صحیفه مهدیه صفحه 176

صفحه 176

گفتم : آن ها چگونه دعا می کردند تا من هم دعا کنم ؟

حضرت فرمودند : چون شب جمعه شد برخیز و غسل کن و نمازت را بخوان و چون از سجده شکر فارغ شدی در حالی که بر سر دو زانویت نشسته ای ، این دعا را با تضرّع و ناله بخوان .

محمّد بن علی گفت : آن حضرت ، پنج شب پیاپی نزد من آمد و این دعا را برایم

تکرار کرد تا آن که حفظ کردم و آمدنش را در شب جمعه قطع کرد ؛ پس برخاستم و غسل کردم و لباسم را عوض کرده و خود را خوشبو نمودم و آن چه از نماز شب بر من لازم بود بجا آوردم و بر زانوهایم نشسته و خدا را با این دعا خواندم .

شب شنبه نیز به صورت شب های گذشته آن حضرت نزد من آمد و به من فرمود : ای محمّد ؛ دعایت مستجاب شد و دشمنت کشته شد ، و چون از دعا فارغ شدی خداوند عزّ وجلّ او را هلاک کرد .

محمّد بن علی گفت : چون صبح شد هیچ اندوهی نداشتم مگر غم وداع سرورانم علیهم السلام و بازگشتن به سوی منزلی که از آن گریخته بودم . وقتی مقداری از راه را طی کردم فرستاده فرزندانم را دیدم و نامه های آنان به دستم رسید که نوشته بودند : مردی که از او گریختی در مجلسی که برقرار کرده بود گروهی را جمع کرد و بعد از آن که همه خوردند و نوشیدند و پراکنده شدند ، او با غلامان خود آن جا خوابیدند .

صبح که شد هیچ حسّ و حرکتی از او شنیده نشد ؛ پرده از صورتش کنار زدند و دیدند که از پشت سر ذبح شده است و خونش روان است و این حادثه در شب جمعه اتّفاق افتاده است و نمی دانند چه کسی آن کار را کرده است ؟ فرزندانم از من خواسته بودند هرچه سریع تر به خانه برگردم .

دعای علوی مصری ...

وقتی به خانه رسیدم درباره زمان این حادثه پرسیدم و دانستم درست هنگام

فراغ من از دعا بوده است .(5)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه