صحیفه مهدیه صفحه 175

صفحه 175

حکایت دعای علوی مصری

سیّد جلیل القدر رضی الدین علیّ بن طاووس رحمه الله در »مهج الدعوات« می گوید :

دعای علوی مصری را در کتابی قدیمی - که نویسنده اش خود را حسین بن علیّ بن هند معرّفی کرده و گفته آن را در شوّال سال سیصد و نود و شش نوشته ام - یافتم ، نویسنده سند دعایش را این گونه بیان کرده است :

دعایی است که مولای مان امام منتظر صلوات اللَّه علیه به مردی از شیعیان خود که گرفتار ظلم و ستم بود در خواب آموخته است و خداوند برای او گشایشی ایجاد کرد و دشمنش را کشت ...

سیّد اجلّ فرموده است : دعای معروف به دعای علوی مصری برای هر کار سخت و بزرگ خوانده می شود .

سیّد بن طاووس رحمه الله به دو طریق این دعا را نقل می کند و می فرماید : ابوالحسن علیّ بن حمّاد بصری گفت : ابوعبداللَّه حسین بن محمّد علوی به من خبر داد که : محمّد بن علی علوی حسینی مصری برایم گفت : غم و اندوه شدید و پیش آمد ناگواری از طرف یکی از

ملوک دیارم به من رسید به طوری که تمام فکرم را به خود مشغول کرده بود و بسیار هراسناک بودم و هرگز امیدی برای رهائی خویش نداشتم .

به زیارتگاه سرورانم و پدرانم علیهم السلام در عراق رفتم ، و پناهنده به ایشان و قبورشان گشتم ، و از بلای بزرگ کسی که از او می ترسیدم به آن جا پناه آوردم و پانزده روز در حالی که شب و روز دعا و گریه و ناله می کردم در آن جا اقامت کردم که قائم زمان و ولیّ رحمان علیه وعلی آبائه افضل التحیّه والسّلام در بین خواب و بیداری نزدم آمده و خود را به من نشان داد و فرمود : ای فرزندم ؛ آیا از فلانی می ترسی ؟

گفتم : آری ، به من چنین و چنان قصدی نموده است و من به سروران و موالیانم علیهم السلام روی آورده و به ایشان شکایت می کنم تا مرا از شرّ او خلاص کنند .

حضرت فرمود : چرا خدا را که پروردگار تو و پروردگار پدرانت می باشد با دعاهایی که اجدادم پیامبران صلوات اللَّه علیهم هنگام شدّت و گرفتاری می خواندند و رفع گرفتاری از آن ها می شد نمی خوانی و دعا نمی کنی ؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه