ترجمه کامل‌الزیارات صفحه 104

صفحه 104

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمود: پسرم هم اکنون جبرئیل علیه السّلام نزد من آمد و به من خبر داد که شما را می‌کشند و قبور شما متفرق و پراکنده است.

را که امام مظلوم علیه السلام در آن کشته می‌شود به رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم

حضرت سیّد الشهداء سلام اللّه علیه عرض کرد: ای پدر چه ثوابی است برای کسی که این قبور متفرق و پراکنده را زیارت کند؟

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمودند: پسرم زائرین شما گروهی از امّت من بوده که درخواستشان از زیارت شما حصول برکت می‌باشد و سزاوار است که من روز قیامت به نزدشان رفته و آنها را از هول و وحشت قیامت رهانیده و از گناهانی که کرده‌اند خلاصشان بنمایم و سپس حقتعالی آنها را در بهشت جای می‌دهد.

7- حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ الْحَسَنِ بْنِ أَحْمَدَ بْنِ الْوَلِیدِ قَالَ حَدَّثَنِی مُحَمَّدُ بْنُ أَبِی الْقَاسِمِ مَاجِیلَوَیْهِ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ الْقُرَشِیِّ عَنْ عُبَیْدِ بْنِ یَحْیَی الثَّوْرِیِّ عَنْ مُحَمَّدِ بْنِ الْحُسَیْنِ بْنِ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ عَنْ أَبِیهِ عَنْ جَدِّهِ عَنْ عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ (علیهم السلام) قَالَ زَارَنَا رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ذَاتَ یَوْمٍ فَقَدَّمْنَا إِلَیْهِ طَعَاماً وَ أَهْدَتْ إِلَیْنَا أُمُّ أَیْمَنَ صَحْفَةً مِنْ تَمْرٍ وَ قَعْباً مِنْ لَبَنٍ وَ زُبْدٍ فَقَدَّمْنَا إِلَیْهِ فَأَکَلَ مِنْهُ فَلَمَّا فَرَغَ قُمْتُ وَ سَکَبْتُ عَلَی یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) مَاءً فَلَمَّا غَسَلَ یَدَیْهِ مَسَحَ وَجْهَهُ وَ لِحْیَتَهُ بِبِلَّةِ یَدَیْهِ ثُمَّ قَامَ إِلَی مَسْجِدٍ فِی جَانِبِ الْبَیْتِ وَ صَلَّی وَ خَرَّ سَاجِداً فَبَکَی وَ أَطَالَ الْبُکَاءَ ثُمَّ رَفَعَ رَأْسَهُ فَمَا اجْتَرَأَ مِنَّا أَهْلَ الْبَیْتِ أَحَدٌ یَسْأَلُهُ عَنْ شَیْءٍ فَقَامَ الْحُسَیْنُ (علیه السلام) یَدْرُجُ حَتَّی صَعِدَ عَلَی فَخِذَیْ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) فَأَخَذَ بِرَأْسِهِ إِلَی صَدْرِهِ وَ وَضَعَ ذَقَنَهُ عَلَی رَأْسِ رَسُولِ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثُمَّ قَالَ یَا أَبَتِ مَا یُبْکِیکَ فَقَالَ لَهُ یَا بُنَیَّ إِنِّی نَظَرْتُ إِلَیْکُمُ الْیَوْمَ فَسُرِرْتُ بِکُمْ سُرُوراً لَمْ أُسَرَّ بِکُمْ قَبْلَهُ مِثْلَهُ فَهَبَطَ إِلَیَّ جَبْرَئِیلُ فَأَخْبَرَنِی أَنَّکُمْ قَتْلَی وَ أَنَّ مَصَارِعَکُمْ شَتَّی فَحَمِدْتُ اللَّهَ عَلَی ذَلِکَ وَ سَأَلْتُ لَکُمُ الْخِیَرَةَ فَقَالَ لَهُ یَا أَبَتِ فَمَنْ یَزُورُ قُبُورَنَا وَ یَتَعَاهَدُهَا عَلَی تَشَتُّتِهَا قَالَ طَوَائِفُ مِنْ أُمَّتِی یُرِیدُونَ بِذَلِکَ بِرِّی وَ صِلَتِی- أَتَعَاهَدُهُمْ فِی الْمَوْقِفِ وَ آخُذُ بِأَعْضَادِهِمْ فَأَنْجَاهُمْ مِنْ أَهْوَالِهِ وَ شَدَائِدِهِ

محمّد بن حسن بن احمد بن ولید می‌گوید:

محمّد بن ابی القاسم ماجیلویه، از محمّد بن علیّ القرشی، از عبید بن یحیی ثوری، از محمّد بن حسین بن علی بن الحسین از پدر بزرگوارشان، از جدّشان، از علی بن ابی طالب علیهم السّلام نقل کرده که آن حضرت فرمودند:

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم روزی به زیارت ما آمدند پس طعامی نزد آن جناب نهادیم و کاسه خرما و ظرف شیر و سر شیری که ام ایمن برای‌مان هدیه آورده بود را نیز در مقابل حضرت نهادیم، آن جناب تناول فرموده و پس از فراغت ایشان از طعام ایستادم و آب روی دو دست مبارک ایشان ریخته و پس از آنکه حضرت دو دست خویش را شستند، دست‌های مرطوبی خود را به صورت و محاسن شریف کشیده سپس ایستادند و به مسجدی که در یک طرف خانه بود تشریف برده و نماز گزارده و در آخر به سجده رفته پس در آن گریه طولانی نموده سپس سر از آن برداشتند و از ما اهل بیت احدی جرأت نکرد سبب گریه آن حضرت را بپرسد، پس حضرت امام حسین علیه السّلام ایستاده و آهسته آهسته جلو رفت تا خود را به آن جناب رساند و از حضرتش بالا رفت تا به روی ران‌های حضرت قرار گرفت پس سر به سینه رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم، چانه را روی سر آن جناب نهاد سپس عرضه داشت:

ای پدر چرا گریستی؟

رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلّم فرمودند: امروز به شما نگریستم بسیار مسرور و خوشحال شدم به طوری که پیش از آن چنین سرور و نشاطی در من پیدا نشده بود، پس جبرئیل بر من نازل شد و خبر داد که شما کشته خواهید شد و قبورتان پراکنده خواهد بود پس خدا را حمد و ستایش کرده و از خدا خیر شما را درخواست نمودم.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه