حج (با تجدید نظر) صفحه 115

صفحه 115

ریختن خود او نیست، بلکه آزادی توست. ما می‌خواهیم تو آزاد شوی، می‌خواهیم در قلب تو ذره‌ای از مهر غیر خدا نباشد.

شاید یکی از فلسفه‌های این همه ناگواری‌ها در زندگی به خاطر آن است که ما به دنیا دلبند نباشیم، هر کجا لازم شد از دنیا بگذریم، از مال و فرزند و مقام و جان بگذریم، باید در سرزمین منی چند روز بمانیم، دعا و مناجات و معرفت، به زمانی طولانی نیازی ندارد، لذا ما هم در عرفات یک روز و یا نصف روز بیشتر نمی‌مانیم، جمع کردن سنگ و آماده شدن نیز خیلی سخت نیست، لذا در مشعرالحرام هم چند ساعتی بیشتر نمی‌مانیم، اما دل کندن از فرزند و مال و جان، کار بسیار مشکلی است، مرحله عالی از ایثار و عمل است. در اینجا باید، چند شبانه‌روز بمانیم، از کلاس شناخت و شعار، زود فارغ‌التحصیل می‌شویم، ولی در کلاس ایثار و اخلاث باید مدت طولانی توقّف کنیم.

تا دل از مال و لذت و همسر نکنیم به جایی نمی‌رسیم.

دل کندن، رمز رسیدن به مقام است.

اگر یوسف (علیه‌السّلام) در صحنه لذت، دل نمی‌کند، به آن مقام والا نمی‌رسید.

اگر حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام) از همسر و فرزند دل نمی‌کند، مؤسس و بنیان‌گذار حج نمی‌شد.

اگر هاجر، هفت بار با هیجان و پریشانی میان کوه‌های صفا و مروه به تلاش نمی‌پرداخت، آب زمزم از زیر انگشتان اسماعیل (علیه‌السّلام) نمی‌جوشید.

تا نبارد ابر، کی خندد چمن؟ تا نگرید طفل، کی نوشد لبن؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه