تاملی در معنای مناسک حج صفحه 98

صفحه 98

پشت همین کوه، آخر این خیابان، انتهای این تونل، پشت این پیچ، بالای این شیب، به «خانه» برسی. آخرین دقایق را باید غنیمت بشماری و خود را آماده دیدار کنی. بسیاری از مناسک و واجبات حجّ فرصتی است برای فکر کردن. حتّی اذکار وارده از معصومین نیز جملگی محرّک و برانگیزاننده اندیشه‌اند. وقوف، بیتوته، طواف، سعی، و حتّی مشاهده کعبه به خصوص در لحظه اوّل که همه تصوّرات و خیالات و اوهام و حالات و عادات و رؤیاهای انسان را به هم می‌ریزد. گویا انسان همه وجودش چشم می‌شود و اندیشه. زبان یارای گفتن ندارد و پاها توان حرکت را از دست می‌دهند و حتّی نمی‌توانند، جسم را سرِ پا نگهدارند. بی‌اختیار بر زمین می‌افتی و به سجده می‌روی و در اینجاست که باز ناخودآگاه، زبان باز می‌شود: «سُبْحانَ رَب- یَ الأعْلی وَبِحَمْدِه»؛ تسبیح و تحمید.

در کنار کعبه می‌فهمی که تنها این خانه ساده تهیِ سنگیِ کوچک، با مقیاسی انسانی و باعظمت و شریف و زیبا و با ارزشی خدایی، می‌تواند همه اعضاء و حواسّ تو را آزاد بگذارد تا بتوانی روح خود را برای ادراک و احساس وارد میدان کنی که خداوند را با چشم سر نمی‌توان دید، ولی با چشم دل چرا. و اگر کعبه، معبد مسلمانان، با شکوه ظاهری و با رنگ و لعاب و در بردارنده آثار هنریِ با نقش و نگار بود، حواسّ طبیعی مشغول می‌شدند و روح «بی‌کار و معطّل» می‌ماند. عالم مادّه چگونه حجابی است که حتّی حجاب روح می‌شود.

ح-- جاب چه- ره جان می‌شود غ- بار تنم

خوشا دمی که از آن چهره، پرده برفکنم

(حافظ)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه