صحیفه مهدیه صفحه 395

صفحه 395

یا أَللَّهُ یا أَللَّهُ یا أَللَّهُ ، یا مُجیبَ دَعْوَهِ الْمُضْطَرّینَ ، یا کاشِفَ کُرَبِ ای خدا؛ ای خدا؛ ای خدا؛ ای که دعای بیچارگان را مستجاب می کنی؛ ای که اندوه الْمَکْرُوبینَ ، یا غِیاثَ الْمُسْتَغیثینَ ، یا صَریخَ الْمُسْتَصْرِخینَ ، اندوهگینان را برطرف می سازی؛ ای که به داد دادخواهان می رسی؛ ای که فریاد کمک خواهان را پاسخ می دهی؛ وَیا مَنْ هُوَ أَقْرَبُ إِلَیَّ مِنْ حَبْلِ الْوَریدِ ، وَیا مَنْ یَحُولُ بَیْنَ و ای که از رگ گردنم به من نزدیک تری؛ و ای که بین الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ ، وَیا مَنْ هُوَ بِالْمَنْظَرِ الْأَعْلی وَبِالْاُفُقِ الْمُبینِ ، وَیا شخص و قلبش حایل می شوی؛ و ای که در بالاترین دیدگاه قرار داری، و در افقی روشن هستی؛ و ای مَنْ هُوَ الرَّحْمنُ الرَّحیمُ عَلَی الْعَرْشِ اسْتَوی ، وَیا مَنْ یَعْلَمُ کسی که او بخشنده و مهربان است و بر عرش سلطه دارد ، ای کسی که خآئِنَهَ الْأَعْیُنِ وَما تُخْفِی الصُّدُورُ ، وَیا مَنْ لایَخْفی عَلَیْهِ خافِیَهٌ . خیانت چشم ها، و آنچه را که سینه ها پنهان می کند ، می دانی ؛ و ای کسی که هیچ پنهانی از او پنهان نیست ؛ یا مَنْ لاتَشْتَبِهُ عَلَیْهِ الْأَصْواتُ ، وَیا مَنْ لاتُغَلِّطُهُ الْحاجاتُ ، وَیا ای کسی که صداها را با یکدیگر اشتباه نمی کند؛ و ای کسی که خواسته ها او را به اشتباه نمی اندازد؛ و ای مَنْ لایُبْرِمُهُ إِلْحاحُ الْمُلِحّینَ ، یا مُدْرِکَ کُلِّ فَوْتٍ ، وَیا جامِعَ کسی که اصرار اصرارکنندگان، او را به رنج نمی اندازد؛ ای دریابنده از دست رفته ها؛ و ای گردآورنده

کُلِّ شَمْلٍ ، وَیا بارِئَ النُّفُوسِ بَعْدَ الْمَوْتِ ، یا مَنْ هُوَ کُلَّ یَوْمٍ پراکندگی ها؛ و ای که پس از مرگ ، روان ها را دوباره به وجود می آوری؛ ای کسی که هر روزی فی شَأْنٍ ، یا قاضِیَ الْحاجاتِ ، یا مُنَفِّسَ الْکُرُباتِ ، یا مُعْطِیَ در شأنی هستی؛ ای برآورنده حاجت ها و خواسته ها؛ ای برطرف کننده گرفتاری ها و بلاها؛ ای عطا کننده 1 . در جریان مرحوم سیّد رشتی نقل شده که وقتی به او فرمودند : زیارت عاشورا بخوان ، زیارت عاشورا و دعای علقمه را از حفظ خواند در حالی که قبلاً هیچ یک از آن دو در حافظه اش نبود و این نکته ای است لطیف که خواندن دعای علقمه نیز مورد توجّه است .

السُّؤُلاتِ ، یا وَلِیَّ الرَّغَباتِ ، یا کافِیَ الْمُهِمَّاتِ ، یا مَنْ یَکْفی خواسته ها؛ ای عهده دار خواهش ها ؛ ای بسنده در امور مهمّ؛ ای کسی که مِنْ کُلِّ شَیْ ءٍ وَلایَکْفی مِنْهُ شَیْ ءٌ فِی السَّماواتِ وَالْأَرْضِ . از هر چیزی کفایت کننده هستی، ولی هیچ چیز در آسمان ها و زمین از او کفایت نمی کند ؛ أَسْأَلُکَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ خاتَمِ النَّبِیّینَ ، وَعَلِیٍّ أَمیرِالْمُؤْمِنینَ ، وَبِحَقِّ از تو می خواهم به حقّ محمّد - که آخرین پیامبران است - ، و علی که امیر مؤمنان است، و به حقّ فاطِمَهَ بِنْتِ نَبِیِّکَ ، وَبِحَقِّ الْحَسَنِ وَالْحُسَیْنِ ، فَإِنّی بِهِمْ أَتَوَجَّهُ فاطمه - دختر پیامبرت - ، و به حقّ حسن و حسین، که من همانا ، إِلَیْکَ فی مَقامی هذا، وَبِهِمْ أَتَوَسَّلُ، وَبِهِمْ أَتَشَفَّعُ إِلَیْکَ، وَبِحَقِّهِمْ در این جایگاهی که هستم تنها به واسطه آنها به تو روی آورم، و به واسطه

ایشان توسّل و شفاعت به درگاهت می جویم؛ به حقّ ایشان أَسْأَلُکَ وَاُقْسِمُ وَأَعْزِمُ عَلَیْکَ ، وَبِالشَّأْنِ الَّذی لَهُمْ عِنْدَکَ ، از تو درخواست می کنم و سوگندت می دهم؛ و به جایگاهی که آنان نزد تو دارند، وَبِالْقَدْرِ الَّذی لَهُمْ عِنْدَکَ ، وَبِالَّذی فَضَّلْتَهُمْ عَلَی الْعالَمینَ ، و به ارزشی که نزد تو دارند، و به واسطه آن چیزی که آنان را بر جهانیان برتری بخشیدی ، وَبِاسْمِکَ الَّذی جَعَلْتَهُ عِنْدَهُمْ وَبِهِ خَصَصْتَهُمْ دُونَ الْعالَمینَ ، و به واسطه نامت که نزدشان قرار دادی و آن نام را تنها و تنها به ایشان اختصاص دادی و به هیچ یک از جهانیان ندادی ؛ وَبِهِ أَبَنْتَهُمْ ، وَأَبَنْتَ فَضْلَهُمْ مِنْ فَضْلِ الْعالَمینَ حَتَّی فاقَ فَضْلُهُمْ و به واسطه آن نام، ایشان را جدا کردی و فضل شان را نیز از فضل و ارزش دیگران جدا نمودی و در نهایت فضیلت آنان فَضْلَ الْعالَمینَ جَمیعاً . أَسْأَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ بر فضیلت و ارزش تمام جهانیان برتری یافت؛ )به واسطه همه این ها( از تو درخواست می کنم که بر محمّد و آل مُحَمَّدٍ ، وَأَنْ تَکْشِفَ عَنّی غَمّی وَهَمّی وَکَرْبی ، وَتَکْفِیَنِی الْمُهِمَّ محمّد درود پیوسته نثار کنی؛ و غم و اندوه و گرفتاری مرا برطرف کنی؛ و در امور مهمّ مِنْ اُمُوری ، وَتَقْضِیَ عَنّی دَیْنی ، وَتُجیرَنی مِنَ الْفَقْرِ ، وَتُجیرَنی مرا کفایت کنی ؛ و بدهکاریم را از طرف من بپردازی ، و از فقر و ناداری ، و از تنگدستی رهائیم بخشی ، مِنَ الْفاقَهِ ، وَتُغْنِیَنی عَنِ الْمَسْأَلَهِ إِلَی الْمَخْلُوقینَ ، وَتَکْفِیَنی هَمَّ و مرا از درخواست کردن از مخلوقاتت بی نیاز کنی ،

و کفایتم کنی از همّ مَنْ أَخافُ هَمَّهُ ، وَعُسْرَ مَنْ أَخافُ عُسْرَهُ ، وَحُزُونَهَ مَنْ أَخافُ و غمّ هر که از همّ و غم او می ترسم ؛ و از سختی هر که از سختی او می ترسم، و اندوه هر که از اندوه او می ترسم، حُزُونَتَهُ ، وَشَرَّ مَنْ أَخافُ شَرَّهُ ، وَمَکْرَ مَنْ أَخافُ مَکْرَهُ ، وَبَغْیَ و از شرّ هر که از شرّ او می ترسم، و از نیرنگ هر که از نیرنگ او می ترسم، و از ستم مَنْ أَخافُ بَغْیَهُ ، وَجَوْرَ مَنْ أَخافُ جَوْرَهُ ، وَسُلْطانَ مَنْ أَخافُ هر که از ستم او می ترسم، و از جور هر که از جور او می ترسم، و از سلطنت و چیرگی هر که از سُلْطانَهُ ، وَکَیْدَ مَنْ أَخافُ کَیْدَهُ ، وَمَقْدُرَهَ مَنْ أَخافُ مَقْدُرَتَهُ چیرگی او می ترسم، و از دام گستری هر که از کید او می ترسم، و از قدرت مندی هر که از توانمندی او بر خودم می ترسم ، عَلَیَّ ، وَتَرُدَّ عَنّی کَیْدَ الْکَیَدَهِ ، وَمَکْرَ الْمَکَرَهِ . أَللَّهُمَّ مَنْ أَرادَنی و توطئه و مکر و حیله مکّاران و حیله گران را نیز از من دور کن . بار الها ؛ هر کس اراده بد برایم دارد ، فَأَرِدْهُ ، وَمَنْ کادَنی فَکِدْهُ ، وَاصْرِفْ عَنّی کَیْدَهُ وَمَکْرَهُ وَبَأْسَهُ تو در مورد او اراده فرما ، و هر که دام و توطئه ای برایم دارد ، همان را به خودش برگردان، و حیله و نیرنگ و بدی وَأَمانِیَّهُ ، وَامْنَعْهُ عَنّی کَیْفَ شِئْتَ وَأَنَّی شِئْتَ . أَللَّهُمَّ اشْغَلْهُ و دام هایش را از من برگردان؛ و هر گونه می خواهی و هر زمان می خواهی او را از من

باز دار. بار الها ؛ او را مشغول کن عَنّی بِفَقْرٍ لاتَجْبُرُهُ ، وَبِبَلآءٍ لاتَسْتُرُهُ ، وَبِفاقَهٍ لاتَسُدُّها ، وَبِسُقْمٍ به فقری جبران ناشدنی، و بلایی آشکار و پنهان نشدنی، و به تنگدستی و نیازی که چاره ندارد ، و بیماری لاتُعافیهِ، وَذُلٍّ لاتُعِزُّهُ ، وَبِمَسْکَنَهٍ لاتَجْبُرُها . أَللَّهُمَّ اضْرِبْ بِالذُّلِّ که عافیت و بهبودی ندارد، و خواری که عزّتی برایش نباشد، و بدبختی جبران ناپذیر . خدایا ؛ ذلّت و خواری را همواره نَصْبَ عَیْنَیْهِ ، وَأَدْخِلْ عَلَیْهِ الْفَقْرَ فی مَنْزِلِهِ ، وَالْعِلَّهَ وَالسُّقْمَ فی نصب العین او و در مقابل چشمش قرار بده ، و فقر و نیازمندی را وارد منزلش کن، و بدنش را گرفتار بیماری و درد کن؛ بَدَنِهِ حَتَّی تَشْغَلَهُ عَنّی بِشُغْلٍ شاغِلٍ لا فَراغَ لَهُ ، وَأَنْسِهِ ذِکْری تا از یاد من بیرون رود با مشغله هایی که رهایی از آن وجود نداشته باشد؛ و یادم را از یادش ببر، کَما أَنْسَیْتَهُ ذِکْرَکَ ، وَخُذْ عَنّی بِسَمْعِهِ وَبَصَرِهِ وَلِسانِهِ وَیَدِهِ همان گونه که یادت را از یادش برده ای؛ و چشم و گوش و زبان و دست و وَرِجْلِهِ وَقَلْبِهِ وَجَمیعِ جَوارِحِهِ ، وَأَدْخِلْ عَلَیْهِ فی جَمیعِ ذلِکَ پا و قلب و تمام اعضایش را مانع شو تا به من آسیبی نرساند ، و تمام آن اعضایش را نیز السُّقْمَ ، وَلاتَشْفِهِ حَتَّی تَجْعَلَ ذلِکَ لَهُ شُغْلاً شاغِلاً بِهِ عَنّی وَعَنْ بیمار کن و شفایش مده، تا پیوسته مشغول بیماریش باشد و به فکر آزار ذِکْری ، وَاکْفِنی یا کافِیَ ما لایَکْفی سِواکَ ، فَإِنَّکَ الْکافی لا و از من و یاد من غافل گردد . و مرا کفایت کن؛ آنچه را که غیر تو

کفایت نمی کند ؛ تو کفایت گری هستی که کافِیَ سِواکَ ، وَمُفَرِّجٌ لا مُفَرِّجَ سِواکَ ، وَمُغیثٌ لا مُغیثَ سِواکَ ، جز تو کفایت گر و بسنده ای وجود ندارد؛ و گشایشگری هستی که جز تو گشایشگری نیست؛ و فریادرسی هستی که جز تو فریادرسی نیست وَجارٌ لا جارَ سِواکَ ، خابَ مَنْ کانَ جارُهُ سِواکَ ، وَمُغیثُهُ سِواکَ ، و پناهنده ای هستی که جز تو پناهنده ای نیست ، به مطلوب نرسید هر کس به غیر تو پناه برد، و فریادرسش غیر تو باشد، وَمَفْزَعُهُ إِلی سِواکَ ، وَمَهْرَبُهُ إِلی سِواکَ ، وَمَلْجَأُهُ إِلی غَیْرِکَ ، و پناهگاهش غیر تو باشد، و گریزگاهش به غیر تو باشد، و تکیه گاهش به غیر تو باشد وَمَنْجاهُ مِنْ مَخْلُوقٍ غَیْرِکَ ، فَأَنْتَ ثِقَتی وَرَجآئی وَمَفْزَعی و محلّ نجاتش جز تو باشد، پس تویی مورد اطمینان، امید، پناهگاه، وَمَهْرَبی وَمَلْجَای وَمَنْجایَ ، فَبِکَ اَسْتَفْتِحُ ، وَبِکَ اَسْتَنْجِحُ ، گریزگاه، تکیه گاه، و محلّ نجات من؛ بدین جهت است که تنها از تو درخواست پیروزی و کامیابی می کنم ، وَبِمُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ ، وَأَتَوَسَّلُ وَأَتَشَفَّعُ . فَأَسْئَلُکَ و تنها به واسطه محمّد و آل محمّد به سوی تو روی می آورم و توسّل می جویم و شفاعت می طلبم . یا أَللَّهُ یا أَللَّهُ یا أَللَّهُ، فَلَکَ الْحَمْدُ، وَلَکَ الشُّکْرُ، وَإِلَیْکَ الْمُشْتَکی، خدایا؛ خدایا؛ خدایا؛ از تو درخواست می کنم. سپاس و ستایش ، سزاوار تو است . به درگاه تو شکوه و شکایت آورم ، وَأَنْتَ الْمُسْتَعانُ ، فَأَسْئَلُکَ یا أَللَّهُ یا أَللَّهُ یا أَللَّهُ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ وَ الِ و تو مددکار هستی ؛ پس ، از تو درخواست می کنم ، ای خدا؛

ای خدا؛ ای خدا؛ به حقّ محمّد و آل مُحَمَّدٍ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، وَأَنْ تَکْشِفَ عَنّی محمّد ، بر محمّد و آل محمّد درودی پیوسته نثار کنی و از تو می خواهم در غَمّی وَهَمّی وَکَرْبی فی مَقامی هذا کَما کَشَفْتَ عَنْ نَبِیِّکَ هَمَّهُ همین جا که هستم برطرف سازی غم و همّ و گرفتاری ام را همان گونه که از پیامبر عزیزت، گرفتاری، وَغَمَّهُ وَکَرْبَهُ ، وَکَفَیْتَهُ هَوْلَ عَدُوِّهِ ، فَاکْشِفْ عَنّی کَما کَشَفْتَ اندوه، مصیبت، بلا و ترس از دشمنش را برطرف کردی و برایش بسنده بودی ، از من برطرف کن اندوهم را همان گونه که از ساحت عَنْهُ ، وَفَرِّجْ عَنّی کَما فَرَّجْتَ عَنْهُ ، وَاکْفِنی کَما کَفَیْتَهُ ، وَاصْرِفْ مقدّس او برطرف کردی، و برایم گشایشی عنایت فرما همان گونه که برای آن حضرت گشایش مرحمت کردی، و کفایت کن مرا عَنّی هَوْلَ ما أَخافُ هَوْلَهُ ، وَمَؤُونَهَ ما أَخافُ مَؤُونَتَهُ ، وَهَمَّ ما همان گونه که او را کفایت نمودی، از من بگردان ترس آنچه را که از آن بیمناکم ، و زحمت آنچه را که از زحمت آن ترسناکم، و اندوه أَخافُ هَمَّهُ بِلا مَؤُونَهٍ عَلی نَفْسی مِنْ ذلِکَ ، وَاصْرِفْنی بِقَضآءِ آنچه را که از اندوهش هراسناکم بدون زحمتی که از آن ناحیه بر من وارد شود . و مرا حاجت روا برگردان؛ حَوآئِجی ، وَکِفایَهِ ما أَهَمَّنی هَمُّهُ مِنْ أَمْرِ اخِرَتی وَدُنْیایَ . و امور مهمّ دنیا و آخرتم را کفایت کن و مرا برگردان . یا أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ وَیا أَبا عَبْدِاللَّهِ ، عَلَیْکُما مِنّی سَلامُ اللَّهِ أَبَداً ای امیر مؤمنان ؛ و ای ابا

عبداللَّه ؛ سلام الهی را پیوسته، ما بَقیتُ وَبَقِیَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ ، وَلا جَعَلَهُ اللَّهُ اخِرَ الْعَهْدِ مِنْ تا من هستم و تا شب و روز هست نثار شما دو بزرگوار می نمایم؛ خدا این زیارت را آخرین دیدار و زِیارَتِکُما، وَلا فَرَّقَ اللَّهُ بَیْنی وَبَیْنَکُما . أَللَّهُمَّ أَحْیِنی حَیوهَ مُحَمَّدٍ زیارتم از شما عزیزان قرار ندهد؛ و خدا میان من و شما جدایی نیاندازد. بار الها؛ مرا زنده بدار آن گونه که حضرت محمّد صلی الله علیه وآله وسلم وَذُرِّیَّتِهِ ، وَأَمِتْنی مَماتَهُمْ ، وَتَوَفَّنی عَلی مِلَّتِهِمْ ، وَاحْشُرْنی فی و فرزندانش را زندگی بخشیدی؛ و مانند مردن ایشان بمیران ، و بر ملّت و دین آنان قبض روحم کن ؛ و در زُمْرَتِهِمْ ، وَلاتُفَرِّقْ بَیْنی وَبَیْنَهُمْ طَرْفَهَ عَیْنٍ أَبَداً فِی الدُّنْیا زمره شان محشور کن؛ و به قدر حتّی یک چشم بر هم زدن بین من و ایشان در دنیا وَالْآخِرَهِ . یا أَمیرَ الْمُؤْمِنینَ وَیا أَبا عَبْدِاللَّهِ ، أَتَیْتُکُما زآئِراً و آخرت جدایی میفکن . ای امیر مؤمنان و ای ابا عبداللَّه الحسین؛ من، به عنوان یک زایر شما، وَمُتَوَسِّلاً إِلَی اللَّهِ رَبّی وَربِّکُما، وَمُتَوَجِّهاً إِلَیْهِ بِکُما، وَمُسْتَشْفِعاً و توسّل جوینده به خدا به واسطه شما دو نفر، و روی آورنده به سوی خدا به واسطه شما دو نفر، و شفاعت طلب بِکُما إِلَی اللَّهِ تَعالی فی حاجَتی هذِهِ ، فَاشْفَعا لی ، فَإِنَّ لَکُما عِنْدَ به سوی خدا به واسطه شما دو نفر، در مورد این خواسته ام؛ خدمت تان شرفیاب شده ام. پس، برایم نزد خدا شفاعت کنید ؛ اللَّهِ الْمَقامَ الْمَحْمُودَ ، وَالْجاهَ الْوَجیهَ ، وَالْمَنْزِلَ الرَّفیعَ وَالْوَسیلَهَ ، زیرا شما دارای مقامی ستوده شده،

آبرویی شایسته، و جایگاهی والا، و وسیله و واسطه نزد خدا هستید؛ إِنّی أَنْقَلِبُ عَنْکُما مُنْتَظِراً لِتَنَجُّزِ الْحاجَهِ وَقَضآئِها وَنَجاحِها مِنَ من از خدمت تان مرخص می شوم ولی انتظار می کشم که خواسته ام را حتمی، برآورده و کامیاب، اللَّهِ بِشَفاعَتِکُما لی إِلَی اللَّهِ فی ذلِکَ، فَلا أَخیبُ وَلایَکُونُ مُنْقَلَبی با شفاعت شما نزد خدا ، دریافت کنم . خدا کند، من سر خورده و ناکام نشوم، و بازگشتم مُنْقَلَباً خآئِباً خاسِراً بَلْ یَکُونُ مُنْقَلَبی مُنْقَلَباً راجِحاً راجِیاً مُفْلِحاً با سرخوردگی و زیان همراه نباشد؛ بلکه بازگشتی کام یابانه، امید بخش، رستگار مُنْجِحاً مُسْتَجاباً بِقَضآءِ جَمیعِ حَوآئِجی ، وَتَشَفَّعا لی إِلَی اللَّهِ . و پیروزمندانه از برآورده شدن تمام حاجت هایم باشد؛ و - از شما دو نفر می خواهم - برایم نزد خدا شفاعت ویژه ای انجام دهید . اِنْقَلَبْتُ عَلی ما شآءَ اللَّهُ وَلا حَوْلَ وَلا قُوَّهَ إِلّا بِاللَّهِ، مُفَوِّضاً أَمْری با اعتقاد و تمسّک به این که تنها خواست خداوند انجام می شود، و نیز هیچ نیرو و جنبشی جز از ناحیه خداوند وجود ندارد، رهسپار إِلَی اللَّهِ ، مُلْجِأً ظَهْری إِلَی اللَّهِ ، مُتَوَکِّلاً عَلَی اللَّهِ ، وَأَقُولُ حَسْبِیَ می شوم؛ البتّه، امورم را به خدای واگذار می کنم، و تکیه بر لطف او می دهم، و توکّل بر او می کنم و می گویم: اللَّهُ وَکَفی ، سَمِعَ اللَّهُ لِمَنْ دَعی ، لَیْسَ لی وَرآءَ اللَّهِ وَ وَرآئَکُمْ یا خدا برایم بس و کافی است؛ خدا، دعای همه دعاکنندگان را می شنود ؛ برای من جز خدا و شما - ای سادَتی مُنْتَهی، ما شآءَ رَبّی کانَ، وَما لَمْ یَشَأْ لَمْ یَکُنْ، وَلا حَوْلَ بزرگان من - درگاهی نیست؛ هر چه پروردگارم بخواهد همان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه