- مقدمه معاونت آموزش و تحقیقات 1
- پیشگفتار 3
- مقدّمه چاپ اول 13
- اهمیّت حج 15
- حج در روایات 16
- حج، یک بسیج توحیدی است 18
- حج، بندگی خدا است 18
- حج وسیله آزمایش است 19
- حج، ایثار و فداکاری است 19
- حج، زنده کردن آثار رسول خداست 20
- جاذبه کعبه 21
- حج، تقویت و اصلاح ایمان است 21
- حج، آرامبخش است 21
- حج، فرار از گناهان 23
- حج، میعاد و بیعت با امام است 23
- حج، وسیله استواری مسلمانان است 24
- مکه، خانه امن است 26
- پیامگیری و پیامرسانی 27
- اعلام برائت از کفار و دشمنان اسلام 28
- حج، بیمه کردن انسان از فقر است 29
- حج، محرّک چرخ اقتصاد است 30
- حج، مرکز تبلیغات است 31
- تلاش برای حج 32
- حج، جهاد ضعفا است 36
- قصد قربت 39
- در آستانه حج 43
- حلالیّت خواستن 44
- سفر و فواید آن 45
- گوشهای از اخلاق و آداب سفر 46
- نکاتی دیگر در باره مسافرت 47
- هماهنگی با مسافران 48
- مخارج سفر حج 50
- کم کم حرکت میکنیم 51
- خدمت به خانواده حجاج 51
- وقتی از خانه خارج میشویم ... 52
- اعمال حج 55
- در میقات چه کنیم؟ 56
- حرم و مکه 59
- مسجدالحرام 61
- طواف 63
- چند نکته لطیف در طواف 66
- نماز طواف 67
- مسأله امامت و حج 68
- یک نکته بسیار مهم 68
- سعی صفا و مروه 72
- تقصیر 75
- ایام فراغت در حج 75
- بهترین کار در ایام حج 78
- نحوه برخورد 87
- اعمال حج شروع میشود 91
- به سوی عرفات میرویم 94
- روز عرفه 97
- عرفه و امام حسین (علیهالسّلام) 99
- حسین (علیهالسّلام) و عرفه 100
- مشعر 102
- حرم در حرم 109
- مِنی 111
- رَمْی جَمْرَه 112
- قربانی 118
- سیر کردن گرسنگان 127
- نگاهی به گرسنهها 128
- منی، سرزمین آزمایش است 133
- آزمایش 134
- حلق و تقصیر در منی 136
- بیتوته در منی 137
- خروج از منی 139
- طواف 140
- قبرستان ابوطالب 141
- نماز طواف 141
- خدیجه (علیها السلام) 141
- پیمان خدیجه 144
- فوت خدیجه 144
- ابوطالب (علیهالسلام) 145
- حمایت «مکتبی» نه «عاطفی» 146
- ابوطالب (علیه السّلام)، مؤمن قریش 147
- از مکه بیرون میرویم 154
- سفارشی از امام صادق (علیه السّلام) 156
- به سوی مدینه 158
- به سوی مدینه 161
- اشاره 163
- زیارت پیامبر اکرم (صلّی اللَّه علیه و آله) 163
- 2- تایید عملی 165
- 1- زیارت، قدردانی از زحمات است 165
- 4- هشدار به ستمگران 166
- 3- شکوفا شدن خصلت مظلوم یابی 166
- 6- تقرّب به اولیای خدا 167
- 5- مرکز شناسایی همفکران 167
- 7- زیارت اولیای خدا؛ یعنی، ارزیابی 167
- عذرخواهی از رسول اللَّه (صلّی اللَّه علیه و آله) 168
- فکر و تأمل در کنار مسجد 173
- ناله از وضع مسجد 174
- معنای شرک 178
- شاهد از تاریخ و سیره 181
- توسل و تبرک و استشفاء 181
- کدام برخورد بهتر است؟ 194
- قبرستان بقیع 197
- زیارت حضرت زهرا (سلاماللَّه علیها) 216
- بیت الاحزان 220
- اشاره 220
- 2- فاطمه بنت اسد، 220
- قبور بزرگان دیگر 220
- 1- عثمان بن مظعون، 220
- 4- حلیمه سعدیه، 221
- 3- سعد بن معاذ، 221
- 5- عباس، عموی پیامبر اکرم (صلّی اللَّه علیه و آله) 222
- 6- ابراهیم، 223
- 9- نافع (بزرگ قرّاء) و ابوسعید خدری 224
- 10- قبر عبداللَّه بن جعفر طیار «3»، 224
- 11- قبور عاتکه و صفیه، 224
- 7- قبر سه دختر رسول گرامی (صلّی اللَّه علیه و آله) 224
- 8- قبر چند تن از شهدای احد 224
- شهدای احد 225
- حضرت حمزه سیدالشهدا 229
- نام شهدای احد 234
- یک درس مهم 236
- شرط امدادهای غیبی در جبههها 239
- گنجینههای ویران 240
- لزوم هدایا 243
- بازگشت به وطن و خرید سوغات 244
- تشکر و عذرخواهی 248
- خدمتگزاران 249
- ولیمه 249
- استقبال از حجاج 249
- چند نکته مهم 250
- تذکرات اخلاقی 251
- پایان نامه 252
فقیری است که علاوه بر تقاضای کمک، اعتراض هم میکند «1»، چه زیباست که هم استفاده خود حجاج و هم اطعام دیگران را کنار هم مطرح کرده است و اطعام شوندگان را با یک چشم دیده (خواه افراد قانعی که به هنگام اطعام، دعا میکنند و شاد میشوند، خواه کسانی که زخم زبان زده و اعتراض مینمایند) و این نشان دهنده بینش وسیع اسلام است که سفارش میکند نه خود را فراموش کنید نه دیگران را و در تقسیم گوشت و اطعام، پایبند تملّق یا دعا و تواضع فقیر نباشید. او را سیر کنید، گرچه با شنیدن زخم زبان باشد.
آری، اسلام برای هر چیزی حدّ اعتدال را در نظر گرفته است.
فقیری خدمت رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) رسید، و از حضرت (که چیزی برای بخشش نداشت) تقاضای پیراهن کرد. رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) پیراهن خود را بیرون آورد و به او بخشید. همین که وقت نماز شد، پیامبر اکرم (صلّی اللَّه علیه و آله) به خاطر نداشتن لباس به مسجد نرفت، این ماجرا سبب زخم زبان کفار شد که بگویند: پیامبر (صلّی اللَّه علیه و آله) خواب رفته و یا در خانه سرگرم است. «2» آیه نازل شد که: «وَ لَاتَجْعَلْ یَدَکَ مَغْلُولَةً إِلَی عُنُقِکَ وَلَا تَبْسُطْهَا کُلَّ الْبَسْطِ فَتَقْعُدَ مَلُومًا مَّحْسُورًا» «3»
، «دست خود را بر گردن خویش بسته قرار مده، همچون افراد بخیل که گویا دستهایشان به گردنشان با غل و زنجیر بسته شده و قادر به کمک و انفاق نیستند و همچنین، آن را فوقالعاده گشاده مدار و بذل و بخشش را بیحساب مکن که از کار بمانی و مورد ملامت و سرزنش این و آن قرار بگیری».