ وَطاعَتُهُ غِنًی ، إِرْحَمْ مَنْ رَأْسُ مالِهِ الرَّجآءُ ، وَسِلاحُهُ الْبُکآءُ ، و فرمان برداریش، مایه بی نیازی است؛ رحم کن به کسی که سرمایه اش اُمید است، و تنها اسلحه اش گریه است . یا سابِغَ النِّعَمِ ، یا دافِعَ النِّقَمِ ، یا نُورَ الْمُسْتَوْحِشینَ فِی الظُّلَمِ ، ای فرو ریزنده نعمت ها؛ ای برطرف کننده سختی ها و مجازات ها ؛ ای روشنی وحشت زدگان در تاریکی ها؛ یا عالِماً لایُعَلَّمُ ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، وَافْعَلْ بی ما ای عالمی که تعلیم داده نشده ای ؛ بر محمّد و آل محمّد درود پیوسته بفرست ، و آن أَنْتَ أَهْلُهُ ، وَصَلَّی اللَّهُ عَلی رَسُولِهِ وَالْأَئِمَّهِ الْمَیامینِ مِنْ الِهِ ، چنان که شایسته و بایسته توست با من رفتار کن. و درود پیوسته خداوند بر فرستاده اش و امامان پربرکت از آل او؛ وَسَلَّمَ تَسْلیماً کَثیراً .(18)

و سلام بسیارش بر آنان باد .

...................( Anotates ).................

1) آیه اللَّه سیّد احمد مستنبط رحمه الله می گوید : ممکن است این چهار نفر از اصحاب بقیّه ائمّه علیهم السلام دارای فضیلت بیشتری بوده ،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه