کمیل و دعایش صفحه 5

صفحه 5

سپس امیرالمؤ منین به کمیل فرمود . عقل و خرد در وسط اینهاست تا هر کس هر چه بگوید یا قضاوت کند از روی قیاس و میزان معقول باشد .

بعد از بیان این مطالب صاحب روضات الجنان گوید : این جریان کمیل با امیرالمؤ منین از حکمتهایی است که کمتر در کتابهای حدیث نظیر آن دیده می شود و خود دلالت دارد که کمیل دارای معرفتی کامل و منزلتی بزرگ و در معنویات دارای مقامی رفیع و قدری منیع بوده است .

نیشابوری در رجال خود گوید که : کمیل از خواص اصحاب امیرالمؤ منین است که حضرت او را ردیف خود بر شتر سوار کرد سپس کمیل از امیرالمؤ منین سؤ ال کرد :

یا امیرالمؤ منین (ما الحقیقة فقال مالک و الحقیقة فقال اولست صاحب سرک قال بلی ولکن یرشح علیک ما یطفح منی فقال او مثلک تخیب سائلا فقال الحقیقة کشف سبحات الجلال من غیر اشارة فقال زدنی بیانا قال (علیه السلام ) محو الموهوم و صحو المعلوم فقال زدنی بیانا قال هتک السر لغلبة السر فقال زدنی بیانا قال نور یشرق من صبح الازل فیلوح علی هیا کل التوحید آثاره فقال زدنی بیانا فقال اطف السراج فقد طلع الصبح ) .

از امیرالمؤ منین سؤ ال می کند که حقیقت چیست ؟ - ظاهرا مقصود کمیل سؤ ال از حقیقت ذات مقدس است - لذا امیرالمؤ منین به او می فرماید (تو کجا ، حقیقت ذات کجا ؟ ) به قول شاعر

برد خرد پی به کنه ذاتش

اگر رسد خس به قعر دریا

( کمیل اصرار می کند که آیا من صاحب سر تو نیستم ؟ حضرت فرمود بلی تو صاحب سر من هستی ولی رشحه هایی که از اسرار درونی من سرریز می کند به تو می رسد .

عرض می کند آیا شخصی مثل شما سائل را ماءیوس می کند ؟ با این اصرار حضرت شروع می کند به بیان این مطالب که حقیقت کشف سبحات جلال است بدون اشاره ، یعنی حقیقت ذات را جز از طریق کشف نمی شود درک کرد . یا این که حقیقت ذات را جز از طریق تنزیه نمی شود شناخت - یعنی ذات مقدس را منزه دانستن از تمام چیزهایی که ما آن را تصور می کنیم . عرض کرد بیش از این بیان فرمایید . فرمود : انسان باید بداند که خدا در وهم او نیاید . همان طوری که در جایی دیگر امیرالمؤ منین فرمود (کلمامیز تموهم باوها مکم فی ادق نظر فهو مخلوق مثلکم مردود الیکم ) یعنی آنچه در وهم شما باید خدا نیست و مخلوق شما است . (وصحو المعلوم ) یعنی علم با آگاهی یا مقصود آنست که معلومات انسان به کشف و روشنائی کامل برسد ، که تقریبا جمله دوم بیانی است برای جمله اول که (محوالموهوم ) باشد .

یعنی هنگامی که انسان از عالم موهومات رها شد و علم خالصی پیدا کرد که در او هیچ گونه وهمی نباشد آنجاست که علم کشف حقیقت می کند . چون (صحو) در لغت به معنی بر طرف شدن ابر ، و صاف شدن هوا است که تقریبا موهومات به منزله ابر است که جلو معلومات را می گیرد ، وقتی آن ابر موهومات برطرف شد آفتات حقیقت ظاهر می شود که (صحوالمعلوم ) است .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه