صحیفه مهدیه صفحه 179

صفحه 179

مُلْکَهُ ، وَ اتَیْتَهُ الْحِکْمَهَ وَفَصْلَ الْخِطابِ ، وَأَلَنْتَ لَهُ و سلطنتش را محکم نمودی، و حکمت و فصل الخطاب )حکم قاطعی که باعث تمام شدن اختلاف گردد( را به او عطا کردی، الْحَدیدَ ، وَعَلَّمْتَهُ صَنْعَهَ لَبُوسٍ لَهُمْ ، وَغَفَرْتَ ذَنْبَهُ ، وَکُنْتَ مِنْهُ و آهن را برایش نرم گرداندی، و صنعت زره سازی را به او آموختی، و گناهش را بخشودی ، و تو به او نزدیک بودی ، قَریباً یا قَریبُ . أَسْاَلُکَ أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، ای نزدیک . از تو می خواهم که بر محمّد و آل محمّد درود فرستی، وَأَنْ تُسَخِّرَ لی جَمیعَ اُمُوری ، وَتُسَهِّلَ لی تَقْدیری ، وَتَرْزُقَنی و تمام اُمورم را تحت فرمانم قرار دهی، و تقدیرم را برای من آسان سازی ، مَغْفِرَتَکَ وَعِبادَتَکَ، وَتَدْفَعَ عَنّی ظُلْمَ الظَّالِمینَ، وَکَیْدَ الْکآئِدینَ، و آمرزش و عبادت خود را روزیم کنی، و از من دور کنی ستم ستمگران ، و نیرنگ حیله گران ، وَمَکْرَ الْماکِرینَ ، وَسَطَواتِ الْفَراعِنَهِ الْجَبَّارینَ ، وَحَسَدَ و مکر مکّاران ، و یورش های فرعون های زورگو ، و حسد الْحاسِدینَ ، یا أَمانَ الْخآئِفینَ ، وَجارَ الْمُسْتَجیرینَ ، وَثِقَهَ حسودان را . ای ایمنی بخش بیمناکان ، و امان دهنده پناه جویان ، و محلّ اطمینان الْواثِقینَ ، وَذَریعَهَ الْمُؤْمِنینَ ، وَرَجآءَ الْمُتَوَکِّلینَ ، وَمُعْتَمَدَ اعتماد کنندگان ، و دستاویز مؤمنان ، و اُمید توکّل کنندگان ، و محلّ اعتماد الصَّالِحینَ ، یا أَرْحَمَ الرَّاحِمینَ . إِلهی وَأَسْاَلُکَ اللَّهُمَّ بِالْإِسْمِ نیکوکاران ، ای مهربان ترین مهربانان ؛ خدای من؛ از تو می خواهم بار پروردگارا ؛ به آن اسمی الَّذی سَئَلَکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ سُلَیْمانُ بْنُ داوُودَ عَلَیْهِمَا

السَّلامُ، که بنده و پیامبرت سلیمان فرزند داوود - که بر هر دو درود باد - تو را خواند إِذْ قالَ »رَبِّ اغْفِرْ لی وَهَبْ لی مُلْکاً لایَنْبَغی لِأَحَدٍ مِنْ بَعْدی هنگامی که گفت : »بار الها ؛ مرا ببخش و مرا سلطنتی عطا فرما که پس از من کسی سزاوار آن نباشد إِنَّکَ أَنْتَ الْوَهَّابُ«(9) ، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعآءَهُ ، وَأَطَعْتَ لَهُ الْخَلْقَ ، که همانا تو بسیار بخشنده ای«؛ پس دعایش را اجابت نمودی، و آفریدگان را مطیع او ساختی، وَحَمَلْتَهُ عَلَی الرّیحِ ، وَعَلَّمْتَهُ مَنْطِقَ الطَّیْرِ ، وَسَخَّرْتَ لَهُ و او را سوار بر باد کردی ، و زبان پرندگان را به او آموختی ، و الشَّیاطینَ مِنْ کُلِّ بَنَّآءٍ وَغَوَّاصٍ ، و اخَرینَ مُقَرَّنینَ فِی الْأَصْفادِ، شیاطین - بناکننده و فرو رونده در آب - را مسخّر او ساختی ، و دیگران را در بند و زنجیر او کشیدی ؛ هذا عَطاؤُکَ لا عَطآءُ غَیْرِکَ ، وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً یا قَریبُ . أَنْ این ، بخشش توست نه بخشش غیر تو؛ و تو به او نزدیک بودی، ای نزدیک . )می خواهم( که تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، وَأَنْ تَهْدِیَ لی قَلْبی ، وَتَجْمَعَ بر محمّد و آل محمّد درود فرستی ، و قلبم را برایم هدایت کنی ، و عقلم را برایم متمرکز لی لُبّی ، وَتَکْفِیَنی هَمّی ، وَتُؤْمِنَ خَوْفی ، وَتَفُکَّ أَسْری ، وَتَشُدَّ گردانی ، و اندوهم را کفایت کنی ، و ترسم را ایمن گردانی ، و از بند اسارتم رها کنی ، و پشتم را محکم أَزْری، وَتُمْهِلَنی وَتُنَفِّسَنی ، وَتَسْتَجیبَ دُعآئی ، وَتَسْمَعَ نِدآئی،

گردانی ، و مرا مهلت دهی ، و آسوده خاطر سازی ، و دعایم را اجابت کنی ، و ندایم را بشنوی، وَلاتَجْعَلَ فِی النَّارِ مَأْوایَ ، وَلَا الدُّنْیا أَکْبَرَ هَمّی ، وَأَنْ تُوَسِّعَ و جایگاهم را در آتش قرار ندهی ، و دنیا را بزرگ ترین مقصود من قرار ندهی ، و روزی ام را برایم وسعت عَلَیَّ رِزْقی ، وَتُحَسِّنَ خُلْقی ، وَتُعْتِقَ رَقَبَتی مِنَ النَّارِ ، فَإِنَّکَ دهی ، و اخلاقم را نیکو گردانی ، و مرا از آتش آزاد کنی؛ همانا تو سَیِّدی وَمَوْلایَ وَمُؤَمَّلی . إِلهی وَأَسْأَلُکَ اللَّهُمَّ بِاسْمِکَ الَّذی آقای من و مولای من و نهایت آرزوی من هستی . خدای من؛ از تو می خواهم پروردگارا ؛ به آن اسمت که به 1 . سوره ص ، آیه 35 .

دَعاکَ بِهِ أَیُّوبُ، لَمَّا حَلَّ بِهِ الْبَلاءُ بَعْدَ الصِّحَّهِ، وَنَزَلَ السَّقَمُ مِنْهُ آن اسم ، ایّوب تو را خواند ، هنگامی که بلا بعد از صحّت به او رسید، و بیماری مَنْزِلَ الْعافِیَهِ ، وَالضّیقُ بَعْدَ السَّعَهِ وَالْقُدْرَهِ ، فَکَشَفْتَ ضُرَّهُ ، جای عافیت او نشست و تنگی و شدّت بعد از فراخی و توانایی بر او روی آورد ؛ پس گرفتاریش را برطرف کردی ، وَرَدَدْتَ عَلَیْهِ أَهْلَهُ ، وَمِثْلَهُمْ مَعَهُمْ ، حینَ ناداکَ ، داعِیاً لَکَ ، و خانواده اش و مثل ایشان را که با ایشان بودند به او باز گرداندی ، هنگامی که تو را ندا داد ، در حالی که دعاکننده برای تو و راغِباً إِلَیْکَ، راجِیاً لِفَضْلِکَ ، شاکِیاً إِلَیْکَ رَبِّ »إِنّی مَسَّنِیَ الضُّرُّ روی آورنده به سوی تو، و امیدوار به بخشش تو، و شکوه کننده به سوی

تو بود )و گفت:( ای پروردگار من؛ »همانا بیچارگی بر من وَأَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمینَ«(10) ، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعآءَهُ ، وَکَشَفْتَ ضُرَّهُ ، رسیده و تو مهربان ترین مهربانانی« ؛ پس ، دعایش را اجابت کردی و بیچارگی او را برطرف نمودی وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً یا قَریبُ . أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، و تو به او نزدیک بودی، ای نزدیک . )می خواهم( که بر محمّد و آل محمّد درود فرستی، وَأَنْ تَکْشِفَ ضُرّی، وَتُعافِیَنی فی نَفْسی وَأَهْلی وَمالی وَوَلَدی و بیچارگی مرا برطرف کنی، و در جان و خانواده و مال و فرزند وَإِخْوانی فیکَ ، عافِیَهً باقِیَهً شافِیَهً کافِیَهً ، وافِرَهً هادِیَهً نامِیَهً ، و برادران دینی ام عافیت دهی ، عافیت پایدار، شفابخش، کفایتگر ، فراوان و فراگیر، هدایت گر ، رشد دهنده ، مُسْتَغْنِیَهً عَنِ الْأَطِبَّآءِ وَالْأَدْوِیَهِ ، وَتَجْعَلَها شِعاری وَدِثاری ، بی نیاز کننده از پزشکان و دواها ؛ و آن را لباس زیر و رویم قرار دهی )کنایه از اینکه همواره با من همراه باشد( ، وَتُمَتِّعَنی بِسَمْعی وَبَصَری ، وَتَجْعَلَهُمَا الْوارِثَیْنِ مِنّی، إِنَّکَ عَلی و مرا به چشم و گوشم بهره مند سازی ، و آن دو را وارثان من قرار دهی؛ که همانا تو بر کُلِّ شَیْ ءٍ قَدیرٌ . إِلهی وَأَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی دَعاکَ بِهِ یُونُسُ هر چیزی توانایی . خدای من؛ از تو می خواهم به آن اسمت که به واسطه آن اسم ، یونس بْنُ مَتَّی فی بَطْنِ الْحُوتِ حینَ ناداکَ فی ظُلُماتٍ ثَلاثٍ » أَنْ لا پسر متّی در شکم ماهی تو را خواند ، هنگامی که تو را در تاریکی های سه گانه خواند )و گفت :( »هیچ 1

. سوره انبیاء ، آیه 83 .

إِلهَ إِلّا أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنّی کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ « (11) وَأَنْتَ أَرْحَمُ معبودی نیست غیر از تو، تو پاک و منزّهی؛ همانا من از ستمگران - بر خویش - هستم« و )حال آن که( تو مهربان ترین الرَّاحِمینَ ، فَاسْتَجَبْتَ لَهُ دُعآءَهُ ، وَأَنْبَتَّ عَلَیْهِ شَجَرَهً مِنْ یَقْطینٍ، مهربانانی ؛ پس دعایش را اجابت نمودی ، و بوته ای از کدو برایش رویاندی؛ وَأَرْسَلْتَهُ إِلی مِأَهِ أَلْفٍ أَوْ یَزیدُونَ ، وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً یا قَریبُ ، و او را به سوی صد هزار نفر یا بیشتر فرستادی، و تو به او نزدیک بودی ای نزدیک ، أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، وَأَنْ تَسْتَجیبَ دُعآئی ، )می خواهم( که بر محمّد و آل محمّد درود فرستی ، و دعایم را اجابت کنی، وَتُدارِکَنی بِعَفْوِکَ ، فَقَدْ غَرِقْتُ فی بَحْرِ الظُّلْمِ لِنَفْسی ، وَرَکِبَتْنی و با گذشت خود گذشته ام را جبران کنی؛ زیرا، در دریایی از ستم بر خویش، غرق شده ام ؛ و مَظالِمُ کَثیرَهٌ لِخَلْقِکَ عَلَیَّ ، صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، حق و حقوق بسیاری برای بندگانت به دوش من است ، بر محمّد و آل محمّد درود فرست ، وَاسْتُرْنی مِنْهُمْ ، وَأَعْتِقْنی مِنَ النَّارِ ، وَاجْعَلْنی مِنْ عُتَقآءِکَ و مرا از آنان پنهان دار، و مرا از آتش رهایی بخش ، و مرا از آزادشدگان وَطُلَقآئِکَ مِنَ النَّارِ ، فی مَقامی هذا ، بِمَنِّکَ یا مَنَّانُ . إِلهی و رهایی یافتگان از آتش در همین مقام و موقعیّتم قرار بده ؛ به خاطر لطف و احسانت - ای بسیار احسان کننده - . خدای من؛ وَأَسْئَلُکَ بِاسْمِکَ

الَّذی دَعاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ عیسَی بْنُ مَرْیَمَ از تو می خواهم به آن اسمت که به واسطه آن ، بنده و پیامبرت عیسی پسر مریم تو را خواند عَلَیْهِمَا السَّلامُ إِذْ أَیَّدْتَهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ، وَأَنْطَقْتَهُ فِی الْمَهْدِ ، - که بر هر دو درود باد - در آن هنگام که او را با روح القدس نیرو بخشیدی ، و در گهواره گویا نمودی ، فَأَحْیی بِهِ الْمَوْتی ، وَأَبْرَأَ بِهِ الْأَکْمَهَ وَالْأَبْرَصَ بِإِذْنِکَ ، وَخَلَقَ و به وسیله او، مردگان زنده شدند ، به وسیله او با اجازه تو کور مادرزاد و بیمار پیسی گرفته شفا یافت ، و مِنَ الطّینِ کَهَیْئَهِ الطَّیْرِ فَصارَ طآئِراً بِإِذْنِکَ ، وَکُنْتَ مِنْهُ قَریباً یا از گِل ، شکل پرنده ای را درست کرد پس به اذن تو پرنده و پروازکننده گردید؛ و تو به او نزدیک بودی، ای 1 . سوره انبیاء ، آیه 87 .

قَریبُ ، أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ ، وَأَنْ تُفَرِّغَنی لِما نزدیک ، )می خواهم( که بر محمّد و آل محمّد درود فرستی و مرا برای آنچه خُلِقْتُ لَهُ ، وَلاتَشْغَلَنی بِما قَدْ تَکَلَّفْتَهُ لی ، وَتَجْعَلَنی مِنْ عُبَّادِکَ آفریده شده ام )از مشغولیّات( فارغ بداری ، و مرا مشغول نکنی به آنچه برایم عهده دار گشته ای ، و مرا از عبادت پیشگان وَزُهَّادِکَ فِی الدُّنْیا ، وَمِمَّنْ خَلَقْتَهُ لِلْعافِیَهِ ، وَهَنَّأْتَهُ بِها مَعَ و زاهدان خود در دنیا قرار دهی، و از آنان که برای عافیت و سلامت آن ها را آفریده ای ، و به کَرامَتِکَ یا کَریمُ یا عَلِیُّ یا عَظیمُ . إِلهی وَأَسْأَلُکَ بِاسْمِکَ الَّذی بزرگواری ات، زندگی را با داشتن عافیت برای شان گوارا

گرداندی؛ ای بخشنده؛ ای بلندمرتبه؛ ای بزرگ . خدای من؛ از تو می خواهم به دَعاکَ بِهِ اصَفُ بْنُ بَرْخِیا عَلی عَرْشِ مَلِکَهِ سَبا ، فَکانَ أَقَلَّ مِنْ خاطر آن اسمت که به واسطه آن ، آصف پسر برخیا بر )احضار( تخت ملکه سبا تو را خواند؛ پس در کمتر از لَحْظَهِ الطَّرْفِ ، حَتَّی کانَ مُصَوَّراً بَیْنَ یَدَیْهِ ، فَلَمَّا رَأَتْهُ »قیلَ چشم برهم گذاشتنی در پیش چشمش حاضر شد، به گونه ای که وقتی ملکه، آن را دید »به او گفته شد: أَهکَذا عَرْشُکِ قالَتْ کَأَنَّهُ هُوَ«(12) فَاسْتَجَبْتَ دُعآءَهُ ، وَکُنْتَ مِنْهُ آیا تخت تو چنین است؟ )بلقیس( گفت : گویا همین است« پس دعایش را اجابت نمودی، و تو قَریباً یا قَریبُ، أَنْ تُصَلِّیَ عَلی مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ، وَتُکَفِّرَ عَنّی به او نزدیک بودی، ای نزدیک ، )می خواهم( که بر محمّد و آل محمّد درود فرستی ، و گناهان سَیِّئاتی ، وَتَقْبَلَ مِنّی حَسَناتی ، وَتَقْبَلَ تَوْبَتی ، وَتَتُوبَ عَلَیَّ ، و بدی هایم را بپوشانی ، و کارهای نیکویم را از من قبول کنی ، و توبه ام را بپذیری ، و بر من روی آوری ، وَتُغْنِیَ فَقْری، وَتَجْبُرَ کَسْری، وَتُحْیِیَ فُؤادی بِذِکْرِکَ، وَتُحْیِیَنی و فقرم را برطرف سازی ، و شکست مرا جبران کنی ، و قلبم را با یاد خود زنده کنی ، و مرا فی عافِیَهٍ ، وَتُمیتَنی فی عافِیَهٍ . إِلهی وَأَسْأَلُکَ بِالْإِسْمِ الَّذی در عافیت زنده بداری و در عافیت بمیرانی . خدای من؛ از تو می خواهم به آن اسمی که دَعاکَ بِهِ عَبْدُکَ وَنَبِیُّکَ زَکَرِیَّا عَلَیْهِ السَّلامُ حینَ سَئَلَکَ ، داعِیاً به واسطه آن اسم، بنده و

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه