- اشاره 1
- 1 - بعد از هر نماز واجب 7
- مقدمه 7
- اوقات و حالات تأکید شده برای دعا 7
- توضیح 11
- تتمّه ای پُر سود 12
- 2 - بعد از نماز ظهر 14
- 3 - بعد از نماز عصر 17
- 4 - بعد از نماز صبح 18
- 5 - بعد از هر دو رکعت از نماز شب 19
- 6 - در قنوت نمازها 20
- مقدمه 20
- می گویم 21
- دو 22
- سه 23
- چهار 24
- پنج 26
- شش 29
- هفت 29
- هشت 30
- نُه 32
- یازده 33
- دَه 33
- دوازده 34
- 7 - در حال سجده 35
- 8 - در سجده شکر 36
- 9 - هر صبح و شام 37
- 10 - آخرین ساعت از هر روز 39
- 12 - شب جمعه 41
- 11 - روز پنج شنبه 41
- 13 - روز جمعه 42
- 15 - روز عرفه 46
- 16 - روز عید فِطر 46
- 14 - روز نوروز 46
- 17 - روز أضْحی ( = قربان ) 47
- 18 - روز دَحُو الأَرض ( گسترده شدن زمین ) 48
- 19 - روز عاشورا 49
- 21 - روز نیمه شعبان 50
- 23 - شب ششم ماه رمضان 54
- 24 - روز هشتم ماه رمضان 55
- 25 - شب دوازدهم ماه رمضان 56
- 26 - روز سیزدهم ماه رمضان 56
- 27 - روز هیجدهم و شب نوزدهم از همان ماه 57
- 28 - روز بیست و یکم همان ماه 57
- 30 - بعد از زیارت آن حضرت علیه السلام 60
- 29 - بعد از ذکر مصیبت سَیِّد الشُّهداء علیه السلام 60
- 31 - پس از گریستن از ترس خدای تعالی 61
- 32 - پس از تجدید هر نعمت و زوال هر محنت 61
- 34 - در سختیها و گرفتاریها 62
- 35 - پس از نماز تسبیح 62
- 36 - پیش از دعا برای خود و خانواده خود 63
- 37 - روز غدیر 63
- 38 - مطلق اوقات شریفه و شبها و روزهای متبرکه 64
- 39 - هنگام حضور در مجلس مخالفین و غاصبین حقوق امامان علیهم السلام 65
- 40 - چهل روز مداومت به دعا برای فرج 65
- 2 - عرفات 67
- مکانهایی که دعا در آنها بیشتر تأکید شده 67
- 3 - سرداب 67
- مقدمه 67
- 1 - مسجد الحرام 67
- 5 - حرم حضرت سید الشهداء علیه السلام 68
- 6 - حرم مولایمان حضرت رضا علیه السلام 69
- 7 - حرم عسکریین علیهما السلام 69
- 8 - حرم هر یک از امامان علیهم السلام 70
- چگونگی دعا 71
- یکم 72
- سوّم 72
- دوّم 72
- مقصد اوّل 72
- پنجم 73
- چهارم 73
- ششم 73
- هفتم 74
- هشتم 75
- نهم 75
- دهم 77
- یازدهم 78
- سیزدهم 80
- دوازدهم 80
- چهاردهم 81
- پانزدهم 81
- شانزدهم 82
- هفدهم 83
- نوزدهم 85
- هجدهم 85
- بیستم 85
- مقصد دوم 86
- مقدمه 89
- 1 - دعای صلوات 89
- 2 - دعای امام رضا علیه السلام 92
- 3 - دعای عصر غیبت 102
- 4 - دعای قنوت 108
- دعای قنوت 111
- 5 - دعای ندبه 120
- توجه 131
- توضیح و دفع إشکال 131
- 6 - دعای دیگر 132
- تکالیف بندگان نسبت به آن حضرت علیه السلام 135
- شناخت علائم 135
- اوّل : تحصیل شناخت صفات و آداب و ویژگیهای آن جناب 135
- دوم : رعایت ادب نسبت به یاد او 141
- چند تذکر 166
- پنجم : انتظار فَرَج و ظهور آن حضرت صلوات اللَّه علیه 171
- بحث یکم 171
- چهارم : محبوب نمودن او در میان مردم 171
- مبحث دوم 181
- مبحث سوم 183
- مبحث چهارم 184
- مبحث پنجم 187
- ششم : اظهار اشتیاق به دیدار آن بزرگوار 193
- هفتم : ذکر مناقب و فضایل آن حضرت 195
- هشتم : اندوهگین بودن مؤمن از فراق آن حضرت علیه السلام 197
- نهم : حضور در مجالس فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام 199
- دهم : تشکیل مجالس ذکر مناقب و فضایل آن حضرت علیه السلام 202
- 11 و 12 : سرودن و خواندن شعر در فضایل و مناقب آن حضرت علیه السلام 203
- 13 : قیام ، هنگام یاد شدن نام یا القاب آن حضرت علیه السلام 204
- گریستن در فراق امام عصر عجل اللَّه فرجه الشریف 207
- هفدهم : درخواست معرفت امام عصر عجل اللَّه فرجه از خداوند عز و جل 213
- 18 : تداوم درخواست معرفت آن حضرت عجل اللَّه فرجه 216
- 19 : مداومت به خواندن دعای غریق 217
- 20 : دعا در زمان غیبت آن حضرت علیه السلام 218
- 21 : شناختن علامتهای ظهور آن حضرت علیه السلام 218
- بخش اوّل 226
- 22 : تسلیم بودن و عجله نکردن 226
- بخش دوّم 233
- توجه و راهنمایی 242
- 24 : صدقه دادن به قصد سلامتی آن حضرت عجل اللَّه فرجه 247
- 25 و 26 : حج رفتن به نیابت از آن حضرت و فرستادن نایب که از طرف آن جناب حج کند 248
- 27 و 28 : طواف بیت اللَّه الحرام به نیابت از امام علیه السلام و نایب ساختن دیگری تا از طرف آن حضرت طواف نماید 252
- 29 : زیارت مشاهد رسول خدا و ائمه معصومین علیهم السلام به نیابت از مولایمان صاحب الزمان عجل اللَّه تعالی فرجه 253
- 31 : سعی در خدمت کردن به آن حضرت عجل اللَّه فرجه 255
- 30 : استحباب اعزام نایب برای زیارت از سوی آن حضرت علیه السلام 255
- چند نکته 259
- 32 : اهتمام ورزیدن به یاری آن جناب عجل اللَّه فرجه 262
- 33 : تصمیم قلبی بر یاری کردن آن جناب در زمان حضور و ظهور او عجل اللَّه فرجه 264
- مقدمه 267
- مبحث اوّل : معنی بیعت در لغت و شرع 267
- مبحث دوّم : در حکم بیعت 270
- تجدید بیعت در هر روز 271
- دعای عهد 272
- تجدید بیعت در هر جمعه 274
- حکم بیعت به معنی دوم 275
- 35 : صله آن حضرت علیه السلام به وسیله مال 289
- 36 : صله شیعیان و دوستان صالح امامان علیهم السلام به وسیله مال 294
- 37 : خوشحال کردن مؤمنین 295
- 38 : خیر خواهی برای آن حضرت علیه السلام 296
- 40 : دیدار مؤمنین صالح و سلام کردن بر آنان 302
- 41 : درود فرستادن بر آن حضرت علیه السلام 302
- 42 : هدیه کردن ثواب نماز به آن جناب عجل اللَّه فرجه 304
- 43 : هدیه نماز مخصوص 305
- 44 : نماز هدیه به آن حضرت به گونه مخصوص در وقت معیّن 309
- 47 : دادخواهی و توجه نمودن و عرض حاجت بر آن حضرت علیه السلام 312
- 48 : دعوت کردن مردم به آن حضرت علیه السلام 314
- 50 : خشوع دل هنگام یاد آن حضرت عجل اللَّه فرجه 323
- 49 : رعایت حقوق آن حضرت و مواظبت بر ادای آنها 323
- 51 : عالِم باید علمش را آشکار سازد 324
- 52 : تقیّه کردن از اشرار و مخفی داشتن راز از اغیار 324
- 53 : صبر کردن بر اذّیت و تکذیب و سایر محنتها 330
- 54 : درخواست صبر از خدای تعالی 338
- 57 : تظاهر با ستمگران و اهل باطل 344
- 58 : ناشناس ماندن و پرهیز از شهرت یافتن 345
- 59 : تهذیب نفس 348
- 61 : متّفق شدن بر توبه واقعی و بازگرداندن حقوق به صاحبان آنها 349
- 60 : اتفاق و اجتماع بر نصرت آن حضرت علیه السلام 349
- 64 : دعا به درگاه الهی برای جلوگیری از نسیان یاد آن حضرت علیه السلام 354
- 65 : اینکه بدنت نسبت به آن جناب عجل اللَّه فرجه خاشع باشد 355
- 66 : مقدّم داشتن خواسته آن حضرت برخواسته خود 356
- 67 : إحترام کردن نزدیکان و منسوبین به آن حضرت علیه السلام 357
- مقدمه 358
- مبحث اوّل 358
- 68 : بزرگداشت اماکنی که به قدوم آن حضرت علیه السلام زینت یافته اند 358
- ماییم شعائر و أصحاب 361
- در اینجا چند مسأله مطرح می شود 373
- 69 و 70 : وقت ظهور را تعیین نکردن و تکذیب وقتگذاران 375
- بدان 375
- مطلب اوّل 379
- می گویم 381
- مطلب دوّم 384
- وجه اوّل 384
- وجه دوّم 385
- وجه سوّم 386
- وجه چهارم 388
- توجه 389
- مطلب سوّم 393
- دنباله ای از بحث در تأیید مطلب 403
- مطلب اوّل 405
- تتمّه ای پرسود 414
- دو نکته 415
- یکی 416
- مقدمه 416
- 72 : درخواست دیدار آن حضرت با عافیت و ایمان 416
- تتمّه ای پرسود 418
- دوّم 418
- می گویم 422
- چهارم 423
- سوّم 423
- پنجم 424
- 73 : إقتدا کردن و تأسّی جستن به اخلاق و أعمال آن حضرت علیه السلام 428
- اشاره 428
- وجه دیگر اینکه 434
- مقدمه 437
- 74 : حفظ زبان از غیر یاد خداوند و مانند آن 437
- توضیح 438
- اگر اشکال شود 439
- اوّل 439
- سوم 441
- چهارم 441
- پنجم 442
- 75 : نماز آن حضرت عجّل اللَّه فرجه 456
- 76 : گریستن در مصیبت مولایمان شهید مظلوم حضرت ابی عبداللَّه الحسین علیه السلام 460
- 77 : زیارت قبر مولایمان امام حسین علیه السلام 462
- 78 : بسیار لعنت کردن بر بنی أُمیّه در آشکار و پنهان 464
- 79 : اهتمام در ادای حقوق برادران دینی 467
- 80 : مهیّا کردن سلاح و اسب در انتظار ظهور آن جناب 472
عنایت فرماید . بنابراین چطور می توان به مانند این حدیث تمسک نمود و عمومات أدِلّه تحریم را از ظاهرشان منصرف کرد ؟
دوم : بر فرض که این حدیث از معصوم علیه السلام صادر شده باشد در مطلب مورد بحث صراحت ندارد ، در آن دقت کنید .
سوم : اینکه بر فرض که دلالت داشته باشد ، بر منحصر بودن علّت تحریم در این مطلب دلالت ندارد تا به همان مورد که آن علّت وجود دارد بسنده شود بلکه این امر نمی تواند علت حقیقی باشد ، چون ضمیر در فرموده آن حضرت : « که او را نشناسند » اگر به اسم برگردد یعنی : یاد کردن این اسم جایز نیست تا دشمنان آن اسم را نشناسند . این بر خلاف مقصود خواهد بود ، زیرا که آنها با اخبار بسیاری که از پیغمبر و امامان علیهم السلام رسیده که تصریح دارند که اسم او اسم رسول خدا است ، آن اسم را شناخته اند که محمد است . و اگر ضمیر به قائم علیه السلام برگردد - یعنی : یاد کردن این اسم جایز نیست تا مبادا دشمنان بدانند که مقصود از این اسم کیست - باز به دو وجه درست نیست :
وجه اوّل : اینکه افرادی که محمد نامیده شده اند در هر زمان بسیار بوده و هستند ، پس هرگاه یک شیعه به شیعه دیگری در مجلس دشمنان مثلاً بگوید : محمد فرمود : یا محمد را دیدم ، و منظورش امام زمانش باشد ، دشمنان نمی دانند که منظور از این اسم کیست و هیچ ترس و تقیّه ای در این صورت نیست .
وجه دوّم : اینکه اگر این امر سبب حقیقی تحریم بود واجب است که از یاد کردن آن حضرت علیه السلام با القاب مخصوصش مانند صاحب غیبت و صاحب الزمان و حجّت از آل محمد علیهم السلام نهی گردد ، چون اگر یک نفر شیعه به یکی از هم کیشان خود در مجلسِ دشمنان بگوید : صاحب غیبت یا حجّت آل محمد را دیدم دشمنان خواهند فهمید که منظورش شخص خاص می باشد ، چون پیش از این کسی به این عناوین نامیده نشده است تا کسی که آن جناب را با چنین عناوینی یاد می کند بتواند بگوید : منظورم یکی از افراد مردم است بلکه در این صورت دشمن به تجسُّس و تفحُّص دست می زند تا صاحب آن نام مخصوص را بیابد ، بنابراین می بایست این خبر را بر بیان حکمت حکم به حرمت بردن آن نام ، حمل نمود یا به نوعی آن را تأویل کرد .
اگر بگویید : به طرز دیگری هم می توان بین أدلّه دو طرف جمع کرد ، به اینکه اخبار حرمت را بر کراهت حمل کنید ، چنانکه بعضی از بزرگان این کار را کرده اند ، و مانند این جمع در ابواب مختلف فقه بسیار است ؟