ربیع الاسابیع: ادعیه و اعمال جمعه و دیگر روزهای هفته صفحه 333

صفحه 333

نماز حاجت در شب شنبه

ابن بابویه و سیّد بن طاووس و دیگران به سندهای معتبر از ربیع - دربان هارون الرّشید - روایت کرده اند که گفت : در ایّامی که حضرت امام موسی کاظم صلوات اللّه علیه در حبس هارون لعین بود شبی هارون مرا طلبید و گفت : برو به نزد امام موسی علیه السلام و مال بسیار و اسبان و جامه های فاخر برای او ببر و او را از زندان رها کن .

من تعجّب کردم و مکرّر از او پرسیدم که مرا امر می کنی که موسی را از حبس رها کنم؟!

گفت : بلی ؛ وای بر تو ! می خواهی که عهد خود را بشکنم ؟!

گفتم : یا امیر ! عهد چیست ؟

گفت : امشب در خواب بودم دیدم که مرد سیاهی در نهایت عظمت بر روی سینه من نشست و گفت : به چه سبب موسی بن جعفر را در زندان حبس کرده ای ؟

گفتم : امشب او را رها می کنم و با او احسان می کنم پس عهد و پیمان شدید از من گرفت و از سینه من برخواست و نزدیک بود که جانم برآید .

ربیع گفت : پس رفتم به سوی زندان و دیدم که آن حضرت مشغول نماز است نشستم تا فارغ شود و گفتم : پسر عمّت خلیفه ، تو را سلام می رساند و مال فراوان و اسبان و باربرداران و خلاع فاخره برای تو فرستاده است .

حضرت فرمود که : اگر حکم دیگر کرده است در باب من به عمل آور .

گفتم : به حقّ خدا و به حقّ جدّت رسول خدا که مرا امر نکرده است مگر به آنچه عرض کردم .

حضرت فرمود که : مرا به مال و اسبان و جامه های او که حقوق مردم در میان آنها است احتیاجی نیست .

گفتم : قسم می دهم ترا که قبول کنی که می ترسم از رد کردن تو آن ملعون به خشم آید .

حضرت فرمود که: تو آنچه خواهی بکن و به هر مصرف که خواهی صرف کن .

چون خواست به سوی مدینه مراجعت نماید گفتم : ترا سوگند می دهم به حقّ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه