حج برنامه تکامل صفحه 55

صفحه 55

حاجی تو نیستی، شتر است، از برای آنک بیچاره خار می‌خورد و بار می‌برد

حجّ حضرت ابراهیم علیه السلام، یک حجّ روحی بود

اگر می‌بینیم حضرت ابراهیم خلیل علیه السلام، تا آن درجه از رضا و تسلیم رسیده است که وقتی از طریق الهامات الهی، مأمور به ذبح فرزند می‌شود، بی‌درنگ آستین بالا می‌زند و فرزند جوان و پیوند دلش را، به زمین می‌خواباند و کارد برنده به گلویش می‌گذارد و جز امتثال فرمان خدا و عرض عبودیّت به پیشگاه حضرت معبود به چیزی نمی‌اندیشد، این درجه از عرفان و راه‌یابی به ساحت قدس ربوبی نتیجه سیر واقعی و حجّ حقیقی آن حضرت است. هم او که راستی عازم حجّ و زیارت خدا شد. از روی صدق و صفا، لباس لذّات و تمایلات دنیایی را، از قامت جان برانداخت و یک جامه سرتاسری تسلیم در برابر امر خدا، بر خود پوشید و از صمیم دل، به دعوت حضرت حق، لبّیک اجابت گفت.

قدم در حریم حرم نهاد و در دامن کوه عرفان و معرفت خالق سبحان، مقیم گشت و مشاعر روح و جان خود را، غرقگاه سلطان عالم هستی قرار داد و همه چیز دنیا را سنگریزه‌ای بی‌ارزش دید، در آن حال بود که فرزند جوانش، اسماعیل را به امر خدا، به قربانگاه کشاند و در بیابان منی بر زمین خواباند و کارد به گلویش کشید که:

انّی وَجَّهْتُ وَجْهِیَ لِلَّذِی فَطَرَ السَّمواتِ وَالْارْضَ. (1) 1

من، به حق، چهره جانم را از همه چیز برگردانیده‌ام، از مال و جان و فرزند، گذشته و یک جا، رو به خدای آفریننده آسمان‌ها و زمین، آمده‌ام.

آری، به این حال رسیدن، طیّ مراحل، لازم دارد؛ گذشتن از لذّات و پانهادن بر روی تمایلات و رمی جمرات و سنگ زدن به شیاطین اغواگر مظاهر دنیا می‌خواهد، تا به جایی برسد که به راستی، خدا و رضای خدا را محبوب‌تر از فرزند و جان خود بداند.

1- انعام: 79

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه