فرو نهادن اسلحه، و بالاخره تراشیدن موی سر، همه و همه تمرینی است برای دور شدن از دامگاههای شیطان. این جنبه سلبی و بازدارنده حج در نماد پرتاب سنگ به سوی شیطان، یعنی در «رمی جمرات»، از همه جا محسوستر و ملموستر میشود. این پرتاب سنگ و این «دور شو، کور شو» که به شیطان میگوییم برای دست کشیدن از فحشا و منکر است.
اما مهمتر از این جنبه بازدارنده، جنبه مثبت حج است که همانا آشنا شدن حاجی است با روح توحید و راه یافتن او به حریم قدس الهی و دل را به یاد او سپردن و طعم عبادت عاشقانه و عارفانه را چشیدن و با معبود و معشوق حقیقی راز و نیاز کردن و تعالی یافتن و قطرهآسا، راهی دریا شدن و ذرهوار به خورشید نگاه کردن و نورانی شدن و همه چیز را دوباره در پرتو آن نور دیدن و به همه چیز رنگ خدایی زدن و معنای خدایی دادن. درک این معانی حج و تربیت شدن در مدرسه حج، مستلزم حضور قلب در حج است، همان طور که در نماز هم باید حضور قلب داشت.
خوشا به حال آن حاجی که در حج در کنار خانه خدا، حضور قلب داشته باشد و مرادش از طواف به دور خانه، عشق ورزیدن به صاحب خانه باشد و مقصودش از «استلام حجر» یعنی دست کشیدن به حجرالاسود که بسیار مستحب دانسته شده، دادن دست بیعت با خداوند باشد. خوشا به