حج (با تجدید نظر) صفحه 73

صفحه 73

اسماعیل عطا فرمود. ساره، همسر اولش از این ماجرا ناراحت شد.

حضرت ابراهیم (علیه‌السّلام)، این مادر و کودک را به فرمان خدا در میان کوههای داغ و بیابان خشک و بی‌آب مکه گذاشت و گفت: «خدایا! من ذریه‌ام را در این بیابان می‌گذارم تا نماز برپا نمایند» «1» سپس از مکه بیرون رفت غذا و آب مادر و کودک، تمام شد. کم‌کم شیر مادر هم خشک گردید، کودک نوزاد، دست و پا می‌زد، مادر، سراسیمه روی کوه صفا آمد، آبی ندید، به سوی کوه مروه رفت، خبری نشد، دوباره به سراغ صفا آمد تا شاید از پرنده‌ای یا درختی خبر آبی بگیرد، ولی چیزی نیافت و این عمل را هفت بار تکرار کرد. ولی در پایان کار، دید از زیر انگشتان کودک آبی می‌جوشد! «آب زمزم» «2».

آری، خداوند لطف می‌کند، اما بعد از سعی. ما باید سعی خود را بکنیم تا خداوند از راههای گوناگون ما را مورد عنایت و لطف خویش قرار دهد. مادر، در دور دست، انتظار آب داشت ولی خداوند آن را زیر انگشت کودک قرار داد.

در حدیث می‌خوانیم که آب زمزم بهترین آب است «3» و خداوند آن را دوای دردها قرار داده است- و زمانی که رسول خدا (صلّی اللَّه علیه و آله) در مدینه بود، دوستان او آب زمزم را از مکه به عنوان هدیه می‌آوردند و پیامبر (صلّی اللَّه علیه و آله) با روی باز قبول می‌فرمود «4».

امروزه، هر حاجی باید هفت مرتبه، میان دو کوه راه برود، از صفا شروع

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه