نامگذاری نمیخواهیم اصطلاح جدیدی جعل کنیم و بگوییم حج همان نماز است و نماز همان حج، استقلال این دو عبادت نزد ما مسلّم و معلوم است، غرض ما در استفاده از تعبیر «نماز بزرگ» برای حج، هم تشبیه این دو عبادت به یکدیگر است، تشبیهی که چنانکه بعدها خواهیم دید ناموجه نیز نیست و هم نگاهی است به «حج» از منظر «نماز». میخواهیم حج را از نظرگاه نماز تماشا کنیم و به کمک مفاهیم و معانی آشنای نماز نوری به صحنه حج بتابانیم و آن صحنه را با پرتو این نور روشن کنیم. درک رابطه میان حج و نماز، دشوار نیست. مگر نه آن است که هر روز از بامداد تا شام، پنج مرتبه، در هر کجای جهان که ساکن باشیم، رو به سوی کعبه میایستیم و نماز میخوانیم؟ حال اگر روز توانستیم در کنار کعبه باشیم، چه نمازی باید بخوانیم؟ ما که عمری، کعبه را ندیده، بدان عشق ورزیدهایم اگر روزی کعبه را ببینیم چه باید بکنیم؟
باده درد آلودشان مجنون کند
صاف اگر باشد ندانم چون کند
پیشتر اشاره کردیم که درک اسرار حج از خود حج، با همه دشواری که دارد، مشکلتر است. ما معتقدیم با حرکت از نماز به سوی حج و با تکیه بر درکی که از نماز داریم،