آیین انتظار صفحه 217

صفحه 217

1- کمال الدین، 516/2، ذیل ح 44.

2- بحارالانوار، 111/102.

و در دعای عَمْری که از حضرت صاحب الامرعلیه السلام روایت شده، چنین آمده: «اَللَّهُمَّ إِنِّی أَسْئَلُکَ أَنْ تُرِیَنِی وَلِیَّ أَمْرِکَ ظاهِراً نافِذَ الأَمْرِ(1)؛ بار خدایا! از تو مسئلت دارم که ولیّ امرت را به من بنمایی در حالی که فرمانش نافذ باشد...».

و در دعای ندبه است: «و [ای خدا]سرور این بنده کوچکت را به وی بنمایان».

امام صادق علیه السلام فرمود: «هرگاه کسی از شما تمنّای [دیدن]قائم علیه السلام را داشت پس آرزویش چنین باشد که در عافیت آن جناب را ببیند، زیرا خداوند حضرت محمدصلی الله علیه وآله را رحمت فرستاد و آمدن قائم علیه السلام نقمت خواهد بود».(2)

و در بعضی از اخبار است که آن حضرت علیه السلام در میان مردم آمد و شد می کند، پس او را می بینند ولی نمی شناسند. و برای من و بعضی از اخیار، بعضی از اسرار اتّفاق افتاده است.

از سَدیر آمده که گفت: شنیدم امام صادق علیه السلام فرمود: «همانا در صاحب این امر سنّتی از یوسف هست». راوی گوید: عرضه داشتم: گویی ما را از غیبت یا حیرتی خبر می دهید؟ فرمود: «چه انکار می کنند این خلق ملعون خوک صفت از این امر؟ همانا برادران یوسف افراد عاقل و چیز فهم بودند بر یوسف وارد شدند و با او سخن گفتند و با او معامله کردند و رفت و آمد نمودند و او برادر آنان بود با وجود این تا خودش را به آنان معرفی نکرد او را نشناختند و وقتی گفت من یوسف هستم، او را شناختند. بنابراین امّت سرگردان چه انکار می کنند که خدای - عزّوجلّ - در وقتی از اوقات بخواهد حجّت خودش را بر آنان مخفی بدارد، یوسف پادشاهی مصر را داشت و فاصله بین او و پدرش هیجده روز راه بود، اگر خداوند می خواست با حجّت خویش همان کند که با یوسف کرد، و اینکه صاحب مظلوم شما که حقّش

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه