حج (با تجدید نظر) صفحه 160

صفحه 160

رسول‌خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) رساند، پاهای مبارکش چنان صدمه دیده بود که قدرت راه رفتن نداشت، و رسول‌خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) او را در آغوش گرفته، آب دهان خویش را به پای او مالید که ورم و صدمه پای او برای همیشه برطرف گردید «1».

ما، به سوی مدینه می‌رویم با هدایا و سوغاتی که معمولًا تهیه کرده‌ایم. اما صُهیب (بر وزن حسین)، یکی از یاران رسول‌خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) «2»، همین که خواست از مکه خارج شود، کفار تمام اموالش را گرفته، ضبط کردند، ولی او، دست از اسلام و هجرت و عشق به رسول‌اللَّه (صلّی اللَّه علیه و آله) برنداشت، همین که خبر به پیامبر گرامی رسید، فرمود: «او ضرر نکرد» «3». به هر حال، بسیار بجاست که انسان، گاه و بیگاه، مقایسه‌ای میان وضع خود با اولیای خدا و رفاه خود با شکنجه‌هایی که آن بزرگواران کشیده‌اند، داشته باشد تا روح قدرانی را در خود زنده کند.

مدینه، مدفنِ پیغمبر ماست که خاکش سرمه چشم ترِ ماست

مدینه، مهبط جبریل بوده است مدینه، مرقد چار اختر ماست

مدینه، سرفراز و سربلند است مدینه، داغدار و دردمند است

زدیوار و زمین و کوچه‌هایش صدای ناله زهرا، بلند است

بقیعِ دل خراش ما، در اینجاست قبور اولیای ما، در اینجاست

درونش قبر بی‌نام و نشانی است که می‌گویند آنجا قبر زهرا است

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه