صحیفه مهدیه صفحه 347

صفحه 347

لا أَذْکُرُ مِنْکَ إِلّاَ بلاهای گوناگون ، و رخ دادن سختی قضا . از تو جز خوبی و زیبایی به یاد ندارم الْجَمیلَ ، وَلا أَری مِنْکَ غَیْرَ التَّفْضیلِ . خَیْرُکَ لی شامِلٌ ، وَفَضْلُکَ و جز مهربانی و فضل، از تو نمی بینم . خیر و نیکی تو مرا فرا گرفته است، و فضل و فزون بخشی تو عَلَیَّ مُتَواتِرٌ ، وَنِعْمَتُکَ عِنْدی مُتَّصِلَهٌ ، وَسَوابِقُ لَمْ تُحَقِّقْ حِذاری، پی در پی به من می رسد ، و نعمتت به طور متّصل به من می رسد ، و سابقه هایی که محقّق نساختی برحذر شدنم )نااُمیدیم( را ، بَلْ صَدَّقْتَ رَجآئی ، وَصاحَبْتَ أَسْفاری ، وَأَکْرَمْتَ أَحْضاری ، بلکه اُمیدم را به راستی رسانده ای، و در سفرها همراهم بودی، و در وطن نیز با کرامت و بزرگواری با من رفتار کردی ، وَشَفَیْتَ أَمْراضی وَأَوْهانی ، وَعافَیْتَ مُنْقَلَبی وَمَثْوایَ ، وَلَمْ و بیماری ها و سستی هایم را شفا بخشیدی ، و پناهگاه و آرامگاهم را عافیت بخشیدی ، تُشْمِتْ بی أَعْدآئی ، وَرَمَیْتَ مَنْ رَمانی ، وَکَفَیْتَنی مَؤُونَهَ مَنْ و دشمنان مرا اجازه شماتت کردن نسبت به من ندادی، و هر که مرا هدف گرفت او را هدف گرفتی ، و سختی و رنج 1 . دارَ الْإِخْتِبارِ »منزلگاه آزمایش« ، بحار الأنوار : 242/95 .

عادانی . فَحَمْدی لَکَ واصِلٌ ، وَثَنآئی عَلَیْکَ دآئِمٌ ، مِنَ الدَّهْرِ دشمنانم را از من کفایت نمودی . بنابراین، ستایشم به تو پیوسته ، و ثناگویی ام بر تو همیشگی است ، از هر زمانی إِلَی الدَّهْرِ ، بِأَلْوانِ التَّسْبیحِ ، خالِصاً لِذِکْرِکَ ، وَمَرْضِیّاً لَکَ تا زمان دیگر، با تسبیح گویی های گوناگون، فقط به خاطر یاد

تو و جلب خشنودی تو بِناصِعِ التَّوْحیدِ(5) ، وَإِمْحاضِ التَّمْجیدِ بِطُوْلِ التَّعْدیدِ ، وَمَزِیَّهِ أَهْلِ به توحید ناب و ستایشگری خالص ، با طولانی شدن شمارش و فزونی اهل الْمَزیدِ ، لَمْ تُعَنْ فی قُدْرَتِکَ ، وَلَمْ تُشارَکَ فی إِلهِیَّتِکَ ، وَلَمْ تُعْلَمْ افزایش خواهم بود، کسی در تواناییت یاریت نکرده است، و در خداییت نیز شریک نشده، لَکَ مآئِیَّهً فَتَکُونَ لِلْأَشْیآءِ الْمُخْتَلِفَهِ مُجانِساً ، وَلَمْ تُعایَنْ إِذْ و ماهیّتی برای تو ندانسته اند تا هم جنس اشیای مختلف باشی، و هنگامی که به حَبَسْتَ الْأَشْیآءَ عَلَی الْغَرآئِزِ ، وَلا خَرَقَتِ الْأَوْهامُ حُجُبَ هر چیزی غریزه خاصّی عطا می کردی دیده نشده ای، و اوهام و خیال ها نتوانسته اند پرده های الغُیُوبِ ، فَتَعْتَقِدُ فیکَ مَحْدُوداً فی عَظَمَتِکَ ، فَلا یَبْلُغُکَ بُعْدُ عالم پنهان را بدرد تا اعتقاد به محدودیّتی در مورد عظمت تو پیدا کنند . بنابراین ، الْهِمَمِ ، وَلایَنالُکَ غَوْصُ الْفِکَرِ ، وَلایَنْتَهی إِلَیْکَ نَظَرُ ناظِرٍ فی همّت های والا توان رسیدن به تو را ندارند ، و اندیشه های ژرف نگر نمی توانند به تو دست یازند، و نگرش کسانی که بر مَجْدِ جَبَرُوتِکَ ، اِرْتَفَعَتْ عِنْ صِفَهِ الْمَخْلُوقینَ صِفاتُ قُدْرَتِکَ ، شکوه جبروت تو چشم دوخته اند به تو منتهی نمی شود، ویژگی های قدرتت برتر از توصیف آفریدگان است ، وَعَلا عَنْ ذلِکَ کِبْرِیآءُ عَظَمَتِکَ ، لایَنْقُصُ ما أَرَدْتَ أَنْ یَزْدادَ ، و بزرگی کبریاییت برتر از آن هاست. چیزی را که اراده کرده ای تا افزون باشد کم نمی شود ، وَلایَزْدادُ ما أَرَدْتَ أَنْ یَنْقُصَ ، لا أَحَدَ حَضَرَکَ حینَ بَرَأْتَ و چیزی که خواسته ای کم باشد افزون نمی گردد . هیچ کس، در هنگام آفرینش النُّفُوسَ ، کَلَّتِ الْأَوْهامُ عَنْ تَفْسیرِ صِفَتِکَ ، وَانْحَسَرَتِ

الْعُقُولُ جان ها نزد تو حضور نداشته است، اندیشه و خیال از تفسیر و بیان وصف تو درمانده اند، و عقل ها در دست یابی 1 . این کلمه به تعبیرات مختلف وارد شده : بِصانِعِ التَّوْحیدِ، بِیانِعِ التَّوْحیدِ، بِنایِعِ التَّوْحیدِ، ولی نسخه ای که در متن ذکر کرده ایم صحیح تر است .

عَنْ کُنْهِ عَظَمَتِکَ ، وَکَیْفَ تُوْصَفُ وَأَنْتَ الْجَبَّارُ الْقُدُّوسُ ، به کنه و عمق حقیقت بزرگی تو درمانده اند؛ چگونه قابل وصف هستی، در حالی که تو بسیار قدرتمند و در نهایت پاکی هستی ؟ اَلَّذی لَمْ تَزَلْ أَزَلِیّاً دآئِماً فِی الْغُیُوبِ وَحْدَکَ لَیْسَ فیها غَیْرُکَ که همیشه و به طور دایم، به تنهایی در پنهانی ها هستی و کسی جز تو وَلَمْ یَکُنْ لَها سِواکَ، حارَ فی مَلَکُوتِکَ عَمیقاتُ مَذاهِبِ التَّفْکیرِ، نمی تواند چنین باشد. ژرف ترین راههای اندیشه در ملکوت تو سرگردان شده است؛ فَتَواضَعَتِ الْمُلُوکُ لِهَیْبَتِکَ ، وَعَنَتِ الْوُجُوهُ بِذُلِّ الْإِسْتِکانَهِ و بدین سان، پادشاهان برای عظمت تو به فروتنی افتاده اند، و آبرومندان با ذلّت و بیچارگی صورت بر خاک نهاده اند ؛ لَکَ ، وَانْقادَ کُلُّ شَیْ ءٍ لِعَظَمَتِکَ ، وَاسْتَسْلَمَ کُلُّ شَیْ ءٍ لِقُدْرَتِکَ ، و هر چیزی منقاد و سرافکنده عظمت توست، و هر چیزی در برابر توان و قدرت تو سر تسلیم و بندگی فرود آورده است، وَخَضَعَتْ لَکَ الرِّقابُ ، وَ کَلَّ دُونَ ذلِکَ تَحْبیرُ اللُّغاتِ ، وَضَلَّ و گردن ها در برابرت فروتن و کج شده است، و لغات را یارای رسیدن به آن نیست، و هُنالِکَ التَّدْبیرُ فی تَصاریفِ الصِّفاتِ ، فَمَنْ تَفَکَّرَ فی ذلِکَ رَجَعَ تدبیر عقلا در چگونگی صفات تو دچار سرگردانی شده است . بدین سان، هر کس در آن تفکّر کند طَرْفُهُ إِلَیْهِ حَسیراً

، وَعَقْلُهُ مَبْهُوراً ، وَتَفَکُّرُهُ مُتَحَیِّراً . أَللَّهُمَّ فَلَکَ چشمش در حالی که خسته و درمانده گشته به سوی او برمی گردد ، و عقلش مبهوت و اندیشه اش سرگردان می شود. بار الها ؛ تو را الْحَمْدُ مُتَواتِراً مُتَوالِیاً مُتَّسِقاً مُسْتَوْثِقاً ، یَدُومُ وَلایَبیدُ غَیْرَ ستایش می کنم به طور پی در پی و پیوسته و محکم و متّصل؛ به گونه ای که دایمی باشد و از بین نرود مَفْقُودٍ فِی الْمَلَکُوتِ ، وَلا مَطْمُوسٍ فِی الْمَعالِمِ ، وَلا مُنْتَقِصٍ فِی و در ملکوت نیز گم نشود، و در مکان های مخصوص آن محو و نابود نشود ، و از نظر شناخت نیز کمبودی الْعِرْفانِ ، وَلَکَ الْحَمْدُ ما لاتُحْصی مَکارِمُهُ فِی اللَّیْلِ إِذا أَدْبَرَ ، نداشته باشد . و ستایش مخصوص توست آن چنان که خوبی های آن قابل شمارش نیست در آن هنگام که شب پایان می رسد وَالصُّبْحِ إِذا أَسْفَرَ ، وَفِی الْبَراری وَالْبِحارِ ، وَالْغُدُوِّ وَالْآصالِ ، و صبحگاهان طلوع می کند و در خشکی ها و دریاها و صبح و شام وَالْعَشِیِّ وَالْإِبْکارِ ، وَفِی الظَّهآئِرِ وَالْأَسْحارِ . أَللَّهُمَّ بِتَوْفیقِکَ قَدْ و شبانگاهان و بامدادان و در نیمه های روز و سحرگاهان . بار الها ؛ با توفیقت أَحْضَرْتَنِی الرَّغْبَهَ ، وَجَعَلْتَنی مِنْکَ فی وِلایَهِ الْعِصْمَهِ لَمْ أَبْرَحْ مرا به اشتیاق آوردی، و در حفظ و سرپرستی خودت قرار دادی به گونه ای که همیشه فی سُبُوغِ نَعْمآئِکَ ، وَتَتابُعِ الائِکَ مَحْفُوظاً لَکَ فِی الْمَنْعَهِ در نعمت های بی شمارت به سر برده ام و خوبی های پیوسته ات به من رسیده است، و در قلعه حفظ و حراست تو محفوظ بوده وَالدِّفاعِ مَحُوطاً بِکَ فی مَثْوایَ وَمُنْقَلَبی ، وَلَمْ تُکَلِّفْنی فَوْقَ و در حال آرام

گرفتنم و حرکتم در احاطه تو بودم ، بیش از توانم نیز برای من وظیفه مقرّر نفرموده ای؛ طاقَتی ، إِذْ لَمْ تَرْضَ مِنّی إِلّا طاعَتی ، وَلَیْسَ شُکْری وَإِنْ أَبْلَغْتُ زیرا، تنها فرمان برداری از خودت را سبب خشنودیت از من قرار دادی. با این که سپاسگزاری من - هر فِی الْمَقالِ وَبالَغْتُ فِی الْفِعالِ بِبالِغِ أَدآءِ حَقِّکَ ، وَلا مُکافِیاً چند در گفتن بکوشم و با تمام توانم کار کنم - نمی تواند حق تو را ادا کند، و پاداش لِفَضْلِکَ ، لِأَنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ الَّذی لا إِلهَ إِلّا أَنْتَ ، لَمْ تَغِبْ وَلا تَغیبُ فضل و احسان تو باشد ؛ زیرا، تو خدایی هستی که جز تو معبودی نیست؛ هیچ گاه چیزی عَنْکَ غآئِبَهٌ ، وَلاتَخْفی عَلَیْکَ خافِیَهٌ ، وَلَمْ تَضِلَّ لَکَ فی ظُلَمِ که غایب است برای تو غایب نبوده و نخواهد بود، و هیچ چیز پنهانی برای تو پنهان نیست؛ و هیچ گم شده ای در تاریکی های الْخَفِیَّاتِ ضالَّهٌ ، إِنَّما أَمْرُکَ إِذا أَرَدْتَ شَیْئاً أَنْ تَقُولَ لَهُ کُنْ پنهانی، برای تو گمشده نیست . فرمان تو این گونه است که هرگاه به چیزی بفرمایی: باش؛ فَیَکُونُ . أَللَّهُمَّ لَکَ الْحَمْدُ مِثْلَ ما حَمِدْتَ بِهِ نَفْسَکَ ، وَحَمِدَکَ بِهِ می شود. بار الها ؛ ستایش مخصوص توست به همان شکلی که تو خودت را ستوده ای، و ستایشگران به الْحامِدُونَ ، وَمَجَّدَکَ بِهِ الْمُمَجِّدُونَ ، وَکَبَّرَکَ بِهِ الْمُکَبِّرُونَ ، ستایشت پرداخته اند، و ثناگویان تو را بزرگ شمرده اند، و تکبیر گویان به بیان بزرگی تو پرداخته اند، وَعَظَّمَکَ بِهِ الْمُعَظِّمُونَ ، حَتَّی یَکُونَ لَکَ مِنّی وَحْدی بِکُلِّ و تعظیم کنندگان در پیشگاه تو به تعظیم پرداخته اند؛ به طوری که

از من به تنهایی به اندازه طَرْفَهِ عَیْنٍ ، وَأَقَلَّ مِنْ ذلِکَ مِثْلُ حَمْدِ الْحامِدینَ ، وَتَوْحیدِ چشم بر هم زدن و حتّی کمتر از چشم بر هم زدن، قدر ستایش ستایشگران، و یگانه دانستن أَصْنافِ الْمُخْلِصینَ ، وَتَقْدیسِ أَجْناسِ الْعارِفینَ ، وَثَنآءِ جَمیعِ تمام مخلصان نسبت به تو، و منزّه دانستن تمام عارفان نسبت به ساحت تو، و ثناگویی تمام الْمُهَلِّلینَ ، وَمِثْلُ ما أَنْتَ بِهِ عارِفٌ مِنْ جَمیعِ خَلْقِکَ مِنَ الْحَیَوانِ ، تهلیل گویان ، و همانند آن چه تو از تمام مخلوقات زنده ات سراغ داری؛ باشد . وَأَرْغَبُ إِلَیْکَ فی رَغْبَهِ ما أَنْطَقْتَنی بِهِ مِنْ حَمْدِکَ ، فَما أَیْسَرَ ما و از طرفی مشتاق تو هستم که ستایش هایی را که بر زبانم آوردی برایت به جای آوردم. بدین سان، چه قدر آسان است کَلَّفْتَنی بِهِ مِنْ حَقِّکَ ، وَأَعْظَمَ ما وَعَدْتَنی عَلی شُکْرِکَ ، اِبْتَدَأْتَنی وظیفه ای که برای ادای حقّت برایم معیّن فرمودی، و چه قدر وعده پاداش تو نسبت به من در مقابل ستایشم، عظیم است. با فضل بِالنِّعَمِ فَضْلاً وَطَوْلاً ، وَأَمَرْتَنی بِالشُّکْرِ حَقّاً وَعَدْلاً ، وَوَعَدْتَنی و احسان خود شروع به نعمت بخشی به من کردی، و از آنچه که حق تو بود و عدالت اقتضا می کرد به من فرمودی که سپاسگزای از نعمت هایت را عَلَیْهِ أَضْعافاً وَمَزیداً ، وَأَعْطَیْتَنی مِنْ رِزْقِکَ اعْتِباراً وَفَضْلاً ، به جای آورم، و وعده فرمودی که چند برابر سپاسگزاری من، به من پاداش خواهی داد؛ و از رزق و روزیت به من اعتبار و ارزش و فزونی عطا وَسَأَلْتَنی مِنْهُ یَسیراً صَغیراً ، وَأَعْفَیْتَنی مِنْ جُهْدِ الْبَلاءِ وَلَمْ کردی، و در مقابل ، مقدار

کوچک و کمی از آن را از من خواستی ؛ و از سختی و رنج گرفتاری ها عافیتم بخشیدی، و تُسْلِمْنی لِلسُّوءِ مِنْ بَلاءِکَ مَعَ ما أَوْلَیْتَنی مِنَ الْعافِیَهِ ، وَسَوَّغْتَ مرا به بلاهای بدت وانگذاشتی؛ به خاطر عافیتی که با آن مرا سرپرستی نمودی ، و مِنْ کَرآئِمِ النَّحْلِ ، وَضاعَفْتَ لِیَ الْفَضْلَ مَعَ ما أَوْدَعْتَنی مِنَ از عطایای کریمانه ات بخشیدی ، و فضل و احسان را بر من دوچندان نمودی با آنچه از الْمَحَجَّهِ الشَّریفَهِ ، وَیَسَّرْتَ لی مِنَ الدَّرَجَهِ الْعالِیَهِ الرَّفیعَهِ ، طریقه شرافتمندانه در وجودم ودیعه نهادی ، و درجه والا و بلندمرتبه ای را برایم فراهم فرمودی؛ وَاصْطَفَیْتَنی بِأَعْظَمِ النَّبِیّینَ دَعْوَهً ، وَأَفْضَلِهِمْ شَفاعَهً ، مُحَمَّدٍ و برگزیدی مرا در دوران پیامبری که از جهت فراخوانی ، بزرگترین انبیا و از جهت شفاعت ، برترین آنها است ؛ یعنی حضرت محمّد صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ الِهِ . أَللَّهُمَّ فَاغْفِرْ لی ما لایَسَعُهُ إِلّا مَغْفِرَتُکَ ، که درود خدا بر او و آل او باد . بار خدایا ؛ بیامرز برای من آن چه را که جز آمرزش تو فراگیر آن نباشد ، وَلا یَمْحَقُهُ إِلّا عَفْوُکَ ، وَلا یُکَفِّرُهُ إِلّا فَضْلُکَ ، وَهَبْ لی فی یَوْمی و جز عفو و بخشش تو آن را نابود نکند ، و جز فضل تو آن را نپوشاند . و امروز به من یَقیناً تُهَوِّنُ عَلَیَّ بِهِ مُصیباتِ الدُّنْیا وَأَحْزانَها بِشَوْقٍ إِلَیْکَ ، یقینی عطا کن که با آن تمام مصیبت ها و غصّه های دنیا را به واسطه اشتیاق به سوی خودت وَرَغْبَهٍ فیما عِنْدَکَ ، وَاکْتُبْ لی عِنْدَکَ الْمَغْفِرَهَ ، وَبَلِّغْنِی الْکَرامَهَ ، و میل و

علاقه به نعمت هایی که نزد تو است آسان گردانی . و برایم نزد خودت بخشش و مغفرت را بنویس ، و مرا به کرامت برسان ، وَارْزُقْنی شُکْرَ ما أَنْعَمْتَ بِهِ عَلَیَّ ، فَإِنَّکَ أَنْتَ اللَّهُ الْواحِدُ الرَّفیعُ و سپاسگزاری از نعمت های ارزانی شده ات را نصیبم کن؛ زیرا تو خدای یکتا، والا، الْبَدی ءُ الْبَدیعُ السَّمیعُ الْعَلیمُ ، اَلَّذی لَیْسَ لِأَمْرِکَ مَدْفَعٌ ، وَلا آغازگر، نو آور، شنوا و دانا هستی؛ خدایی که دستورت قابل رد شدن نیست؛ عَنْ قَضآئِکَ مُمْتَنِعٌ ، أَشْهَدُ أَنَّکَ رَبّی وَرَبُّ کُلِّ شَیْ ءٍ ، فاطِرُ و باز دارنده ای از حکم و قضای تو وجود ندارد. گواهی می دهم که پروردگار من و پروردگار هر چیزی تو هستی؛ السَّماواتِ وَالْأَرْضِ ، عالِمُ الْغَیْبِ وَالشَّهادَهِ ، اَلْعَلِیٌّ الْکَبیرُ . آسمان ها و زمین را آفریدی؛ آگاه از پنهانی و آشکاری؛ بلندمرتبه و بزرگ هستی. أَللَّهُمَّ إِنّی أَسْأَلُکَ الثَّباتَ فِی الْأَمْرِ ، وَالْعَزیمَهَ عَلَی الرُّشْدِ ، خدایا؛ به راستی از تو ثبات و پایداری در امر دین و ولایت، اراده قوی بر کامل شدن وَالشُّکْرَ عَلی نِعْمَتِکَ ، أَعُوذُ بِکَ مِنْ جَوْرِ کُلِّ جآئِرٍ ، وَبَغْیِ کُلِّ و سپاسگزاری نعمت هایت را درخواست می کنم. به تو پناه می آورم از جور و ستم هر ستمگر، و از تجاوز و ستم هر باغٍ ، وَحَسَدِ کُلِّ حاسِدٍ ، بِکَ أَصُولُ عَلَی الْأَعْدآءِ ، وَبِکَ أَرْجُو ستم پیشه و حسادت هر حسود؛ با کمک تو بر دشمنانم هجوم می آورم و چیره می گردم ، وِلایَهَ الْأَحِبَّآءِ مَعَ ما لا أَسْتَطیعُ إِحْصآءَهُ ، وَلاتَعْدیدَهُ مِنْ عَوآئِدِ و سرپرستی دوستان را نیز از تو اُمید دارم، با این که نمی توانم فَضْلِکَ ، وَطُرَفِ رِزْقِکَ

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه