حج برنامه تکامل صفحه 116

صفحه 116

وَ قالَ رَبُّکُمُ ادْعُونِی أَسْتَجِبْ لَکُمْ (1) 1

خدای شما فرموده است، بخوانید مرا تا دعای شما را اجابت کنم.

سر به آستان و صورت به خاک و دست به دامن بیا! با دلی سوزان و چشمی گریان، ناله‌ای از صمیم جان، برکش: یا کَریمَ الْعَفْوِ، یا حَسَنَ التَّجاوُزِ، یا قَدِیمَ الْاحْسانِ.

وَ أَنَا، یَا إِلَهِی، عَبْدُکَ الَّذِی أَمَرْتَهُ بِالدُّعَاءِ فَقَالَ لَبَّیْکَ وَ سَعْدَیْکَ، هَا أَنَا ذَا، یَا رَبِّ، مَطْرُوحٌ بَیْنَ یَدَیْکَ. أَنَا الَّذِی أَوْقَرَتِ الْخَطَایَا ظَهْرَهُ، وَ أَنَا الَّذِی أَفْنَتِ الذُّنُوبُ عُمُرَهُ، وَ أَنَا الَّذِی بِجَهْلِهِ عَصَاکَ، وَ لَمْ تَکُنْ أَهْلًا مِنْهُ لِذَاکَ. (2) 2

من، ای خدا، آن بنده‌ات هستم که او را امر به دعا فرمودی و گفت لبّیک و سعدیک. اینک منم ای پروردگار، بنده افتاده در پیشگاهت. منم آن که پشتش از بار خطیئات، سنگین گشته. منم آن که گناهان، عمرش را تباه ساخته. منم آن که از روی جهالت، تو را نافرمانی کرده و حال آن‌که تو سزاوار عصیان و نافرمانی نبودی.

سلطان عادل و کریم، جمعی در خانه او خدمتکارند. کار می‌کنند و مزد می‌گیرند.

مسکین بینوایی از راه می‌رسد. سر به دیوار خانه سلطان می‌گذارد و ناله سر می‌دهد که من اگرچه این لیاقت را نداشتم که در سلک کارکنان و خدمتگزاران آستانت باشم، ولی پناه به کرم سلطان آورده‌ام. به گدایی به در خانه شاه آمده‌ام. رحمی کنید و عنایتی بفرمایید.

چه بسا سلطان کریم، به این گدای مسکین، عطیّه‌ای بدهد که فوق عطیّه کارکنان آستانش باشد.

می‌فرماید:

عِبادِی اعْطَیْتُکُم اجُورَکُم وَلَمْ الِتْکُم مِنْ اعمالِکُم شَیْئاً، وَسَأَلَنِی هؤُلاءِ فَاعْطَیتُهُمْ وَهُوَ فَضلِی.

همچنان که من عادل‌تر از این هستم که بهعاملین دستگاهم، اجر و مزد ندهم، همچنین کریم‌تر از این هستم که بهسائلین درگاهم، تفضّل و احسان نکنم و دست


1- . سوره غافر، آیه 60.
2- . قسمتی از دعای 16 «صحیفه سجّادیّه».
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه