حج (با تجدید نظر) صفحه 233

صفحه 233

برادر شهیدش را ببیند، پیامبر اکرم به فرزند صفیه گفت: مادرت را منصرف کن. آن بانوی اسلام گفت: من می‌دانم؛ برادرم شهید شده است و بدن مبارکش را قطعه قطعه کرده‌اند، می‌توانم صبر کنم، این شهادت‌ها را در راه خدا کم است، ما از این پیش آمد، خشنودیم و صبر کرده و در راه خداوند متعال به حساب می‌آوریم، پیامبر اکرم (صلّی اللَّه علیه و آله) که روحیه را آنقدر بالا دیدند، اجازه دادند که خواهر بر سر جنازه برادر حاضر شود، ولی در عین حال رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) دست مبارکش را بر قلب این بانو (که عمه اوست) گذارد، خواهر حاضر شد و گریه‌ها کرد، رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) هم گریه کرد، ولی جمله‌ای برخلاف رضا و تسلیم نگفت «1».

پیامبر اکرم (صلّی اللَّه علیه و آله) هفتاد و دوبار، بر بدن حمزه نماز خواند به این ترتیب که اول بر حمزه نماز خواند، سپس هر یک از شهدا را که می‌آوردند در کنار بدن مقدس حمزه قرار می‌دادند و پیامبر (صلّی اللَّه علیه و آله) بر هر دو نماز می‌گزاردند «2».

حمزه کسی بود که رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) در باره‌اش فرمود: «احَبُّ اعْمامی الَیَّ حَمْزَةُ» «3».

حمزه شهیدی است که پیامبر اکرم (صلّی اللَّه علیه و آله) همین که دید، زنان مدینه برای سایر شهدا عزاداری و گریه می‌کنند، با چشمان اشکبار فرمود: «لکِنْ حَمْزَةُ لا بَواکِیَ لَهُ» «4»

، «حیف، که برای عموی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه